دختر کوچیکه که نفس خونمونه کنارم نشسته بود گفت :مامان چرا بعضی ها خیلی خوشبخت و خوش شانس هستند هر کاری دلشون بخواد میتونند انجام بدن احتمالا شاید منظورش این بود که از نظر مالی خیلی توانمند هستند . گفتم :زمانی میتونیم بگیم یکی خیلی خوش شانس و خوشبخت هست که کل سرگذشتش رو از تولد تا مرگش رو بدونیم خوب ...
بردار زاده ام اومد گوشی منو گرفت گفت برای مامانم می خوادیم یه دقیقه لازم داره. منم رمز باز کردم دادم برد بعد نیم ساعت وقتی آورد متوجه شدم توی اینستا من سرک کشیده 😒 گفته بود فقط روبیکا لازم دارم. رفتارش خیلی زشت ینی اگه رودر رو میگفت ناراحت نمی شدم من چیزی اینستا ندارم رمز اینستا ام رو به داداش دادم ...
بعد از رفتن پیش اون دکتر به قول خودم رفرنس که فکر نمیکردم اینطور ویزیت کنه و ذهنیت بهتری داشتم مثلا فکر میکردم الان با دقت عکس ها رو نگاه میکنه و واقعا بررسی میکنه البته شاید هم من یه طوری حرف زدم که باعث شد دکتر سرسری و بی توجه جواب سربالا بده و... خوب تصمیم گرفتم برای اینکه خودم رو محک بزنم و بتون ...
خاکستری عزیزم، می دونی به این نتیجه رسیدم که لذت بردن از زندکی به این معنی نیست که تو منتظر رسیدن یه لحظه خیلی خاص و شاد بمونی. بلکه لذت بردن از زندکی به این معنی هست که تو از مسیری که داری طی می کنی لذت ببری. می دونم حرفهام خیلی کلیشه ای به نظر میاد ولی "باور داشتن" به حرفی که می زنی نسبت به صرفا ش ...
خیلی وقت بود مسعود میگفت برو ببین چه کتابهایی به چه میزان در انبار داریم ولی حس و حالش نبود، آخرش قرار بود یک روز با هم بریم این کار رو انجام بدیم. امروز بهش زنگ زدم که حاضری بریم؟ گفت نه واقعا حس و […] ...
فقط اندکی دیگر مانده بود برسد که ناگهان احساس کرد به دیواری نامرئی خورده است. از رفتن باز ماند و به عقب کشیده شد. چند ثانیه زمان برد تا بفهمد که چه اتفاقی افتاده است. به زمین نگاه کرد. چرخ کوچکِ چمدانش بین میلههای دریچهای آهنین گیر کرده بود. صدایی از پشت سرش گفت: «عجله کردنت برای چیست!»درحالی که س ...
1. کلافه و عصبانی داشتم دنبال جای پارک می گشتم،یهو یک پیرمرد زد به شیشه ماشین و گفت: - ما داریم میریم.شما بیا جای ما اتوبان بود و دنده عقب گرفتن خطرناک. یکی از پیرمردها ماشین خودش را از پارک بیرون آورد و آن یکی منتظر ماند تا من ماشینم را پارک کردم بعد رفتند. ◇ جایی شنیدم که خوشبختی این است که آدم ها ...
تراپی امشب هم مثل همیشه فوق العاده بود. چیزی رو یاد گرفتم که ارزشش بیشتر از هزاران جلسه تراپیه. یاد گرفتم ببخشم. تا الان نمیدونستم بخشیدن چیه؟ چطوریه؟ من یاد گرفتم و این یاد گرفتن باعث شد و میشه بارهایی که الکی تا اینجا به دوش کشیدم از روی شونه هام کم بشه. باشه... باشه دکتر :) من بابامو میبخشم. من ع ...
کاش هیچ خردادی وجود نداشت،هر چقدر بیشتر نزدیکش میشم یک چیزی قلبم رو فشار میده دلم رو به درد میاره... تازگی ها خیلی اینو درک میکنم که یکسری رویاها هستن که همیشه فکر میکنی اگه بهشون برسی خوشبخت ترین ادم دنیا میشی ولی وقتی بهش میرسی میبینی اصلا اینطور نبوده و حالا هر روز و هر روز در حسرت همون روزهایی ه ...
داداش دیروز رفته بود باغ گیلاس چیده بعد امروز صبح میگه این شیشه روهم پر کن ببرم گفتم برا کی می خوای ببری؟ _ خانم دوستم حامله اس هوس کرده براش ببرم😍 حالا کل گیلاس ها یه کیلو نمیشه ها اینو باهم قسمت کردیم.. مهربان من 🫠 حواسش به همه هست الا خواهرش 😂😂😂 بی اغراق 😌 ...