1. با هر ماشین حسابی که حساب می کنم پول رفتن به ژاپن برایم جور نمی شود.تازه من روی مبلغ صد میلیون حساب کرده بودم و جور در نمی آمد و بعد سارا کف پولی که لازم داریم را نفری دویست اعلام کرد.دویست را که شنیدم گفتم: - دویست اصلا برام ممکن نیست.من بیخیال میشم. - حالا خیلی هم بیخیال نشو.تو دو تا کلیه داری! ...
این روزها که به وبلاگستان فارسی نگاه میکنم، حس خوبی میگیرم. اسفند ماه که پستینا رو معرفی کردم خوب یادمه که هر هفته به زحمت ۱۰ تا پست از وبلاگهایی که دنبال میکردم منتشر میشد اما این روزها میبینم که هر دو روز ۱۰ تا پست تازه پیدا میکنم و با اینکه در فصل امتحانات هستیم، وبلاگها فعالیت بیشتری دارن ...
هیولا دفتر و کیف روی صندلی رو برمیداره میذاره یه گوشه و میشینه روی صندلی میگه "من که گفتم قضیه پروندهها رو به هیچکس نگو" سرمو به معنی "دیگه گفتم دیگه.. چیکار کنم..؟" تکون میدم و همینطوری که به یه نقطه خیره شده میگه "حالا خیلی عصبانی شد؟" بهش میگم "گمونم آره" یکم که هر دو ساکت شدیم میگم "فکر کنم بهت ...
مدت ها بود از دوست وبلاگی خبر نیست.. نه وبلاگش نه سایر پیام رسان ها.. آخرین حرفش این بود درس می خونم فرصت ندارم.. اما حقیقت اینکه هرچقدر هم سرت شلوغ باش فرصت یه سلام کردن داری مسئله اینکه نخواستی.. با اینکه من هربار بش کامنت دادم.. الان وبش بودم از جایی عکس گرفته بود که من مدت ها می خواستم اینجا روپ ...
تنها زمانی که برای خودم وقت دارم موقع انجام کار خونه اس و حموم رفتن در واقعه روزمرگی ترین کارهای زندگیم شده تفریحم:) باید توضیح بدم که این خستگی از ناشکری یا کم لطفی به پسرم نیست؟ نه حداقل اینو برای جامعه زنان بچه دار نباید توضیح داد! ...
Perhaps, in another world .I would have been braver شاید، در جهانی دیگر، شجاعتر بودم. I would have faced her not as a fleeting possibility با او روبهرو میشدم نه به چشم فرصتی گذرا، But as a mirror reflecting my own longing for wholeness بلکه همچون آینهای از تمنای تمامیتِ خودم. I would have ris ...
Regret, then, is love left incomplete حسرت، یعنی عشقی ناتمام .A shadow cast by the choices we avoided سایهای از انتخابهایی که نکردیم. ,It whispers of roads not taken صدایی پنهان از راههای نرفته، Of silences that became the language Of .what we were too afraid to say از سکوتهایی که زبانِ ناگ ...
شعر زیر را خودم خیلی دوست دارم. احساس جالبی داره. عنوان شعر In Another World, Another Life هست. ترجمه هم توسط gbt شده پس ممکنه ناکوک باشه. امیدوارم مثل خودم لذت ببرید. . . . . In another world perhaps love would be simpler شاید در جهانی دیگر، عشق سادهتر بود Untethered from fear free of hesitat ...
یکی- دو ماه پیش در یک روز بارانی منتظر تاکسی بودم.تاکسی ها هیچکدام من را سوار نکردند و مجبور شدم مسیرم را به یک راننده پژو ۴۰۵ که توقف کرده بود و از من می پرسید "کجا می خواهم بروم" بگویم.این ماشین ها چون خیلی مسافر ندارند خودشان توقف می کنند و مسیر را می پرسند و معمولا هم مسیر مسافر را می روند.این ی ...
و کماکان ۳۴ سالگی🌷 ...