متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چه سال پراتفاقی؛ پر از فقدان، غم، ترس، تهدید، خشونت. دلم برای یک روزِ آروم تنگ شده. یک روز که بوی خون نده‌. یا شاید روزی که آرزوی خیلیایی بود که آرزو به دل رفتن... چقد زندگی کردن میون هم‌نوعا سخته! غارنشینی گزینه‌ی قشنگی به نظر میاد. یا یه جایی تو دل طبیعت. یه روستا که فقط حیوون ببینی و گیاه. جایی ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تنبور در بلاگیکس تلاش میکند تا زنده بماند : https://tanbur.blogix.ir/      ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دانم اینکه آدم بعد از آخرین پست وبلاگش دوباره پستی منتشر می‌کند، چه معنی دارد، شبیه این می‌ماند که آدم بعد از مرگش دوباره به زندگی برگردد یا مثلاً شبیه آن مهمان‌هایی که بعد از کلی خداحافظی‌کردن، برمی‌گردند و دوباره در خانه را می‌زنند چون چیزی جا گذاشته‌اند. در پست قبل گفته بودم که به بلاگ‌اسکای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  کاش می‌شد به جای نوشتن صدام رو باقی بذارم و در اون صدا فقط بابتش گریه کنم     ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام، سلام آخر. خیلی غریبه که همه دارن پست خداحافظی می‌ذارن. منم یه حسی دارم انگار می‌خوام وصیت کنم! اینجا خیلی وقتا از فکر و احساساتم می‌نوشتم و الانم مثل همه درگیر احساسات مختلفی‌ام. چه نسبت به کشورم و چه زندگی شخصیم. می‌خواستم این همه مدت ننوشتن رو یه شبه خالی کنم اینجا. از خشم و نفرتم، از میل و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

عشق کتاب عزیزم، احساس می‌‌کنم راحتی ما توی فضای وبلاگ از زمانی شروع شد که شروع کردیم به نوشتن نامه‌ها. اونجا بود که واقعا تونستم ببینمت. تونستم ببینم چقدر پاکی و چقدر شفافی و چجوری یه پسر ۱۴ ساله رو در آغوش گرفتی و نجاتش دادی.  ما بزرگ شدیم، درخشش آدم‌ها و خاموش شدنشون رو دیدیم، عاشق شدیم و خیال‌پرد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ماجرای من و بیان از زنگ انشا در کلاس دوازدهم شروع شد... معلم جوان ما با مهربانی پرسید: بچه ها کدومتون وبلاگ داره؟ و من به کلمه آشنای وبلاگ فکر می کردم... و در روزهای خوشی و ناخوشی به این کلبه پناه آوردم... دوستانی پیدا کردم بهتر از برگ درخت...  و حالا وقت عزیمته. گاهی چقدر زود دیر میشود!   به امید پ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یعنی فردا شبش میخوان پاک کنن یا امشب بعد دوازده؟ ببین اصلا منطقی نمیاد برام تو این وضعیت اینطوری حذف شدن بیان.. 1. یا از آب گل آلود میخواد ماهی بگیره    که فععععععک نکنم یعنی هیچجوره نمیخوره از هر جهتی که مینگرم 2. یا خودشون قربانین دارن دستو پا میزنن که این تا حدودی میخوره بهش، با توجه به محتوا و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ساعت دقیق مرگ بیان تا شروع روز ۱۵اسفند یا پایان روز۱۵ اسفند ؟  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید