از قوی بودن حسابی خستم.من که فکر میکردم آدم نازک نارنجی و زود رنجیام، الان اما میفهمم هرچقدر که روحیه لطف و بالاتر از گل بش نگید قویای دارم، دو برابرش پنهوون کارم. من تو اون لحظه گریه نکردم اما اگه ازم بپرسی «خوبی؟» اشکام زودتر از زبونم جوابتو میدن. واقعاً خستم از اینکه بهم میگن تو چقدر بیاحساسی! ...
طراحی کانالهای هوا با خودم بود، البته از نظر معماری، از نظر فنی رو واگذار کردم به یک آدم نادان، متاسفانه فکر میکردم یه چیزهایی بلده، کار برای شرکتهای بزرگی هم کرده بود ولی پارسال زمستون که کار رو تحویل داد، در گرما و سرما […] ...
نشستم پشت میز، به واسطه یک فنجان قهوه که بعد از شام خوردم مثل جغد نشستم پای درس و کتاب ..ذهنم وسط اطلاعات بانکی این طرف و آن طرف میپره، هرازگاهی صدای تیک تیک قطره های آب از بیرون شنیده میشه، و بعد از مدتی قطع میشه، بار اول که صدا رو شنیدم از پشت پرده های زبرا که حالا دیگه به بسته بودن و قطع ارتباط ب ...
بیا از لحظه و جغرافیا رها شویم، بیا به دنیای دیگری سفر کنیم، بیا یادمان برود قبل از این کجا بودیم و چه میکردیم، بیا فراموشی بگیریم و خاطرات و ناخاطراتمان را از یاد ببریم، بیا از ظرف زمان بیرون بیاییم، چشمهایمان را بشوییم و در جهانی دیگر همه چیز را زیباتر ببینیم. میپرسی «مگر میشود فراموش کرد، م ...
نجنگ،استراتژیداشتهباش یعنی آدم باید دمبهدقیقه حتی پیش عزیز ترین کسانش هم که باید خودش بشه با سیاست رفتار کنه که نکنه اتفاقی بیفته اون ناراحت بشه و دلخوری پیش بیاد و ناراحت بشه، یعنی آدم هیچوقت نباید خودش باشِ همیشه باید دروغ بگه نقشبازی و ریاکارانه رفتار کن ِ. این رفتار متاسفانه بواسطهی دل ...
(پست پایین با ناراحتی نوشته شده است) از درد دندونم توی مورد سوم این پست گفته بودم، بالاخره دل رو زدم به دریا و رفتم یک دندونپزشکی. دندون رو داشت برای عصبکشی آماده میکرد و تا یک جایی هم پیش رفت. هر چند که با وجود دو بار بیحسی که زد اما انجام دادن کار توی کانال به شدت دردناک بود اما خب دردش رو ب ...
بیان خلوت شده، ولی این مدلیش رو هم دوست دارم. دست و دلم نمیره تلگرام رو باز کنم. چند روز یک بار یه سری میزنم و به جز پیامهای ضروری (که معمولا هم خبری ازشون نیست)، باقی چیزها رو باز هم نمیکنم. تو خیلی اوقات از روز، حوصله حرف زدن با آدمهای عادی بیرون رو هم خیلی ندارم. خونه بالاخره شکل اسبابکشی ...
سلام. خب من یه مشکلی با وبلاگم دارم که نخواستم بی هوا دستکاریش کنم. اول اینکه قالب وبلاگم قالب ستون هست از مخزن خود بیان عکسش این پایین هست. تغییری توش ندادم جز یکم عرضش را بیشتر کردم و یکم فونتش بزرگ تر کردم بهتر دیده بشه حالا مشکلم چیه؟ مشکلم اینه که وبلاگم وقتی کامنت می ذارن عکس اون صاحب وبلاگ نش ...
اولین کاری که تو خونهی لیلی سالها پیش انجام دادم این بود که روی تراس رو سقف زدم، دورش رو هم شیشه زدم و بخشی از اون رو تبدیل کردم به جکوزی، بخشی هم تبدیل کردم به کتابخونه و محل کار، به نظرم فضای باحالی […] ...
این روزها دائما در سفرم بین گذشته،اکنون، حال و آینده. دائما رشته افکارم تسبیح احساساتم را پاره میکنه. نمی دونم شاید اگر تولدی دیگه بود کار به اینجا نمی رسوندم که چنین دست و پا زدنی ببینم. به قول وبلاگ ناردیس زندگی پاره خطی است بین دو پاره خط تولد و مرگ. اگر خوشی ها ابدی نیستند، مصیبت ها هم پایداری ...