صدای هند رجب به کارگردانی کوثر بن هنیه محصولی تمثیلی از نمونهی دانمارکی «گناهکار» گوستاو مولر، است. فیلم از نظرِ سینمایی حرفِ خاصّی برای گُفتن ندارد: اینسِرتهای معمولی و گاهاً بیش از اندازه که با دوربین روی دست و زومهای متعدد سعی کرده به احساساتِ بازیگر نفوذ کند، کلوزآپهای نصفهنیمه که بخشی از آ ...
مأمور مخفی به کارگردانی کلبر مندونسا فیلیو، نژادی از ژانرِ نوآر در پوستهی معمّا است که چاشنیِ امپرسیونیسم به آن رنگ و لعاب داده. به باور من اوجِ نشانِ کارآگاهی بودنِ یک فیلم در کشف و شهوداتِ هیچکاک نهفته شده که این میان تأکیدِ رابرت مککی به فیلمنامهی «محله چینیها» رومن پولانسکی، بجا است. ذاتِ چُ ...
28 سال بعد: معبد استخوان به کارگردانی دنی بویل یک تراژدیِ سهگانهی انسانی است که از مرگِ احساسات نشأت میگیرد. در پارهای از یادداشتهای خود به این مقولهی مهم اشاره کردهام که مارکی دوساد با همهی میلِ به دیگر آزاری و لذّتی که از آن میبُرد «120 روز در سودوم» را نوشت و پازولینی هم «سالو» را با اض ...
شاه نقشِ شاهد احمدلو در ادامهی پایانِ سینمای ایران حسرتِ نوستالژیهایی مانند «قیصر»، «گوزنها» مسعود کیمیایی، «کندو» فریدون گله و... را در سر دارد. به باورِ من سینمای ایران نیاز به یک خانهتکانیِ اساسی دارد. «قیصر» تمام شده، «سنتوری» مهرجویی، تمام شده و فیلمساز باید کارش نوآوری باشد نه کُپیِ بیکیف ...
مارتی بزرگ یک تخیل بزرگ در قاموسِ ژانرِ بیوگرافی است که گفتمانِ انسانی را به ترجیحاتِ ارتباطی برای کسبِ قدرت اولویت قرار داده. فیلمْ مبانیِ اخلاقیِ ضدِّ الگوریتمی دارد که در راستای مکتب لیبرتین و این اَواخر پروندهی اِپْستین و... حرکت میکند. یک سکانس را با هم مرور میکنیم و بعد در ادامه توضیح میده ...
زوتوپیا فصل دوم به کارگردانی جارد بودش و بایرو رون یک اَبَرسازهی مکانیکیال بر جوهرهی سُلطهجوییِ رسانهای در قاموسِ بَعلیتِ آمریکایی است. این بُت که در راهپیماییِ 22 بهمن سوزانده شد چند مفهوم برای بینندهی کودک و نوجوان دارد. به این چند مفهوم در ادامه اشاره خواهم کرد امّا بطورِ مشخص مخاطبِ هدفی که ...
گیس به کارگردانیِ محسن جسور که فیلمنامهاش را کاظم دانشی بر اساسِ طرحی از مهتاب صداقت نوشته، یک اثرِ متوسط با ظرفیتِ خوب شدن و خوب دیده شدن است. اعتراف میکنم با همهی نقطه ضعفهایی که در سطرهای بعدی به آن اشاره خواهم کرد، «گیس» مردمیترین فیلمِ جشنواره است. قصّهی اجتماعی نوشتن مانند راه رفتن بر لب ...
غبار میمون فیلمِ آرش معیریان بدترین فیلمِ جشنواره است. سینمایی که سر و ته نداشتناش از سکانسهای ابتدایی که بیخود و بیجهت شلوغ هستند و به فیلم ربطی پیدا نمیکنند مشخص خواهد شد. اصلاًَ رابطهی میانِ بیاینا محمودی و پژمان بازغی، در فیلمنامه، تعریف نمیشود. این فیلم قرار بوده یک مینیسریال شود که این ...
همنت ساختهی کلوئی ژائو که موسیقیِ احساسیِ مکس ریشتر را چاشنیِ خود دارد یک پروبلماتیکِ عاشقانه در وصفِ جای خالیِ احساس در تعریفِ انسان و طبیعت است. اگر به گفتهی هگل استناد کنیم و این دیالکتیک را داشته باشیم که سوژه بر گرفته از زبانِ انسان در جغرافیایی است که زیست میکند؛ باید به این فکت اعتراف کرد ...
حال خوب زن به کارگردانی مهدی برزٌُکی و بیلبور به کارگردانی سعید دشتی دو فیلمی بود که در اولین روزِ شانزدهمین جشنواره فجرِ اصفهان دیدم. فیلمِ «بیلبورد» که یک شوخیِ سینمایی است و از نظرِ فنّی به اندازهای دمِ دستی و بد است که حتّی تمرینِ یک فیلم اوّلی هم محسوب نمیشود؛ با رونین، دوربینِ مداربسته، هدای ...