۴۸. تو یه همایشی یکی به اسم ابوالفضل علمدار کنارم نشسته بود. اونم سخنرانی داشت. میگفت هر موقع اسممو گوگل میکنم صحنههای کربلا میاد بهجای مقالههام. داشت آب میخورد (همایش قبل از ماه رمضون بود). به منم تعارف کرد. گفتم نه میل ندارم. یه کم اصرار کرد. گرفتم گفتم چون سقای کربلا هستین. بعد گفتم تازه آب ...
باز پنج شنبه و روز درمان تراپی گروهی ... مسیر خونه تا اونجا با متروعه به طرز عجیبی یه خانوم دستفروش تو مترو داره میگه : « سوراخ گوش بدون درد با گوشواره روکش طلا ... دو جفت ۱۵۰ تومن ... خانوما دستام سبکه اصلا درد نمیگیره ...» فقط میتونم بگم پرهاااام!!! ...
روزهای سرگشتگی بیشتر از همیشه و در همه جا مینویسم. هر جایی بتوانم کلمهای ثبت میکنم. اگر از من بپرسند حال تو پس از جدائی چگونه است؟ نمیدانم چه جوابی بدهم. سعی میکنم به آرامی با آن برخورد کنم. غر نزنم و بپذیرمش. شاید تنها نکته همین باشد: پذیرش! برای آن که بپذیرمش راه طولانی در پیش دارم ولی دارم سع ...
از این سمت تختم، با چشمهای بسته و سرفه های زیاد خودم رو کشوندم به اون طرف تختم، سمت دیوار، اونطرف رختخواب خنک تره و بالشم، گونه ام رو میمالونم رو بالش، تنم میخوره به دیوار، با همون چشم های بسته دستم رو میکشم و خرسی رو پیدا میکنم، میارمش تو بغلم، اونم خنکی اونطرف تخت رو حس میکنه، میچسبه بهم، اون شعری ...
میگن لحظات آخر عمر فعالیت مغز خیلی زیاد میشه و تمام خاطرات آدم مرور میشه. تو لحظات بزرگ دیگه هم این اتفاق می افته مثل مواقع خطر یا لحظه وداع با عزیزان یا اون لحظه خاص لعنتی روئیدن عشق که دیگه شیر فلکه لحظات خاص رو باز میکنه تو زندگی آدم یکی ازین زمانهای پر محتوا و خاص، برام هر سال یکی از سحرهای این ...
اسفند که میشود اشتیاقمان برای برنامه ریزی کردن، از همیشه بیشتر میشود. اما تا به حال چند بار پیش آمده که به تمام برنامههایی که نوشته بودیم جامه عمل بپوشانیم؟ چند بار!؟ مشکل از اراده و تواناییهای ما نیست، مشکل از نحوه برنامه ریزی ماست.در این پست سه نکته مهم دربارهی برنامه ریزی صحیح را مرور میکن ...
- تمام دیشب را سوختم، حالا باید ققنوسوار از خاکسترم بلند شوم؟ . نه، فعلاً. خواهش میکنم. گَرده گَرده خاکسترم خستهاست. ققنوس شدن باشد برای کمی بعد. ...
ساعت سه و ده دقیقه نیمه شب وقت خوبی برای دنبال واقعیت گشتن نیست. این کارها زمان و مکان خاص خودش را دارد. در گمشدگی ای عجیب که حتی نمیدانم خودم را کجا جا گذاشته ام. رو به سقف بلند بلند با خودم فکر کردم که یک شب هایی باید زود خوابید تا هیچوقت به واقعیت فکر نکرد..... ...
از وقتی در مورد آقای دروغگو نمی نویسم، دیگه کامنت های خصوصی پر از فحش و تهمت و تهدید ندارم... ...
K**اثر نورافکن** (Spotlight Effect) یک **سوگیری شناختی** است که در آن افراد تمایل دارند فکر کنند توجه دیگران به آنها بیشتر از حد واقعی است. به عبارت دیگر، فرد احساس میکند که مانند زیر نورافکن قرار دارد و همه به رفتار، ظاهر یا اشتباهات او توجه میکنند، در حالی که در واقعیت، دیگران ممکن است اصلاً متوجه ...