تو این دم عیدی، دل ما شده مثل هوای بهار. یه دم آفتابی. یه دم ابری. یه دم گرفته. معلوم هم نمیکنه کِی چشه. این میون یه سهتار هم خریدم دم عیدی میام تمرینا انجام بدم این هی تغییر مودم باعث میشه که نتونم تمرکز کنم. بخوان حدیث مفصل که چه بر دل ما میگذره. ****** آخ جانا نازنین از عشق مُردم ناز تا کی می ...
امروز اگر مجبور نمیشدم برنمیگشتم تهران، باید واکسن تب زرد میزدیم و میرفتیم قرص مالاریا از مرکز بهداشت میگرفتیم. واقعا از واکسن بدم میاد، البته مشکل اصلی لیلی بود که میگفت نه واکسن میزنم، نه قرص میخورم، تاحالا هم قرص نخورده، اصلا بلد نیست قرص […] ...
دیشب آخرای شب دیدم از آقای ح پیام دارم. راستش هنوز بقیه میوتن و فقط نوتیف این آقا میاد. خیلی تعجب کردم. دیدم نوشته: میشه یه سوال بپرسم؟ من یه استرسی گرفتم. گفتم خدایا چی میخواد بپرسه؟ بعد از دقایقی که من داشتم سکته میکردم، اومد سوال کرد که : توی این مدت با کسی آشنا شدی؟ یا با کسی صمیمی شدی؟ ( از پسر ...
اینکه میگن آدم باید کار و درآمد و روابط و اهداف و آرزوهاشو مخفی نگه داره به نظرم خیلی کار درست و خوبیه. پس بیاین امسال اینو امتحان کنید (اگر تا حالا امتحان نکردین) من چیزایی که تا حالا از کتابهای روانشناسی و تراپیهایی که رفتم رو در این باره اینجا مینویسم: 1- بدترین چیزی که شما رو لو میده، دهن شما ...
مگر زخم هم دوستداشتنی میشود؟ بله اگر نشان دهندهی چیزی باشد، یا معنایی داشته باشد.مطمئن نیستم که زخم باقی مانده از عملِ من، با آن بخیههای نایلونی چه معنایی دارد. اما در حالت ناهوشیار بعد از عمل که بودم، اولین چیزی که گفتم این بود: «I did it» (من انجامش دادم)برای خودم هم جالب است، انگار این همه زب ...
تا اینجای کار بزوووور خودمو بیدار نگه داشتم که نماز صبح پر نشه دعای سحر هم شروع شد رادیو جوان روشنه استاد موسوی قهار با اون صدای طلاییش داره میخونه ۱۳ دقیقه مونده به اذان صبح بوقت تهران... دیشب زندگی پس از زندگی ۲ فروردین رو دیدم و عجیییب منقلب کننده بود این قسمتش... چقد این مجری رادیو جوانو دوست دا ...
فکر میکنم یکی از معضلات مهم زندگی من اینه که سنم با قیافه ام و رفتارم اصلا نزدیکی و تطابق نداره ، امسال تصمیم دارم روی این موضوع کار کنم، من سن الانم رو دوست دارم و دلم میخواد رفتارم و اخلاقم به سنم بخوره، حتی قیافه ام، حتی لباس پوشیدنم... دلم نمیخواد صد تا قسم بخورم تا باور کنن چند سالمه... دارم در ...
جورنشستهام دربارهی جور بنویسم. دربارهی جور بیت شعری از سعدی به ذهنم میرسد که میگوید:سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر نروای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب رالابد اینجا معنی جور همان جفایی است که معشوقه در حق عاشق دارد. چیزی شبیه همهی آن ستمها که عاشق میبیند و به خود بدوبیراه میگوید تا دیگ ...
خاکستری عزیزم، می دونی من همیشه از گذر زمان متنفر بودم. از اینکه آدم های زیبا و توانا روزی پیر و از کار افتاده میشن. از اینکه روزهای خوب زود تموم میشن. از اینکه گل رز فقط مدت کوتاهی تازه می مونه و بعد سریع پژمرده میشه و زیباییش رو از دست میده. احساس می کنم 'زمان' با من دشمنی داره. امروز تصمیم گرفتم ...
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین ؟ سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت؛ منم بهر تو غمخوارترین ! چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین ... + فریدون مشیری ...