امروزه انیمه‌های زیادی رو از رسانه‌ها و استودیو‌های مختلف می‌تونیم پیدا کنیم و ببینیم اما پیدا کردن انیمه‌های خوب و با کیفیت هر روز سخت‌تر و سخت‌تر میشه. Ousama ranking یا به فارسی «رتبه‌بندی پادشان» از اون دست انیمه‌های با کیفیت و خوش داستان هست که شما رو برای چند روز وارد یک دنیای فانتزی و زیبا م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خبر خوب آنکه آن سه نفر رفتند و خبر بد اینکه تاثیر رفتنشان بر میزان تحمل پذیری محیط برای من خیلی کمتر از آن چیزی بود که فکر می کردم.من فکر می کردم اگر این دار و دسته بروند تا سی درصد از سختی شرایط کارم کاسته می شود اما با کمال شگفتی دیدم که این میزان پنج درصد هم نبود.خلاصه که فعلا در این محنت کده گرف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این روزها معمولی بودنم بیشتر از هرچیزی برام پررنگه. من در تمام جنبه‌های زندگی‌م، مثل لهجه‌م، صرفا "خوبم". و نه خوبی که بتونی با اطمینان تاییدش کنی. "خوبی" که طرف یکم فکر می‌کنه، بعد می‌گه خب... آره. خوبه. بد نیست. همچین چیزی. این روزها همه‌ش احساس می‌کنم بیشتر از اینکه به دست بیارم، دارم از دست می‌د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم می خواد یه مسکن قوی بخورم و تایه هفته فقط بخوابم.. دیگه آستانه صبر و مقاومتم به زیر صفر رسیده... امروز دوبار نوشتم وپاک کردم از خودم خجالت کشیدم اینجا از بس غر زدم... کاش می شد یه ماه برم یه جای خلوت تنها بدون گوشی و اینترنت شاید آرووم می شدم شاید حجم غم کم می شد. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میخوام خاطره معلم شدنم رو تعریف کنم. من توی دو چیز خیلی بد بودم. یکی توضیح دادن و یاد دادن و یکی فن بیان و تپق نزدن! و یکی دیگه هم کلا خود برنامه‌نویسی! خیلی آنچنان برنامه‌نویس خوبی نبودم. یکم از زمان کرونا گذشته بود که متاسفانه خانواده ما هم کرونا گرفتن و خیلی زود به منم رسید، به مامانم رسید، مامان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز رازی داشت، دلم مثل کره اسب وحشی در چمنزار فرصتها یورتمه می رفت. ذره های زمان لابلای فراغتهای کوچک  اداری، درخشش الماس داشتند. از فضا نوشابه نور می خوردم و عصاره فرصت می چشیدم.‌نمی دانستم باید چه کار کنم. قرص ویتامین بخورم؟ دوست جدید پیدا کنم؟ بانک بزنم؟ مدیر هلدینگ بشوم؟ بروم کل ایالت کالیفرنی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز، در سایه‌سارِ سکوتِ زرینِ گرین گیبلز نشسته‌ام، جایی که برگ‌های پیچک با باد نجوا می‌کنند و نورِ مهتاب، نقشِ رؤیاها را بر دیوار می‌کشد. آرامشی چنان ناب، مثلِ نخستین قطرهٔ شبنم بر گلبرگِ سحرگاهی، وجودم را فراگرفته است… اما ای دنیا! هشدار که آرامش ما را نخراشی! وصفِ حال: قلبم امروز، آوازی ملایم می ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی از روزها اختصاصی برای لیلی هست، امروز حال و حوصله هیچ کاری نداشتم، دوست داشتم خونه بمونم و کاری نکنم، انتقال این موضوع به لیلی کار خیلی سختی بود و آخرشم نشد، به نظرم اتفاق خیلی خوبی هم بود، تبدیلش کرد به یک روز […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز با یه عده از بازدید کننده ها رفتم کارخونه ، که منم کارخونه رو از نزدیک ببینم ، همینطور که داشتم تو سایت تولید باک ماشین با مدیرای یه شرکت خودروسازی قدم‌ میزدم ، تو دلم داشتم با خدا حرف میزدم .. گفتم خدایا ..‌ چقدر زندگی غیرقابل پیش بینی ه من اصلا فکرشم نمیکردم یه روزی تو همچین سالنی قدم بزنم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خواب معلم ورزش دبیرستانمان و امتحان‌گرفتنش را دیدم. یکی از بخش‌های امتحان این بود که هفت بار دور زمین بسکتبال مدرسه بدویم و او زمان بگیرد و براساس دقیقه و ثانیه‌های دویدنمان نمره بدهد. تئوری خودش این بود که سه دور اول انرژی دارید و باید خوب بدوید. دور چهارم کمی سرعتتان را کم کنید برای تجدید قوا و بع ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید