من گمشدم! نمیدونم کجام! نمیدونم کِی و یا چجوری؟! اصلا خودم گم شدم یا دزدیدنم! خیلی وقته چیزی برای من نمیشه... انگار از یه جایی به بعد دیگه با جسمم نیومدم! گم شدم! وقتی میرم بیرون حس میکنم مثل اصحاب کهف بعد مدت ها وارد عصر جدید شدم! حتما همه چی میشه! فقط اگر پیدام کنن! امشب بیست و هشتمین شب تولدمه و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوست داشتم درگیری ذهنی اینبارم رو رمزدار بنویسم. رمز همون قبلیه. از فردا درس خوندن رو شروع می‌کنم و کتابخونه هم خواهم رفت. دلم آرامش میخواد و کتابخونه آرامش رو بهم میده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از خستگی بدنم داره از هم میپاشه. روحم اما قوت گرفته. تا جایی که بتونم از زندگیم استفاده میکنم و لذت میبرم. چ نتونست راحت بیخیالم بشه اما دیگه واسم جذابیت قبل و نداشت. وقتی رفت بیمارستان، برای ملاقات رفتم پیشش. این حرکت واسه من جسورانه بود. از منطقه امنم یه قدم فراتر گذاشتم. همراه تخت کناری به مامانش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همیشه دلم خواهر می خواسته! نه یکی، نه دو تا؛ چند تا!... همیشه توی خیالبافی هایم با چند خواهر نداشته، داشتم می گفتم و می خندیدم! از آن خنده هایی که ریسه می روی و دل درد می گیری... از آنهایی که حتی بعد از تمام شدن ماجرا، باز هم هر وقت به یادش می افتی، با گفتن تکه کلامی، بقیه را هم به خنده می اندازی. خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بچه که بودم توی محله ای که زندگی میکردیم بچه های هم سن و سال من اکثرا دوچرخه داشتن. خیلی دوست داشتم منم یکی داشته باشم. تا بتونم کنارشون رکاب بزنم و باهاش مسابقه بدم. شور و اشتیاق عجیبی براش داشتم. اما پدرم هیچوقت اجازه دوچرخه سواری بهم نداد. همیشه از این میترسید که یه بلایی سرم بیاد. بخورم زمین دست ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیگه در کائنات موجودی نمونده که بی خبر از پایان نامه من باشه. تقریباً هر کی بهم سلام میکنه، بهش میگم پایان نامه دارم، پایان نامه. اینجا و شما هم که اصلاً در امان نبودید. انشالله هفده تیر به خیر و خوبی تموم بشه، عالَمی از دست من بیاسایند. اما فعلا تا نیاسوده اید، میشه اگر که اهل آشپزی و پخت و پز هستی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توی دوران سربازی، بین اون همه فشار و خستگی و جنگ اعصاب، تنها چیزی که آرومم می‌کرد، یه دفترچه بود. همون سررسید ساده‌ای که توش برای خودم می‌نوشتم. با خیال راحت، بدون فیلتر، بدون قضاوت، بدون ترس، یه جورایی از دنیای پردردسر اطرافم پناه می‌بردم به دنیای آروم کلمات. جایی که خودم بودم.با اختیار، با آزادی.« ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

9 خرداد و 34 سالگی. قدرت در مداومت است. فردا بازهم تلاش خواهم کرد ... (انسانک) چقدر تاثیر گذار بوده این 9 خرداد در آدمی که الان هستم. خبری نیست جز جمع کردن توصیه نامه و ... برای مصاحبه. امروز ساعت 12.30 میرم دانشگاه. انشاالله بشه اونی که میخوام. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

می دونستین 10 خرداد روز جهانی خاله هست!! بعد من امروز مریض شدم.. خواهرم بچه هارو برده خونه پدر شوهر و احتمالا تا عصر هم نمی یان.. وقتی انرژی لازمی ومنبع انرژی کنارت نیست 😔 همه چیز دست به دست هم داده روز خاله رو کوفتم کنه.. ____________________________________________________ یه غم سنگینی روی دلم سنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از مزایای بچه داشتن اینه که مجبوری کلی انیمیشن تماشا کنی، حتی بعضی‌ها رو باید بارها و بارها ببینی، طوری که دیگه می‌تونی در دوبله اون فیلم مشارکت کنی. آلوین هم از اون دست فیلم‌هاست. فکر کنم لیلی اونقدر این فیلم رو ببینه که دیگه […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید