گر نگهدار من آنست که من می دانم چشم را در بغل روغن داغ نگه میدارد! دیشب داشتم کتلت سرخ می کردم. یه کبابو گذاشتم توی بشقاب و چون سریع کفگیرو برش گردوندم چند قطره روغن داغ ازش پرت شد سمت چشمام و اصابتش با گوشه چشممو حس کردم کاملا. خیلی ترسیدم. رفتم صورتمو شستم با اب و صابون و اب یخ و بعدش حسابی وارسی ...
چقدر درد داره قورت دادن کلماتی که میخوام بعد از ساعت 12 بهت بگم. نه چون تو تویی، بلکه چون من منم. من همونیم که کلمههام مثل خار گلهای تازه چیده شده، مثل چایی که صبر نکردی برای خوردنش گلو رو میسوزونه و میره پایین. قبلا به اندازه کافی شجاع نبودم برای فرو دادنشون، ولی الان فهمیدم دیدن درد روی چهره ...
برای وطن گریه کردمبرای خودم بیشترکه چه غریبانه مردمان این دیاریمچه غریبانه که برای فریاد زدن عشق وطن هم، باید دلیل بیاوریم... ...
این چند روز که تلگرام قطع بود یک کانال در بله ایجاد کردم تا بتونم روزمرههای جنگ رو بنویسماگر دوست داشتید بخونید، اینجاست🥰https://ble.ir/dailywriteswar ...
امشب هم زندهام. ۱- بعضی از کاربرا که همیشه مینوشتن این چند روز چیزی ننوشتن. امیدوارم که اتفاقی براشون نیفتاده باشه. ۲- دیشب علی رغم اینکه آروم بود ولی موقعی که در آرامش در خواب بودم صدای پدافند شنیده شده. صبح هم که اون خبر عجیب و غریب رو شنیدم... دنیای عجیب و غریبیه. ۳- ملت حتی توی شرایط جنگ ...
گمونم همهی ما دوستانی داشتیم که ارتباط باهاشون محدود بوده به رسانههای اجتماعی خارجی و از وقتی که اینترنت بینالمللی شده از اونها بیخبر هستیم. نه؟اونم در شرایطی که توی اکثر شهرها از سمت دشمن حملههایی هرچند کوچک رخ میده و باعث نگرانی میشه. یکی دوتا از این دوستهایی که دارم اتفاقا از خانوادههای ...
نباید جنگ می شد! من هنوز تو را به آغوش نفشرده ام، نبوسیده ام، در آغوشت نگریسته ام، نخوابیده ام، آرام نشده ام! نباید جنگ می شد ما هنوز آرزوهای محقق نشده ی بسیاری داشتیم و زیاد دویده بودیم و زیاد جنگیده بودیم تا به اینجای راه برسیم و جنگ، رنج نابهنگامی بود! لطفا از خودت و از دست ها و نگاه و بوسه ها و ...
مقام معظم رهبری حفظهالله در دومین پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در پی تهاجم رژیم صهیونی (+) فرمودند که ملت ایران در مقابل صلح تحمیلی ایستادگی خواهد کرد همانگونه... ...
ترامپ و آمریکا و "گاد" استکبار جهانی یه طرف خامنهای و ایران و "الله" جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی یه طرف موقعیت: سینمایی آخرالزمان، دقایق ابتدایی خدایا همهی خوبانِ عالم آرزوی دیدن این روزها رو داشتند... مگه چه کاری خوبی کردم که من رو در این برهه به دنیا آوردی؟ عاشقتم خدای مهربونم ...
صاحبخانه یک زن فرانسوی میانسال است که معلوم نیست چرا بیست سال پیش با یک مرد ایرانی ازدواج کرده. عینک پهن کائوچویی به چشم زده و موهای صاف و خاکستریش را پشت گوش داده. به انگلیسی میگوید با میوههای نارس توی باغش مربا درست کرده و ما ادای خندیدن درمیآوریم، چون در این لحظه مربا برایمان کمترین اهمیتی ندا ...