دشب که برق رفت اومدم در حیاط پشتی رو باز کردم باد میومدو خنک بود موهامو باز کردم باد می زد زیرش و حس خوبی داشتم و آسمون توی تاریکی بیشتر ستاره داشت خونه قدیم خدا بیامرز پدربزرگم تو حیاط ما هس درحیاط پشتی باز کنی مستقیم بری میرسی یه بهار خواب کوچیک داره نگاه می کردم تمام خاطرات بچگیم برام زنده شده یا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  تو را در جنگ، در فلاکت، در ترس، آن روزها که آب نبود و برق نبود و رحم نبود و انسان انسان را می‌درید، تو را در روزهایی که پوچ‌ترین واژه امید بود و لجن‌ترین حس عشق و قرن‌ها بود که دلم هیچ چیز نخواسته بود، آبستن شدم. شاید تو، همان یگانه ناجی باشی که برای همیشه بشر را نیست می‌کند از زمین.       ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سر و صدای بچه‌های توی کوچه حواسم رو پرت میکنه. چشمامو میبندم و پلکامو کش میارم. دستامو از روی صفحه کلید برمیدارم و مشت میکنم و باز میکنم. خسته شدم... اما سعی میکنم دوباره تمرکز کنم و برگردم سر کارم. سر و صدای بچه‌های تو کوچه خیلی بلنده! دارن قایم باشک بازی میکنن و میخندن! میخوام تمرکز کنم و برگردم س ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From دست‌خطبچه را که رساندم و برگشتم برق نبود و در پارکینگ باز نمی‌شد. زیر هر درختی ماشینی بود و زیر سایه‌ی هر ماشین گربه‌هایی. از اجبار ماشین را زیر آفتاب پارک کردم و بعید بدانم با دمایی که پیدا می‌کند گربه‌‌ای بهش تف هم بیندازد. آسانسور طبعا قفل کرده بود و از پله که بالا می‌آمدم همسایه‌ی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هفته پیش رفتم کلاس زبان ثبتنام کردم تا روحیم بهتر شه برخلاف تصورم گفتن سطحت اولین کتاب، ترم اخرشه (اولین کتاب انگلیش فایل واقعا مبتدیه برای کسیکه سالها زبان خونده) من اولش بهم برخورد اما بعد گفتم لابد خیلی ساله زبان نخوندم یادم رفته؛ هدف منم صرفا تعامل و یادگیریو عوض شدن روحیس پس بذار غر نزنمو برم م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوباره ذهنم پر از فکره اومدم بنویسم شاید از حجمشون کم بشه. سعی میکنم دنبال خبرها نرم نه در فضای مجازی نه در دنیای حقیقی ولی ناخواسته خبرها میرسه .و آدمیزاد که باشی نمیتونی بی تفاوت باشی .دلم خیلی میگیره برای همه ظلمهایی که در حق آدمها میشه خصوصا بجه ها ،بچه ها کوچولو هستن معصومن گناهی ندارن سعی کردم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مدت‌ها بود فراموش کرده‌بودم خواب‌ الودگی چگونه است. این که چرت بزنم روی کتاب‌هایم یا گردنم شل شود. دیشب داروهایم را که خوردم حس کردم دارم منگ می‌شوم، منگ، مست و پاتیل! واقعا هم منگ بودم. صبح امروز که بیدار شدم باز هم خوابم می‌آمد، محل نگذاشتم. ۴۵ دقیقه درس خواندم و دیدم خیر فایده ندارد من دارم بیهوش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همه جا صحبت از فیلم پیرپسر است، کنجکاو می‌شوی قبل از توقیف احتمالی به دلیل زیر پا گذاشتن شئونات اسلامی اخلاقی از نظر برخی دوستان، آن را هر چه زودتر ببینی. با توجه به نظرات بسیار متفاوت بینندگان این فیلم می‌دانی که دو حالت بیشتر ندارد: یا بسیار لذت خواهی برد، یا از فیلم متنفر خواهی شد! برنامه سینماها ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

احساس تعلق نکردن فقط اونجا که من هیچ چیز شخصی تو شرکت ندارم. حتی یه خودکار یا یه لیوان! هر چیز ببرم، با خودم برمیگردونم. این خودش امنیت شغلیم و نشون میده. همیشه طوری میام سرکار که انگار فردا قرار نیس بازهم اینجا باشم. همیشه آماده ترک کارم! حتی وام هم نگرفتم که یوقت نگرانی از بابت بدهی برام ایجاد نشه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چقدر عجیب است که آدم‌ها چقدر سریع درباره‌ات قضاوت می‌کنند، انگار تو را در چند لحظه دیده‌اند و تمام داستانت را خوانده‌اند؛ ولی نمی‌دانند در دل تو چه طوفانی برپا است. هیچ‌کس نمی‌داند پشت آن خنده‌های روشن و برق‌زده، دریایی از درد و تنهایی نهفته است که هر موجش، جان تو را می‌برد و باز می‌آورد، بی‌آنکه اج ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید