عجب هفته‌ای بود خدایی، شنبه با بگو مگوی کاری شروع شد، سه‌شنبه به نقطه‌ی قابل فهم برای هم رسیدیم. از نظر شخصی هم جالب بود، استخر رفتم دو بار، پیاده‌روی کردم، به رژیم غذایی پایبند بودم، کتاب خوندم، فیلم دیدم، هر روز اینجا نوشتم، از […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ببنید عزیزان زندگی خیلی غیر قابل پیش بینیه! مثلا همین پست قبلی و بیین که مال تقریبا چهار ماهه پیشه، من نه تنها قرارداد خاصی نبستم حتی از نظر کاری بدتر از تمام سال های قبلمه، حتی ارشدمم تموم نکردم چون جنگ شد و همه چی به تعویق افتاد. گفتم جنگ!! باورم نمیشه هنوز واقعا بعد چهل روز هنوز تو بهتم، چی شد؟ چ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. معلم کلاس ژاپنی سارا از آنها پرسیده است: - نوشیدنی مورد استفاده مردم ایران در روزهای گرم سال چیه؟ سارا و رفقا هم صادقانه جواب داده اند: - چای! ◇ مربی باورش نمی شده است که استراتژی ما برای مقابله با گرما پناه بردن به یک نوع گرمای دیگر باشد. ◇ 2. یک غذایی یاد گرفته ام که عالی است و ساده: بادمجان و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اینجارو اختصاص میدم به معرفی اهنگ، فیلم و سریال، مستند، پادکست،... شماهم حتما شریک باشین تو معرفی ها خوشحال میشم D:  روی keep reading بزنین معرفی ها شروع میشن  ادامه مطلب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توی یکی از اجراهای استودیویی، انوشیروان روحانی پشت پیانو نشسته و درحال نواختن است. هایده کنارش ایستاده و به زیباترین حالت ممکن در مقدمه‌ی موسیقایی انوشیروان روحانی غرق شده. این وضعیت که بیشتر از چند ثانیه دوام نمی‌آورد با خواندن هایده و لب‌خوانی انوشیروان روحانی شکوفا می‌شود. چشم‌های براق نوازنده و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از شدت کلافگی در حال متلاشی شدنم. چهارشنبه به قدری بهم سخت گذشت که امروز عزا گرفتم که فردا قراره هفته شروع بشه. یکی از گوشواره‌هام گم شده و حس میکنم طاقت هیچی و ندارم. حتی نای گشتن هم ندارم. با اینکه خوب خوابیدم، الآن هم خواب آلودم. دقت کردید گاهی یه سری اتفاقات خوب بصورت زنجیری رخ میدن؟ و گاهی اتفا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من نوشتن را دوست دارم و وقتی نمی نویسم انگار یک تکه از وجودم را گم کرده ام و حالا .. واقعا احساس میکنم که گم شده ام . احساس جالبی نیست شاید از خوشی زیاد است که زده زیر دلم ، شاید زیادی ناشکری میکنم که هی غر میزنم و ناراضی ام . وقتی کار ندارم ناراضی ام ، وقتی کار دارم ناراضی ام، کلا انگار هیچ موقعیتی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، من الان دقیقا در وضعیت "ندانم کاری" قرار گفتم. حتما می پرسی این دیگه چجور وضعیتی هست که خب اجازه بده برات توضیح بدم. این وضعیتی هست که ادم نمی دونه چیکار کنه. کلی کار هست که می خواد انجام بده ولی نمی تونه، اصلا انگار... طلسم شده و نمی تونه اون کار ها رو انجام بده. می دونم خیلی احمقانه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ترکیب جاده و شب و باد خنکی که میوزه و ظرف بستنی آب شده میون دستام و آبجی کوچولویی که هِی وول میخوره و یه مشت میزنم روش ... زندگی فک میکنم همین باشه... ولی خب... من نمیخوام برگردممممممم..چرا مرخصیا انقدر زود تموم میشه...فقط دو روز دیگه مونده:(((( ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من یک درختم!: در کنار مرگ مامان رو که داشتیم به بیمارستان می‌بردیم گفت: "به خاله زنگ بزن خبر بده." و این عجیب‌ترین چیزی بود که ما بچه‌ها شنیده بودیم. آخه مامان همیشه اعتقاد داشت ناخوشی‌ها م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید