این روزا سیار ترین حالت ممکنم..خانه به دوش ترین حالت ممکن.. دو هفته خونه ی پدر همسر..دو هفته خونه پدر خودم...میتونید تصور کنید که چقد بی نظمی پیش میاد...این وسط ممکنه یه وقتایی هیچکس نباشه من مجبور باشم برم خ ونه ی خاله ای ، داداشی کسی...چون با پسر نمیشه تنها بدون مرد بود ..بدون وسیله..راستش ر ...
دلم برای معلم پنجم دبستانم تنگ شده. زنها توی زندگی من چیز جالبی نبودن از نزدیکترین تا دورترین همیشه آزارم دادن. مطمئنم میدونید نزدیک تریم یعنی چی. چرا یاد اون زن افتادم چون اون زن از مادرم هم بیشتر بهم اهمیت میداد و من خیلی دوستش داشتم. عاقل دانا و مهربان. خیلی خسته ام. میدونم اگر زیلو عوض نکنم تم ...
مجید ماهها در بیمارستان بود. پای مصنوعی گرفته بود، اما درونش چیزی مصنوعی نبود؛ زخمهای دلش واقعی بود. فکر میکرد علی شهید شده است. روزی نامهای رسید، بدون نشانی، فقط امضا شده بود: «زندهام. دارم میام.» دل مجید لرزید. از همان روز هر عصر، کنار راهآهن میرفت. اتوبوسهای پر از جانباز و اسیر را میدید. ...
آخرین بار که یه اشتباه کردی، چه رفتاری با خودت داشتی؟احتمالاً خودت رو سرزنش کردی، شاید تحقیر یا حتی یه جور مجازاتِ درونی هم داشتی.حالا تصور کن همون اشتباه رو دوستت مرتکب شده باشه. باز هم باهاش همونطور رفتار میکنی؟ طبیعتاً نه. احتمالاً بهش میگی: «اشکالی نداره... پیش میآد.» حمایتش میکنی و حواست ب ...
قرار بود من برم خیابون ولی مامان بایدمی رفت دکتر باهم رفتن.. این دوتا بلا هم پیش منن ازصبح تا الان کلی آتیش سوزوندن یه ساعت یه بار میرن سراغ تلفن زنگ برنیم مامانم اینو برام بخره اونو بخره.. موهامو دوقسمت کردم یه طرف فائزه شونه کنه یه طرف دیگه فاطمه ینی موهامو از جا کندن هم زمان یکی به سمت راست می کش ...
من نمیفهمم اینی که توی سرم جا خوش کرده مغز من است یا مغز دشمن من؟ نشد ما یک کاری بخواهیم بکنیم و این تکه گوشت در هم پیچیده ساز مخالف نزند. میخواهی عادت جدید بسازی مقاومت میکند. میخواهی عادت قبلی را ترک کنی، راه نمیدهد. میخواهی بخوابی، خفاش شب میشود. میخواهی بیدار بمانی، هوس خواب اصحاب کهف میک ...
امروز قرار بود ۲ ساعت برق بره اما تا الان ۴ ساعت شده که برق رفته و اصلا نمیفهمم که چطور این همه آدم بعد این همه سال تازه متوجه شدیم که بحران برق و آب داریم. اصلا هر چی که پیش میریم بیشتر به این فکر میکنم که مهاجرت از ایران چه فکر درستی هست و چقدر من به آینده ایران خوشبین بودم. یک کم حرف دل خالی کنی ...
همهٔ تخمکهایی که هر زن در طول عمر خویش در بطن خود خواهد داشت،زمانی در تخمدانهایش شکل میگیرند که هنوز جنینیست چهارماهه در رحم مادر.این، یعنی زندگیِ ما زنان، بهسانِ یک تخمک، در رحمِ مادربزرگ آغاز میشود.هر یک از ما، پنج ماه در اعماق رحمِ مادربزرگمان زیستهایم که او نیز، روزی در بطنِ مادربزرگ خویش ...
«این رفتارها یعنی پرخاشگری منفعل»🔻اگه شخصیت منفعل پرخاشگر داشته باشی به جای اینکه مستقیم ناراحتی یا عصبانیتت رو نشون بدی به طور غیرمستقیم و زیرپوستی این احساسات رو بروز بدی و این به شدت برای رابطه مخربه.مثلاً؛-پشت گوش انداختن تعمدی کارها!کارهایی که ازت خواسته میشهرو عمدا دیر انجام میدی یا اصلا انجام ...
Forwarded From چشم و چراغاز میان زنها، هاجر را دوست دارم. مادر موسی هم خوب است اما او دیگر خیلی کول است. نمونه کامل چیلگای. خیلی به شهودش وصلست. بنظرم بشخصه میتوانست ادعای پیامبری کند. خدا به او الهام کرد و او شنید. چه الهامی؟ الهام سنگین. عارف واصلی بود.خدا گفت بچه را بیانداز توی نیل. مادر موسی ...