باز من گیر کردم توی پیاماس. باز افتادم توی دوره من خوب نیستم، من کافی نیستم. خداوندا این پیاماس چیه؟ هر ماه من دو سه روز قبلش یکی دو تا نوشته دارم با این عنوان که وای من بدبختم وای من افتضاحم. الان هم که توی غم غرقم و تنها چیزی که حس میکنم نجاتم میدم گریه کردن و یا بیرون رفتنه و هوا جوری گرمه ک ...
Forwarded From یادداشتها | فاطمه بهروزفخراین شانههای گردگرفته چه ساده و صبور وقت وقوع فاجعه میلرزنداینان هرچند بشکسته زانوان و کمرهاشان استادهاند فاتح و نستوه بیهیچ خان و مان |قیصر امینپور|دوربین ساسان مویدی و نگاهِ عزیزش اگر نبود، آن روز اینطور بهلطافت و شکوهمندی برای ما که جنگ را ندیدیم ام ...
چه عنوان زشتی! اما از ته دلم این رو نوشتم. این روزها به مثال خرس قطبی می خوابم و حتی نمی دونم اثر قرصامه که بهم خورده یا خودمم! داروی ضد اضطراب که میخورم واقعا بیخیال دو عالم شدم و در حالی که میدونم دارم گند میزنم لبخند به لب ادامه میدم. چه زندگی شده بخدا. این چند روز واقعا غمگینم. از هر جهت ناراحتم ...
سرم سنگین شده.نه خوردن نه خوابیدن نه استراحت کردن نه گریه کردن نه حرف زدن سرم را سبک نمیکند.تنها چاره اش یک جوری ورزش کردن است که ضربان قلبم بالا برود و عرقم در بیاید و عضله هایم تا سه روز درد بگیرد،تا چند ساعت سرم وزنه ی چند کیلویی که انگار از همه ی وزنه هایی که باهاش ددلیفت می زنم سنگین تر است را ...
رنج موجودی مقدس است که تنها کسانی که با نشتر روزگار زخمی شده اند و گاهی روزمرگی را نه به مثابه پذیرش بلکه به هیبت پوچی دیده اند شکوه آن را درک میکنند . رنج روح آدمی را از صحنه ی آفرینش شلاق زنان بلند میکند و در آسمان سیاهش میگرداند . ما امروز در چنگال آنیم و همواره برای گریختن کوشش میکنیم تا به جهان ...
مستندی دیدم درباره درختان هیرکانی...و این نوشته ام انگار جان گرفت. دانستن اینکه کسی را زیر زمین داری، که در سویی دیگر از این سیاره، سرش در آسمان میرقصد...TelegramNovember 25thدر هر منطقه ای، درختهای تنومندتر نقش مادر برای درختهای اطراف دارند. از طریق ریشه ها به اطراف سیگنال خطر می فرستند که سم، آفات ...
وبلاگ کوچولوی عزیزم هر جای دیگه هم بنویسم باز هم برمیگردم اینجا چون که امنترین جا برای نوشتن اینجاست. چون که اولینبار وقتی پونزده سالم بود اینجا برای آدمهای دیگه نوشتم و از اون به بعد عادت کردم برای کسی بنویسم به جای دفتر خودم. بله وبلاگ کوچولوی عزیزم، هر طور که بشه باز هم برمیگردم، زیر طاق آسم ...
علاوه بر شورای واژهگزینی که سالیان ساله که شنبهها برگزار میشه و سالیان ساله که من شرکت میکنم، یه جلسهٔ دیگه هم بعدش داریم که موضوع اون نامهای تجاریه و دو ساله که برگزار میشه و یه کم خصوصیتر از شورای واژهگزینیه. هر هفته یه سری اسم عجیب و غریب میفرستن برای گرفتن مجوز و ما هم بر اساس اصول و ضواب ...
توی دنیای کامپیوتری یه ابزار خیلی مهمی هستی به اسم ترمینال (Terminal) که توی ویندوز یه مدت اسمش CMD بود، توی لینوکس ابزارهای مختلفی دارن که نقش ترمینال رو بازی میکنن و توی مک هم اسمش همون ترمیناله. این محیط یه ابزار خط فرمان هستش که ما کاری که میخوایم توی کامپیوتر انجام بدیم رو در قالب دستور به کامپ ...
کار درست همینه، مگه نه؟ خودت بهم گفتی. نمیدونم. شاید هم دارم اشتباه میکنم. اون شب که از خواب پریدم رو یادته؟ همون شبی که با گریه اومدم سراغت؟ بهم گفتی همهچیز درست میشه، نگفتی؟ بهت قول دادم اوضاع رو درست کنم. قول دادم همهچیز رو بهتر کنم. ولی وقتی دراز کشیدهم و موجها از روم عبور میکنن، نمیتو ...