بسم الله بعد از چند روز دلگرفتگی بیخود و بی جهت امروز حالم نسبتا بهتره اما خب هنوزم نرمال نیستم تو این چند روز انقد بی حوصله بودم که کتاب هم صوتی گوش دادم چون حوصله خوندن نداشتم کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد...برام خیلی خیلی شیرین بود... +امشب تولد فاطمه رفیقمه بدو بدو رفتم بازار و گشتم و یه هدیه ...
سریال کرهای قلب جدید (New Heart) که در سال ۲۰۰۷ از شبکه MBC پخش شد. این سریال نهتنها به مسائل پزشکی و جراحی قلب میپردازد، بلکه روابط انسانی، عشق، رقابت و رشد شخصی را نیز به زیبایی روایت میکند. در مرکز داستان، دو رزیدنت جوان به نامهای لی ایون سونگ و نام هایه سوک وارد بخش جراحی قلب بیمارستان د ...
وقتی رسیدیم دامغان، بابا کاری داشت که مجبور بودیم چند ساعتی رو تنها باشیم، در طول مسیر که داشتیم بابا رو میرسوندیم، از کنار یک شهربازی رد شدیم، لیلی گفت بابا، خیلی وقته شهربازی نرفتم، وقتی برگشتیم میشه من رو ببری شهربازی؟ منم بهش گفتم […] ...
من از زمانی که کامپیوتر نداشتم، وبلاگ داشتم! یعنی تقریبا 20 سال پیش! درسته! چند تا وبلاگ عوض کردم، چون تو کارم جدی نبودم، اما خب از یه جا به بعد سعی کردم فقط روی یه وبلاگ کار کنم، و همینطور روی مهارت نویسندگی کار کردم. اینا رو دارم میگم که بدونی نمیام بنویسم "من عاشق فلانی شدم" به جاش مینویسم "پروان ...
نیلوفر توی کامنتا مسخره بازی در اورد سر بارداری من. منم یادم اومد تعریف نکردم توی سن ۲۶ سالگی و اوج سینگلی با چه شادی رفتم ازمایش دادم. حالا کامنتای پست قبل دریغ از این که درست پست رو خونده باشن، یا دارن برام آرزوی بارداری میکنن یا خیر و برکت. د بیا نیلوفر پاسخگو باش. بیا ...
سلام ؛ سه شنبه بعد چند وقت کسی رو دیدم که خیلی دوسش دارم از راه دور دوسش دارم . اون هیچ وقت نمیدونه که چه قدر بهش علاقه دارم چون خیلی از هم دوریم خیلی باهم فاصله داریم . علاقه م سرتاپا اشتباهه ولی به طرز شدیدی وجود داره ... کاش میتونستم دربرابرش معمولی رفتار کنم ؛ میتونستم درست حرف بزنم حداقل میتونس ...
دیگه هیچ وقت برای پرسیدن احوال دوستانم لحظهای تعلل نمیکنم. دیگه اسیر این فکر که مزاحمشون هستم، نمیشم. دیگه به این راحتی نمیذارم کمرنگ بشن و از یاد برن. دیگه رفاقتیهایی رو که سالها طول کشیده تا ساخته بشه رو به حال خودشون رها نمیکنم. دوستان خوب ثروت زندگی هر آدمه. و من نباید با غفلت و تنبلی خودم ر ...
یادم رفت تعریف کنم، دوشنبه که از اداره برگشتم سر راه رفتم آزمایش بارداری دادم. فاکینگ بارداری. چون که متخصص زنان و زایمان تنها در صورتی دارو مینویسه که مطمئن باشه بچهای در کار نیست. منم خجستهوارانه رفتم آزمایش بارداری دادم. خندهم هم گرفته بود که خدایا آخرین باری که من یک نر دیدم اردیبهشت بود این ...
اصلا فکر نمی کردم یک صبح بخیر ساده واتساپی و احوالپرسی تبدیل بشه به یک سفر یک روزه حال خوب کن و در نوع خودش منحصر بفرد. سه شنبه ای رها صبح بهم پیام داد که : سارا فردا چیکاره ای ؟ گفتم : چطور مگه ؟ گفت : هوس سوهان کردم ... گفتم : یعنی چی ؟ خوب برو بخر !! گفت : نه ... داغ داغش را می خواهم !! میا ...
آدمها ناگهان نمیروند. دوری، تصمیم یکروزه نیست. آدمها ذرهذره محو میشوند، درست از جایی دیگر که دیده نمیشوند... از جایی که دیگر صدایشان شنیده نمیشود، حرفهایشان ناتمام میماند و محبتشان بیجواب. گاهی یک نگاه سرد، یک بیتوجهی، یک «فراموشکردنِ مکرر»... کافیست تا آدمی که روزی با شوق آمده، حالا ب ...