حدود چهار سال پیش بود که با یک معلم جدید آشنا شدم. از طریق کتابش. نه. حرف‌های بالا مناسب نیستند برای شروع نوشتن از او. شاید شروع با آن جملات I have a thing for مناسب باشد. آره. این شاید بهتر باشد. من یک علاقه‌ی خاص به کتاب‌هایی دارم که اپی‌گراف دقیق و بجا دارند. […] نوشته پایان یک میراث | از کتابی ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حال احوال دوستان ؟ هی میخوام بیام یه دستی به سرو گوش اینجا بکشم دلم نمیاد.. چطور دلشون اومد مارو اینطوری ویلون و سیلون کنن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مطالب پیشنهادی   " لی جی هون "   سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد   سریال کره ای هتل بزرگ درخشان    سریال کره ای شام دوستانه dinner mate   سریال کره ای اسپانسر sponsor2022      مطالب پیشنهادی   " رو وون " (˶ᵔ ᵕ ᵔ˶)  سریال کره ای دلال ازدواج رو وون   سریال کره ای دلال ازدواج   سریال کر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سه شنبه شروع مدارسه! دوباره اون روزهایی که نمیدونم چجور شب میشه داره از راه میرسه! چقدر گنگ و گیجم! نمیتونم تو مسیر قرار بگیرم! فقط دارم گیج میزنم و میگردم ... از شنبه، از اول تابستون، از اول مرداد، از ۲۰ ام، هیچکدوم از این تاریخا نتونست به زندگیم نظم بده... حالا امیدم به اول مهر... کاش این ماه بارد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From در غیاب آبی‌ها•چند ماه قبل از این‌که نیکا را بشناسم، توی مسیرم گاهی آهنگ سلطان قلب‌ها را گوش می‌دادم. یادم هست همیشه قبل از آن، آهنگ ای ساربان پخش می‌شد و ناگهان از حال خراب و خسته‌ای می‌خزیدم توی حس عاشقانه و پرشور سلطان قلب‌ها. این آهنگ وادارم می‌کرد به معنای عشق و اثرش روی آدمی فکر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از این که توی خونه نقش صلح‌دهنده یا آرام‌کننده اوضاع رو دارم بیزارم. امروز مامانم یک کاری کرد که واقعا عاقلانه نبود. هر جور نگاه میکردی عاقلانه نبود و منم مطمئن بودم عاقلانه نیست اما انجامش داده بود و خواهر بزرگتریم به شدت داشت مامانم رو سرزنش میکرد. یک لحظه برگشتم به تمام خاطرات و کار خرابی‌هام کرد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای من حافظ چشمه است. از دل سنگ، همواره و منظم می‌جوشد. زلال و خوش و سبک. راحتم که مشت پرکنم و به سر و صورتم بزنم. بنوشم و صفایی کنم.اما مولانا مولانا اقیانوس است. مهابتش من را می‌بلعد. حجم سرور و سرخوشی‌اش برای سلول‌های بدنم ناآشناست. شوکه‌کننده است. دردآور است. یعنی انسان می‌تواند به اینجا برسد؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیوارهای تالار اصلیِ قلعه سیاه از نو رنگ شدند و مشعل‌هایی نو به فاصله یک متر و سی و سه سانتی متر از هم روی دیوارها نصب شدند. سر میزِ درازی بانوی طلایی پوش با یه لباس طلایی رنگ که با کفش و موهاش سته ایستاده و سمت چپش شاه سیاه، سمت راستش بانوی قرمز پوش، کنار بانوی قرمز پوش، علی، کنار شاه سیاه، هیولا ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند وقت پیش تبلیغات این تئاتر رو در تیوال‌ دیدم ولی ترجیح دادم سفید‌برفی رو برم. بعد از دیدن این تئاتر البته متوجه شدم تصمیم درستی هم گرفته بودم، خیلی شبیه برنامه‌های عمو فیتیله‌ها بود، البته واقعا همون بود، عموفیتیله‌ها منهای یکی‌شون. یعنی آدم آرزو […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله بیشتر از اینکه درست نشدن انتقالی اذیتم‌کنه این سوال جواب های مامان بابام اذیتم میکنه... عین یک جراحت ریزه که یکم میسوزه اما هی نمک بریز هی نمک بریز...هی نمک بریز .. قصدشون خیره ها اگر نبود انقد بخاطر من پا نمیشدن بیان... زحمت میکشن لطف می‌کنند من میفهمم اینو اما کاش یکم مثبت تر یا بیخیال تر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید