روزی که "گندم" با "سینا" ازدواج کرد، آسمان آبیتر از همیشه بود. دلش پر از امید بود؛ خیال میکرد با مردی همراه شده که در نگاهش عشق شعله میکشید. سینا آنقدر عاشقانه از او خواستگاری کرده بود که حتی مادر گندم گفته بود: «دخترم، خوشبختی جلوی پاته.» گندم لبخند زد و گفت: «آره مامان، من مطمئنم .» اما روزهای ...
در بهترین بهترینهای عمر و امکانات و زندگی به سر می برم خانواده شیرین و شلوغ، دوستان یکرنگ شغلی که ارزشمندی بهم القا می کنه سلامتی از آب و گل در اومدن بچه ها و هنوز دوباره با سر توی آب و گل تازه فرو نرفتنشون!!! خواب خوب و عمیق و کافی غذای دلخواه آزادی به قدر نیاز رطوبت و دمای کافی اصلا تو نگاه ک ...
وسط خونه دراز کشیدم ، باید جارو بزنم و آشپزخونه رو تمیز کنم ولی تو مرحله ی تصمیم مونده و حس عملی کردنش نیست هم شیفتی های امشب رو نگاه میندازم ،مورد پسند نمیباشد... انگاری امشب قراره به حوصله سر بر ترین حالت ممکن بگذره فردا که آفم باید خرید کنم و شروع کنم وسایلام جمع کردن حقیقتا نمیدونم چی باید بردار ...
بسم الله صبح ساعت ۴ و نیم برای نماز صبح پل شدم گفتم حالا که نماز پا شدم بزا نیم ساعت برای خودم تو سکوت خونه جدا از هر نقشی که دارم هرکاری دوست دارم بکنم و خودم و خودم تنها باشم.. نیم ساعت بدون بدو بدو کردن ...بدون ظرف شستن...شیر دادن به بچه...پخت و پز کردن طرح درس و ابزار و تکلیف فرستادن خورم باشم و ...
حال ندارید، بخش دوم مطلب رو بخونید :) کم پیدا شدم چون گوشی موبایلم خراب شده. بدون اینکه من گوشه بالا سمت راست گوشی رو لمس کنم، کلیک میخوره. و صفحهام مدام پرش داره. در نتیجه نمیتونم راحت بیام و به کامنتها جواب بدم یا مطلب بنویسم. الانم با لپتاپ دارم مینویسم، در حالی که خستهی یک روز بسیار پرک ...
قصد داشتم اگر امشب دست به نوشتن ببرم برای تعریف کردن روزم باشد اما حالا ساعت یک و نیم، نیمه شب است. کمی دلتنگ آقای ح هستم. میگویم کمی چرا که پذیرفتم رابطه بدون سرانجام به درد من نمیخورد. آدم کارهای بیسرانجام نیستم. اما دلتنگی این حرف.ها سرش نمیشود. دلم گاهی برای صحبت کردن و آرامش درون مکالمه تنگ ...
من معمولاً برای آدمها گریه نمیکنم ،برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه. ...
عشق دنیای مرا سوزاند، اما پیشکش داد از این دارم که دینم سوخت، دنیا پیشکش ای که میگویی طبیب قلبهای عاشقی! کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش دشمنانت در پی صلحند اما چشم تو دوستان را هم فدا کردهست، آنها پیشکش بسکه زیبایی اگر یوسف تو را میدید نیز چنگ بر پیراهنت میزد، زلیخا پیشکش ماهیِ تنهای تنگم، ک ...
راز سئوکاری که شب میخوابه ولی سایتش خودش رشد میکنه! (n8n + AI)اگه تازه وارد دنیای سئو شدی، شاید هنوز گیج باشی که از کجا باید شروع کرد.از یه طرف باید محتوا تولید کنی، از یه طرف باید دادهها رو آنالیز کنی، و از اون طرف هم باید بفهمی گوگل دقیقاً دنبال چیه!اما یه واقعیت مهم وجود داره:سئو امروز، دیگه ف ...
امشب دوست دارم بیام حرف بزنم. بیام از همه چی بگم، از اوفلیایی که خیلی نزدیک حسش کردم یا از این که بین درس خوندن میرم بیرون کتابخونه قدم میزنم و یک کت و دامن چشمم رو گرفته بود، پروو کردم و الکی الکی نقش مدل رو برای خانم مغازه دار بازی کردم و فیلم و عکس گرفت برای پیج اینستاش. اگر خواهرم عکس رو ببینه ک ...