1. در حال حاضر داغ کردن شیر و شرط بندی با خودم سر لحظه سر رفتن آن تنها هیجانی است که در زندگی ام وجود دارد و مفتخرم که اعلام نمایم بالاخره امشب قبل از اینکه شیر سر برود آن را از روی گاز برداشتم و بدین ترتیب تاریخ اولین موفقیتم در حوزه شرط بندی شیر محور شد امروز که تاریخ خیلی مزخرفی است و اصلا چنگی ب ...
کج پیله به کارگردانیِ هاتف علیمردانی پروازی است در آغوشِ کرمهای شبتابِ خاموش که شعری با زبانِ بونوئلای، لوئیس بونوئل کارگردان و فیلمسازِ اسپانیایی، و همراهیِ انتزاعیْ از جنس «مسخرهباز» همایون غنیزاده، را یادآوری میکند. النازِ شاکردوست مهارت بالایی از هنرِ بازیگریِ خود را به نمایش میگذارد. هم ...
هر چند که از دانشگاه زیادی دلخورم و سهمم از همه این سالهای بودن در دانشگاه را چیزی جز رنجوری و خستگی و ناکامی نمیدانم، اما در لحظههای زیادی قدردانش بودم. معلمی را از همین دانشگاه دارم و زیستن با ادبیات را.ادبیات نبود، حوصلهام به تحمل اینهمه تلخکامی و رنجِ دنیا قد نمیداد. ادبیات میخوانی و می ...
یادآوری امروزت: اگه میخوای توی زندگیت پیشرفت کنی، باید یه مدت مثل یه دونه، زیر خاک پنهون بمونی و ریشههات رو قوی کنی. در غیر این صورت، خیلی زود توسط آدمهای حسود و بدخواه لگدمال میشی. ▪️ پس چراغ خاموش حرکت کن ...
هفتهی خوب و جالبی بود، تمام برنامههای پیشبینی شده به جز خلبانی رو انجام دادم، حتی اونم یکم بردم جلو. وضعیت کارها تا این لحظه ایدهآل بود. هر روز در بلاگم نوشتم، هر مطلب رو هم در روز خودش نوشتم، زبان رو دوباره شروع کردم، […] ...
ما که غم داره صدامون، خالیایم از شور و از شر گذروندیم روزامونو بدون معشوق و دلبر پی برد و باخت نبودیم، هیچ دلی رو نسوزوندیم بر و بوممون کوچیکه، برفمون از اون کوچیکتر! چرند و پرند ...
Forwarded From November 25thبین اشیا دورریختنی و نگه داشتنی در رفت و آمدم. طبق عادت کوزهگر مشهور زمان، در اتاق خودم سه پهباد ترکیده و باقی اتاقهای خانه را تا حد قابل قبولی نظم داده ام. اتاق کار بزرگم را با اتاق کوچک بچه تاخت زدم. دارد بزرگ میشود و دوست هایش برای بازی می آیند و از این به بعد به فضا ...
من راهنمایی درس میخوندم که متوجه شدم اکثر همکلاسیام جمعه ها میرن تفریح ؛ اون موقع دوست پسر داشتن اصلا رایج نبودو همه با خانواده هاشون جمعه ها این ور اون ور میگشتن ؛ کوه صفه میدون نقش جهان چهارباغ پارک ها و ... . از اون روزا بود که دلم خاست منم جمعه ها میرفتم بیرون میگشتم اما هیچ وقت نشد تا حالا که ک ...
بین اشیا دورریختنی و نگه داشتنی در رفت و آمدم. طبق عادت کوزهگر مشهور زمان، در اتاق خودم سه پهباد ترکیده و باقی اتاقهای خانه را تا حد قابل قبولی نظم داده ام. اتاق کارم بزرگم را با اتاق کوچک بچه تاخت زدم. دارد بزرگ میشود و دوست هایش برای بازی می آیند و از این به بعد به فضای بیشتری از من نیاز دارد. ی ...
شاید برای اولین باره که دارم شک میکنم که کی گفته عقل و منطق باید بر احساس برتری داشته باشه؟ دوست داشتن واقعا چیز عجیبیه، تو میدونی این مسیر با فلان منطق و اصولی که داری نمیخونه ولی بازم نمیتونی خودتو قانع کنی. میدونی احتمالا تهشم تباهیه :/ ولی باز میگی تلاشمو بکنم. به هر حال الان تو وضعیتیام ...