خب تقریبا یکی از بزرگترین تصمیمات زندگیم رو گرفتم!!! بارداری!!! میون این همه تلاطم ودست و پا زدن این فکر واقعا مسخره به نظر میاد! وقتی شاغل باشی محدودیت های زندگیت بیشتر میشه، مجبوری برای هر چیزی برنامه ریزی کنی چه برسه به بچه دار شدن! با اینکه کیان فقط ۲ سالشه، این تصمیم رو گرفتم! بالاخره رفتم دکتر ...
Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιیک| در یاسوج، فردی یک پزشک درمانگاه را به فتل رساند چون به نظرش در درمان کوتاهی کرده بود. قاتل در استوریهای متعدد اعلام کرد به کاری که کرده افتخار میکند. بازداشت و محاکمه و اعدام شد. خاکسپاری باشکوهی توسط 'نزدیکان و اقوام' برگزار شد و از او با الفاظی مثل باشرف و باغیرت ...
به شکل تصادفی و عجیبی متوجه چیزی شدم. من دورِ بعضی آدما یه هاله سفید میبینم! اولا اینو میدیدم حس میکردم به خاطر آستیگمات چشمامه، اما حالا متوجه این شدم که فقط برای بعضی آدما این حالت رخ میده! مثلا یکیش تراپیستم. یعنی درواقع دیدن هاله سفید دورِ تراپیستم بود که باعث شد بیام این رو آزمایش کنم. توی یه ک ...
من موقعی کودتا کردم که ایران سرتاسر دست قشون اجنبی بود و وضعیّت مملکت طوری بود که پادشاه مملکت خود را در پایتخت در امان نمیدانست، مگر اینکه ارتش انگلیس از او حمایت کند.از سخنرانی سید ضیاءالدین طباطبایی در مجلس ۱۷ اسفند ۱۳۲۲ما برای نگارش متن پادکست سیدضیاالدین طباطبایی از منابع زیر استفاده کردهایم: ...
بعد از تقریبا دوماه خواهرم اینا اومدن 😍 بتمنی اومدهههههه.. فقط این دوتا کوچولو می تون تمام ناراحتی رو با اومونشون بشورن ببرن.. الانم توی بغل مامانم خوابیده مامانم هر یک دقیقه یه بار میگه قربونتت برم دورت بگیرم رودم، عمرم، جونم و.. توی هر ورژنی که باشم با امدنش شارژ می کنه. انگار نه انگار که ظهر حالم ...
کیوان رییس من دو هفته پیش یک هایمای اس هفت خشک خرید به قیمت دو میلیارد و نیم و این یعنی پولدار بودن.مخصوصا که بعدش رفت سیصد و بیست میلیون داد و یک پراید مدل نود و چهار خرید که با آن رفت و آمد کند.امیدوارم دو تا ماشین مبارکش باشد.اما من اصلا دلم نمی خواهد یک هایما داشته باشم برای پارکینگ و یک پراید ب ...
تو برنامهی هر فصل برای خودم یک هفته برای ریکاوری یا تنهایی میگذارم، مفهومش صرفا این نیست که دوست دارم تنها باشم، اینکه نمیخوام به خیلی از موضوعات فکر کنم، به خصوص کار. این هفته به خاطر اینکه تصمیم گرفته بودم برم و به خانواده […] ...
چند هفته پیش، مرد از من پرسید: هدیه چه میخواهی؟ من؛ الان که به لحنم فکر میکنم میبینم چقدر تند و بد بود، گفته بودم: هیچی.تاریخ تولدم را در شناسنامه مثل بسیاری از بچه های متولد بعد از انقلاب، تغییر داده اند که یک سال زودتر بروم مدرسه. در مدارکم متولد یک روزی هستم که الان حتی دیگر نمیدانم به تقویم خورش ...
https://www.aparat.com/v/yao40j6تقریبا برای هممون پیش اومده که کسی بخواد باهامون هم دردی کنه , در واقع از شدت رنج هاش که میتونه کاملا از رنج های ما متفاوت باشه به ما پناه آورده و خواسته چند کلمه حرف بزنه و شاید اعتراض کنه از زندگی یا گریه کنه ولی ما با نصیحت کردن و مقایسه و گوش ندادن , طرفو کلا پشی ...
خلاصه بگویمامر آموزش نابود شده.و چی نشده؟ ...