آخه کی پنجشنبه میره سرکار، اونم با چشمهای پفکرده؟ ...
سلام . از امروز از الان باید مرتب کارمو بخونم تا آماده بشم کاش روز دفاع نترسم الکی مضطرب نشم هول بازی در نیارم بتونم جواب سوال بدم کاش همه چی خوب پیش بره و زود ...
قابها هنوز همانجا هستند. گَرد گرفتهاند، اما نیفتادهاند. عکس مادر روی طاقچه کج شده است. کمی خم میشوم، صافش میکنم. نور صبح، از لای پرده نیمهباز میتابد روی صورتش. لبخندِ در عکسش، همیشه آرامم میکرد، اما حالا... حالا بیشتر شبیه دلتنگیست . به آشپزخانه میروم. کتری را پر میکنم. آب سردِ روی دسته ...
الان ساعت یازده صبحه و به محمد حسن گفتم: کتاب رو بذاره دم دست چون ظهر از اطراف خونتون رد میشم و میتونم بگیرمش. گفت: که یادش نیست کتاب رو کجا گذاشته و تا فردا میگیرده و بهم میرسونتش. و آیا عروسی میرم یا نه؟ من جواب دادم: آره، عروسی هستم. این در حالیه که هنوز لباس دستم نرسیده و خیلی بیخیال دارم فکر م ...
از هوش مصنوعی خواستم یه فیلم بهم معرفی کنه شبیه وضعیت زندگیم باشه. سریال another miss oh رو پیشنهاد داد. چون کارکتر مرد فیلم هنوز پرونده عشق قبلیش و نبسته بود. عشق قبلیش اسباب کشی کرد به یه خونه تمیز و شیک. چقدر دلم میخواد خونه داشته باشم. حرفه ای باشم تو کارم طوری که قابل جایگزینی به این راحتی نباش ...
بوگونیا ساختهی یورگوس لانتیموس که بازسازیِ یک فیلم کُرهای به نامِ «سیاره سبز را نجات دهید!» است، گرایشی از منطقْ بر فلسفههای سینما دارد که خوانشِ آن را دشوار خواهد. این دشواری که اوجاش در «انواع مهربانی» پدیدار میشود و گویی مؤلف پس از «کشتن گوزن مقدس» عادتاش شده او را فیلسوفِ سینما بدانند، پُس ...
صبح با بتمنی رفتیم سوپری سرکوچه ستاره با پدر بزرگش دیدم... برگشتنه ستاره بامن اومد خونمون با بتمنی بازی کنه از همون اول دست همو 🤝گرفتن قدم زنان رفتن 😂 اومدن با هم نشتن چیپس خوردن بعد رفتن بازی کنن یه دفعه بتمنی رفت جلو بغلش کرد و بوسیدش🙈😅😂 منو مامان و خواهر مونده بودیم چه واکنشی نشون بدیم.. اونجا بو ...
انتشارات مروارید کتاب گشودن رمان: رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی را برای هشتمین بار منتشر کرد. همه ی فصل های کتاب با پیروی از روش شناسی واحدی نوشته شده اند که عبارت است از: الف. شروع فصل با یک مبحث نظری در نقد ادبی؛ ب. تحلیل مشروح صحنه ی آغازین یک رمان بر اساس مبحث نظریِ مطرح شده؛ و ...
خب عمر گذشت و بد هم نگذشت اما چیزی که بیارزد دستم را نگرفت. میگن چیزی که ارزش داشته باشه خودش نمیاد دست آدم رو بگیره و آدم بابتش باید جستجو کنه و بره دنبال به دست آوردنش. پس پروژه باقیمانده عمرم اینه که چیزی به دست بیارم . چیزی که ارزشمند باشه. توی یه کتاب خوندم چیزی ارزشمنده که بتونی با خودت ببری ...
بسم الله اولین بار بود پول قرض گرفتیم راستش اولش برام سخت بود بعد با خودم گفتم ولش کن فاطمه تو از پنج تا فرد اول زندگیت درخواست پول کن ببین چیکار میکنند؟ تو که هیچوقت هیچ درخواستی نداشتی از داداشات...بیا و یه بار امتحانشون کن.... از داداش اولیم گرفتم گفت وامم خرج شده اما ته مونده حقوقم هست کارت بده ...