سرباز انیمیشن کوتاهی ساختهی مکتب حاجقاسم یک پویانماییِ جدّی در خلقِ قهرمانِ ملّی و اخلاقی است. با توجّه به اینکه گرایشِ سینمایی من انیمیشن بوده به جرأت میتوانم نگاهِ عُمقیِ کارگردان بر ایجاد درامی فانتزی – حماسی و تخیلی را ستایش کنم چرا که بعد از تماشای چند سکانس از این پویانمایی شکلی از وطن برای ...
نمایشنامه سه خواهر اثر آنتوان چخوف .با خوندن این کتاب رنج زیادی کشیدم ، چرا که جدیدا دچار اضطراب های زیادی شدم و این سدی ایجاد کرده بین من و کتاب ها ، اما با این حال میخونم و ادامه میدم چون چاره ای نیست ، زندگی پر از رنج و بیچارگیه و چاره ای جز زیستن نیست . البته که کتاب ها تنها موجوداتی در جهان هست ...
در زندگی من هرگز فرد ویژه و مخصوصی نبوده است که «چیزها» من را به یاد او بیندازند. بداقبالی یا کمعرضگی من؛ هر چیزی میتوان نامش را گذاشت. اما در طول سه دهه و اندی زندگی، آدمهایی که چیزی بهیادماندنی برای من بهجا گذاشتهاند از انگشتان یک دست بیشتر نمیشوند. همه آن «چیزها» در فصلها، آهنگها، فیلمه ...
چند وقت پیش رفته بودم وسایلم رو از خوابگاه بیارم. توی مترو نشسته بودم و حسابی خسته بودم. یه دختر کوچولوی خیلی ناز اون طرف نشسته بود و هی به من نگاه میکرد. منم یه بار بهش با مهربونی لبخند زدم.همین.فقط یه لبخند ساده.ولی انگار همون لبخند کافی بود که توجهش به من جلب بشه🥲😄 از اون به بعد هر بار نگاهش می ...
ایمیل استیو جابز به خودشاز: Steve Jobsبه: Steve Jobsتاریخ: پنجشنبه، ۲ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۸ شبمن سهم بسیار کمی در تولید غذایی که میخورم دارم، و از همان مقدار کمی هم که خودم پرورش میدهم، بذرهایش را من اصلاح یا تولید نکردهام.هیچکدام از لباسهایی را که میپوشم، خودم نساختهام.به زبانی صحبت میک ...
درود دوستان خواستم از معدود اعضای باقی مونده تو ویرگول تقاضا کنم که بیایید فکرامونو بریزیم رو هم که چطور ویرگولو نجات بدیم ؛ دقیقا شده مثل یه جسم مرده .هم کند شده هم اعضاش به شدت اومده پایین هم روز به روز داره خلوت تر میشه .از مدیرای ویرگول که نمیتونم چیزی بخوام چون ثابت شده که اصلا به حرفامون گوش ن ...
🔴احتیاط : داستان چند مورد الفظ رکیک داره پس اگه دوست ندارید همچین الفاظی بشنوید لطفا نخونیدش ...صحنه : ایوان چوبی خانه ای با سایه بان ، رو به محیطی خشک و بی آب و علف . ریل قطار آن دورهاست و هر از چند گاهی قطاری میگذرد . هوا خفه و گرفته و آسمان خاکستریست اما بارانی نمی بارد . دو صندلی چوبی میان آنها ...
بیداد ساختهی سهیل بیرقی فیلمِ ضدِّ فرهنگ است. سینمایی که در آن بازیِ بینظیرِ امیر جدیدی را داریم و یک لیلیِ رشیدی خیلی بد. نگاهِ سینمای ایران به مسئلهی فرهنگِ دینی به یک مبارزهی سیاسی تبدیل شده. فارغ از اینکه زنان در آن از شکلِ مبارازاتِ فمینیستی به عُریانگری شیفت پیدا کردهاند، تا جایی که ادر ...
ادامه قسمت قبل :همانطور گونی وار پیش میروند . به پارکی میرسند ، پارک که نمیتوان گفت یک محیط بزرگ و سبز که دو تیر بزرگ برق سفید بالای خود دارد . جمعی حدودا ده نفره دور آتش که در حلبی سیاهی میسوزد حلقه زده اند ، چند نفری هستند با ظواهر گوناگون ، بعضی پتو دور خود پیچیده اند ؛اکثرا کثیف و ظاهری اصلاح نش ...
ساعت دو نصفه شب ، مهراد داشت در خیابانی طویل راه میرفت ، همانطور غرق افکار خود بود ، چشم هایش از وحشت و گنگی کاملا باز بود ، میانه راه از زیر ساختمان نیمه کاره ای میگذشت که ناگهان ضرب تندی را بر پشتش احساس کرد ، ضربه مثل وقتیست که دوستی در مدرسه به شوخی بر پشتت میکوبد اما ناخواسته آنچنان محکم که بعد ...