(داستانی از تهمتن) (قسمت پایانیه اگه سه قسمت قبلو نخوندید لطفا اونا رو بخونید بعد بیایید سراغ این 🌿)سگای لعنتی , این موجودات حرومی از بچگی همش ور پای منن , یه بار یه گردن گلفتشون پامو گرفت , دندوناش مثل چاقوی جراحی رفت تو گوشتم , سگ مصب باز نمیکرد که دهنشو , قفل قفل بود فقط نفس نفس میزد , خیلی لحظه ...
مجید چشماشو خواب گرفته بود , زنش نیم ساعت سر بچه محلای قدیم وراجی کرد و آخرش رفت تو حیات ربشو هم بزنه , هنوزم سحر کننده بود یه زمانی کل محل دنبالش بودن آخرش نصیب مجید قصاب شد , دنیای عجیبیه , دوست داری وایسا فحش بدی بهش . زنه که رفت , مجیدم مثل نشئه ها بود , پسرشم که سرش تو گوشی بود دیگه باید میرفتم ...
مجید چشماشو خواب گرفته بود , زنش نیم ساعت سر بچه محلای قدیم وراجی کرد و آخرش رفت تو حیات ربشو هم بزنه , هنوزم سحر کننده بود یه زمانی کل محل دنبالش بودن آخرش نصیب مجید قصاب شد , دنیای عجیبیه , دوست داری وایسا فحش بدی بهش . زنه که رفت , مجیدم مثل نشئه ها بود , پسرشم که سرش تو گوشی بود دیگه باید میرفتم ...
مقدمه:اهمیت والت دیزنی در فرهنگ عامه و صنعت انیمیشن.معرفی کوتاه والت دیزنی به عنوان یک رویاپرداز و نوآور.اشاره به گستردگی دنیای دیزنی (انیمیشن، فیلم، پارک، رسانه).هدف مقاله: بررسی تاریخچه غنی و معرفی شاهکارهای انیمیشنی دیزنی.بخش اول: تولد یک رؤیا - تاریخچه والت دیزنیآغازین روزها (دهه 1920):والت و رو ...
مقدمهدر دنیای دنیای سینما و انیمیشن، شرکتهای متعددی هستند که با تولید آثار خلاقانه و تاثیرگذار، جایگاه خاصی برای خود ساختهاند. یکی از این شرکتها، DreamWorks Animation است؛ استودیویی که توانسته است با خلق شخصیتها و داستانهای جذاب، جایگاه ویژهای در صنعت انیمیشن جهانی پیدا کند. در این مقاله به تا ...
(داستان کوتاه از تهمتن : )1همیشه منتظر امروز بودم , اون طناب لعنتی همیشه مثل داس عزرائیل جلو چشام بود , تو این بیست سال شب نبوده به این فکر نکنم که چرا محمد , گردن کلفت محل همچین شرطی رو قمار بسته بود , صد بار با خودم کلنجار رفتم , وقتی خبر مرگشو شنیدم تا یه هفته لال بودم , فکر کردم میخواسته پای یکی ...
سلام سلام ویرگولیا،حال و احوال؟بعد این دو سه ماه پر از ماجرا و اتفاقاتِ مختلفِ تلخ و شیرین امیدوارم ک حال همتون خوب باشه.خب من قبلا دوتا پست دیگه هم مشابه این پست نوشتم،بنابراین فک نمیکنم نیاز به توضیحات خیلی زیادی باشه.صرفا پستای معرفی کتابه،سعی میکنم بعد خوندن هرکتاب شده چند خط هم راجع بهش بنویسم ...
می خوردن و شاد بودن آیین منستفارغ بودن از کفر و دین، دین منستگفتم به عروس دهر کابین تو چیستگفتا دل خرم تو کابین منستآنها که کهن شدند و اینها که نوندهر کس بمراد خویش یک تک بدونداین کهنه جهان بکس نماند باقیرفتند و رویم دیگر آیند و روندای دوست بیا تا غم فردا نخوریموین یکدم عمر را غنیمت شمریمفردا که ازی ...
نیوجرسی به کارگردانی سعید دشتی با نمایشنامهای از صالح علویزاده، یک مفهومِ کُهنه بر ساختارِ نیچهایِ روانِ انسان است که اغلب به تضادهایی در روابط منجر خواهد شد. در این استنباط، گفتهی: آنچه تو را نکشد، قویترت خواهد کرد از نیچه را با تفسیرِ غلط اینگونه تعبییر کرده که: آنچه تو را نکشد، عوضت میکند. ...
(داستان کوتاه یا شایدم بلند از : تهمتن )امروز میخواستم خودکشی کنم , داستان برمیگرده به بیست سال پیش , تو یه قهوه خونه کوچیک نشسته بودیم , میرزا سیبیلاشو چرخ میداد و دونه دونه چایی میورد , روی یه نیمکت همه داشیا جمع بودیم .- داش ممد تو بمیری باس چکارو پاس کنم ، پولش کن محمد سیبیلش رو چرخوند و فکر کرد ...