جخ امروز از مادر نزاده‌امنهعمر جهان برمن گذشته استنزدیکترین خاطره‌ام خاطره قرن‌هاست بارها به خون‌مان کشیده‌اندبه یاد آرکوچ غریب را به یادآراز غربتی به غربت دیگرتا جستجوی ایمانتنها فضیلت ما باشد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوستی تو دایرکت پرسیدن: چرا فقط یه ری‌اکشن (❤️) زیر پستات فعاله و پیام ناشناس نداری؟ این دیکتاتوری نیست؟پاسخشون رو عمومی میدم چون این مدت مسألهٔ دوستانِ دیگه‌ای هم بوده:اول یه مثال می‌زنم: شما میرید رستوران، چیزی رو که دوست دارید سفارش می‌دید و از کنار بقیه، «می‌گذرید»؛ نمی‌گید از این بدم میاد. چرا؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From روزنگار خانم شين (Sheyda Etemad)روز اول - «بچه‌ام کو؟» -          با یاد و نام ایلیا دهقانی/ 19 ساله قرار بود ماشینش را ببریم بگذاریم تعمیرگاه. وقت داشتم. گفتم خودم میایم همراهت که بعدش با هم برگردیم. پرسیدم: « لوکیشن بفرستم؟» گفت: « نه دنبالت میام.»هنوز توی کوچه‌های محل بودیم که در ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From روزنگار خانم شين (Sheyda Etemad)با ياد و نام عزيز ایلیا دهقانی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From RADIOسلامما جمعی از بچه‌های اکوسیستم استارتاپی ایران برای کسب‌وکارهای آنلاین و خونگی و کوچک یه کانالی راه انداختیم. اونجا معرفی شون می کنیم. استوری که کردم برای add yours برا همون کاناله هست. ممنون میشم که این دغدغه رو هم شما شیر کنین که قرار نیست همه مون بی پول باشیم برای اینکه یه ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اوقات ملکوتی بالشچند وقت پیش یک دوستی از بی‌مایگی جماعت دورو حرف می‌زد، آن‌ها که در باطن یک جور فکر می‌کنند و در ظاهر جور دیگر عمل. و می‌گفت که چه بد است آدم تکلیفش را نداند. من گفتم به نظرم این‌ آدم‌ها شب‌ها زود خوابشان می‌برد. گفت چطور؟گفتم وقتی سرت را روی بالش می‌گذاری، یک لحظه‌ای رقم می‌خورد که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مادرم می‌گفت همه سختی‌هایِ تمام این سال‌ها به کنار؛ آن دو شب در برابر همه این سال‌ها، سخت‌ترین بود‌. چون باید طور دیگری از نوجوان‌های خانه مراقبت می‌‌کردیم.کم نیستند افرادی چون مادرم، مددکارها، تسهیلگران و.... که مراقب بچه‌ها ماندند و تا همیشه مراقب بچه‌ها می‌مانند. درحالی‌که همه ما توی شوک بودیم، آ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From در غیاب آبی‌هاباد و بارانِ چند روزه، آلودگی‌ها را شسته و چهره‌ی کوه‌ها را هویدا کرده. نگاه‌شان می‌کنم و یاد آدم‌هایی می‌افتم که دیگر نیستند. آدم‌هایی که از همه‌ی این کوه‌های‌ برف‌پوش محکم‌تر بودند. حالا انگار ایستاده‌اند و قامت بلندشان از همه‌جای شهر پیداست. همین که سرت را بالا بگیری، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

باد و بارانِ چند روزه، آلودگی‌ها را شسته و چهره‌ی کوه‌ها را هویدا کرده. نگاه‌شان می‌کنم و یاد آدم‌هایی می‌افتم که دیگر نیستند. آدم‌هایی که از همه‌ی این کوه‌های‌ برف‌پوش محکم‌تر بودند. حالا انگار ایستاده‌اند و قامت بلندشان از همه‌جای شهر پیداست. همین که سرت را بالا بگیری، می‌بینی‌شان که محکم بودن‌شان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From ادبیات چیست؟گفت: نوشته‌اند چرا این همه غمگینید؟ننوشته بود. حالا غمگین بود، انگار جایی خاکی از روی نعشی پس رفته بود و می‌دید که انگشت اشاره یا طره‌ی مویی آشناست و چیزی مثل یک تکه سنگ میان سینه‌اش آویخته است. گفت: بله، ما غمگینیم، یا من غمگینم، می‌دانم، ولی همین است که هست. شاید نسل بعد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید