همسایه ام نوشت: چقدر خوشحالم. بخاطر این آخر هفته عالی. کارم را زود تمام میکنم. بعد میرویم مسابقه هندبال. بعد می آییم خانه تو برای آن خوراک از بهشت. و در تلفظ فسنجان، نوشت: vezenjanاینکه اول خودش دامن ما را گرفت و قرار دیدار گذاشت و شبش نوشت که بچه هایش دلشان میخواهد دیدار خانه ما باشد که همیشه کلی ...
یه سری دوستامون بابت اون عروسیه معتقد بودن «جامعه به هر حال این شکلی شده. اینا و بچههاشونم بالاخره توی همین جامعه زندگی میکنن و استثنا نیستن و فلان» ولی حالا همونا معتقدن فیلم فرمالیتهٔ آقای فوتبالیست، بیحیاییه.(جالبه واقعاً)#عروسی #ریاکاری(@mahdiyartian) ...
قصهی سوم تردستنویسنده: سمانه سیهبیشهسومین قصهی «کتاب تراژدی» روایتی است از زندگی مردی عادی که ناگهان دچار مشکلی میشود و آرامآرام در مرز اخلاق، وجدان و نجات شخصی مردد میماند؛ قصهای با مایههای طنز که در آخر تراژیک میشود.شنیدن اپیزود سوم در کستباکسhttps://castbox.fm/app/castbox/player/id5357 ...
همیشهٔ تاریخ، ملیجکهایی بودن که خوشرقصیها داشتن؛ الانم هستن و تا اینجاش چیز تازه و عجیبی نیست. ولی اینایی که «خیلی راحت» به هر کسی که امروز کار هنری و فرهنگی میکنه، انگ شرففروشی میزنن، دنبالهٔ همون جماعتی هستن که محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملکمطیعی، پرویز صیاد و دیگران رو ممنوعالکار و ...
Forwarded From کار برای زندگی | الهام مراد📌 وقتی جامعهٔ مدنی، طبقاتی میشود...اعتراض به تمرکز قدرت و ثروت در دست گروهی از مردم و طبقاتی شدن جامعه، یکی از دغدغههای رایج در بین فعالان اجتماعی است. اما یکی از خطرات آرام و کمتر دیدهشده که کنش اجتماعی را از درون پوک و بیاثر میکند، طبقاتی شدن خود جامع ...
وقتی حرف میزنی تازه میفهمی چقدر شباهت و همنظری و هممسیری وجود داره؛ به مراتب هم قویتر از تفاوتها. و حتی میتونه منجر به زایش دوبارهٔ جسارتِ «دو لبهنویسی» بشه؛ مثل ققنوس. چیزی که سالها (به هزار دلیل موجه و بعضاً غیرموجه) ازش فراری بودم و شدیداً هم دلم براش تنگ شده. تازه میتونه آخرِ حرفاتون ه ...
🔺گاهیگریززندگی قسطی در روزگار بیاهمیتها🖌️نازنین متیننیااین یادداشت درباره چیزهای بیاهمیت است؛ درباره نارنگی کیلویی ۱۶۵ هزارتومان که حتی ظاهرش هم مشخص است کیفیت چندانی ندارد و پوستش را روغنکاری کردهاند که تازه و رسیده نشان دهد. درباره گوشت و مرغی که هزارتومان هزارتومان بالا رفته و حالا اگر بخو ...
اما اینهم یکجورش است؛ یکجور قصه که شاید هزارسال بعد نمونهاش کنن برای دامنه بیحد آدمیزاد برای تحمل شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی و اینکه فشار هرچه که باشد، بیاهمیتها، بالاخره راه خودشان را باز میکنند و آرام آرام زندگی را میبلعند و زنده ماندن قسطی هم خودش، نوعی از زندگی است. @nazaninmatinniach ...
🔺این یادداشت با کمی تغییر در روزنامه اعتماد منتشر شد، اصلش بدون و ضرب و جرح، میگذارم اینجا👇🏻 ...
دختر بعد از یکسال و نیم زنگ خاتمه رو زد. گوشهی رستوران ژاپنی نشسته بودیم. هی صورت سفیدش سرخ و برافروخته میشد. تو تا گولّه اشک میچکید و بعد مثل خودش میزد زیر خندهی ریز عصبی. پرسید: مامان! ریگرتم نمیشه؟ گفتم: ممکنه یه جاهایی بشه. اما خب همینه دیگه! گفت: حتی با اینکه هنوز بیستویکسالم هم نشده م ...