پرویز صیاد: اگر کشورمان را آدمها اداره میکردند، امروز برای درگذشت اسطورۀ فرهنگ ایرانزمین، بهرام بیضایی، عزای عمومی اعلام میشد.(@mahdyartian) ...
همه چیز زیر یک لایهی خاکستری فرو رفته.خورشید دم غروب از لای ابرها، نارنجیاش را انداخته روی شیشههای خانهی روبروی پارک.ناگهان برای چند لحظه همه چیز قرمز میشود.من به آن قرمزی فکر میکنم که از لای خاکستری نفوذ میکند به ما.خاکستری همه چیز را به آینده موکول میکند و در ابهام فرو میبرد. خاکستری یعنی ...
هر سال از اواخر آذر جوری برنامهریزی میکنم که تا پنج دی یکی از کتابهای بیضایی رو خونده باشم. کتاب امسال «اتفاق خودش نمیافتد» بود. این آیین کوچیک شخصی تنها راه تکریم من برای بیضایی بودو حالا ابداً دلم نمیخواد به نبودنش فکر کنم؛ حتی اگه اتفاق خودش افتاده باشه. توی گودریدزم یه قفسه «بهرام بیضایی» د ...
- فرق من و تو یک شمشیر است که تو بر کمر بستهای.+ زبانت ببرد.-که تو شمشیر را برای همین بستهای.(«مرگ یزدگرد» استاد بهرام بیضایی🖤)(@mahdyartian) ...
«اندوه را پایانی استمردمان باز می گردند، ویرانهها ساخته میشود و ساختهها از مردمان پرُ.بمان و نیکبخت شو…»نمایشنامهی مرگ یزدگردبهرام بیضایی ...
بپرسش ویرانه چرا میسازند؟آتش چرا میزنند؟سیاه چرا میپوشند؟و این خدای که میگویند چرا چنین خشمگین است؟(«مرگ یزدگرد» استاد بهرام بیضایی🖤)(@mahdyartian) ...
Forwarded From نور سیاهبهتر و تأثیرگذارتر از این تکّهٔ فیلم «باشو غریبهٔ کوچک» چیزی نمیشناسم که کارکرد زبان فارسی برای تقویت انسجام ملّی را نشان داده باشد. سخن بیضایی تمام است و هیچ کم ندارد. عصارهٔ اندیشهٔ بزرگترین ادیبان و رجال سیاسی فرهنگمدار و ایراندوست است. تصویر کرده آنچه را آنان گفتهاند ...
لعنت به جادهها اگر معنایشان جدایی است.بهرام بیضایی قلب زبان فارسی، ادبیات نمایشی، تئاتر و سینما در روز میلادش از دنیا رفت. درگذشتش فقط خسارت به ما ایرانیها نیست. جهان اسطورهای را از دست داد. کوهی بود که به او، حتی در غیاب، متکی بودیم.نبودنش ما را بیپناه کرد، هر فارسی زبانی را و هر که اهل فرهنگ ...
راوی بزرگ تلاطمها و آدم حسابیترین آدم حسابیِ ایران، جاودانه شد؛ همچون آثارش... 🖤(@mahdyartian) ...
یک مصاحبه دیدم از کسی که بیست سال پیش دوستش داشتم.حال عجیبی بود.هم خیلی غریبه بود و هم اشنا.مثلن نمی دانستم دوتا پسر کوچک دارد و اوقات فراغتش را دیگر با پسرهایش بازی میکند.خیلی سال بود که دیگر اصلن هیچ خبری ازش نداشتم.اما چیزهای غریبی را ازش میدانستم.مثلن وقتی سه تا کتاب مورد علاقه اش را گفت،اولیش ر ...