فیلم سینمایی «دعوت» (The Invite) اولیویا وایلد برای من بسیار ارزشمندتر از آن است که آن را فقط یک اقتباس آمریکایی خوب یا حتا عالی از اصل اسپانیایی آن بخوانم. دیگر نسخههای این فیلم را که فرانسویها و ایتالیاییها و سوئیسیها و حتا براداران و خواهران کرهای از نوع جنوبی با اقتباس از فیلم «همسایههای ط ...
برای صبحونه، رفته بودم نون بربری بگیرم. ساعت ۶:۴۰ بود و نون اولین تنور بهم رسید. وقتی که میخواستم کارت بانکیمو بدم تا دوتا نونکنجدی و یه نایلون رو حساب کنه، همین که دستمو داشتم میآوردم بالا درد عجیبی پایین کتفم پیچید. یه لحظه بیحرکت وایستادم. حین مقاومت برای اینکه از درد فریاد نکشم، با […] ...
اخیراً میل عجیبی پیدا کردم به رفتن سراغ گیم یا شطرنج. و اگه بخوام با خودم صادق باشم، این اصلاً نشونهی خوبی نیست. معمولاً وقتهایی که حالم خوب نیست و اتفاقاتی داره در سطح ناخودآگاهم میافته و ازشون خبر ندارم، این میل سراغم میاد. اینطور وقتها کلاً دوتا راه بیشتر ندارم. یا باید با رفتن […] ...
۱۳ سپتامبر روز برنامه نویس، مبارک 🌹 برنامه نویس ها معمار جهان آینده هستند. ...
امروز بیست و نُه سالگیام را آغاز کردم. مریم برایم غذایی را که دوست دارم درست کرد و بعدازظهر هم بوی کیک کل خانه را پر کرده بود. تا به این نقطه از زندگی برسم، شادیها و غمهای زیادی را پشت سر گذاشتهام و مطمئنم شادیها و غمهای زیادی هم انتظارم را میکشند؛ اما امیدوارم شادیهایش ممتدتر و جاندارتر با ...
یادم هست وقتی خودم دانشآموز بودم، در کلاس یک جدول تشویقی داشتیم. هر وقت کار خوبی انجام میدادیم، یک ستاره میگرفتیم. ستارهها روی جدولمان جمع میشدند و وقتی تعدادشان به حد مشخصی میرسید، میتوانستیم از کمد جوایز مدرسه یک جایزه انتخاب کنیم. مداد، پاککن، تراش و چیزهای کوچک دیگری که برای یک بچه واقعا ...
نام این سریال کفایت میکند برای اینکه خیال کنی با قصهای طرفی دربارهی آدمهایی که از زندگی مشترک و میانسالی و روزمرّگی خسته شدهاند و میخواهند سهمِ لابد ازدسترفتهشان از شور جوانی و سکس و هیجان عاطفی را پس بگیرند. سریال در آغاز تقریباً تمام نشانههای لازم برای تأیید چنین تصوری را دارد، بهوفور ...
روزهای نخست فروردین بود. هنوز جنگ بود. پیامی کوتاه آمد که او دیگر بین ما نیست و من نمیدانستم که در تمام این مدت، او مشغول مردنش بود. فکر میکردم بیماریاش تمام شده. فکر میکردم همه چیز گذشته. اما انگار سرطان هنوز سر جایش بود و او دیگر نبود. آخرین عکس را که در آخرین […] ...
یادداشتی برای بچههای «محفل» و همهی آنهایی که در صدا و سیما هنوز نفس میکشند. ...
رمان جدید شیدا بازیار با نام «شکافها» ۱۲ شهریور منتشر شد، ولی پیشاپیش و از چند هفته قبل که به دست منتقدان افتاده بود و دربارهی آن نقد و معرفی نوشته و منتشر میشد، اعتنای بسیاری برانگیخت. ...