روزهای آخر ساله ، نمیدونم انگار همه خوشحالن من نه . انگار همه موفق اند همه همه چیز دارند من نه ؛ خب چی کار کنم . ندارم دیگه :( امسال هیچی نخریدم ؛ ما که مهمونی نمیریم . نه کسی سراغمونو میگیره نه ما پیگیر کسی میشیم . از همه فامیلا فقط اسمشون مونده . خودمم حوصله ندارم لباس نو برای چی ؟ راستش همه چیز خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امیر پیام داد دوباره. متوجه شده بود کات کردم و حالمو پرسید. من کرمم گرفت گفتم تو رابطه‌ت چی شد کات کردی؟ دختره یه پوستی ازش کنده بود، یه پوستییییی. منم مثل بیشعورا ته دلم یکم خوشحال شد : ))) چون من رو به طور غیرمستقیم اذیت کرده‌بود. اولاً که دختره دهنشو سرویس کرده‌بود و به هزار روش ناز کرده بود براش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میون شلوغی‌های خونه تکونی، چشمم افتاد به اون کاور مشکی. کاور مشکی گیتارمو میگم. آرزوی بچگیام! یادش بخیر چقدر پول جمع کردم و گرون شد و گرون شد و پول جمع کردن تا که بالاخره زورم به خریدنش رسید! شبی که رفتم از تیپاکس تحویل بگیرمش چقدر ذوق و شوق داشتم!.. رفتم سراغش و زیپشو تا نصفه باز کردم.. شکستگیشو دی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شما حاضرید همچین سفری رو تجربه کنید؟ یا ترجیح میدید این قسمت از تاریخ رو فقط تو کتاب‌ها بخونید؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. یکی از پسرعموهایم داشته است با ماشین پسرخاله اش از خانه خاله اش برمی گشته است اما وسط راه از پسرخاله اش می خواهد او را پیاده کند تا هم از هوای بارانی لذت ببرد و هم پیاده به خانه برگردد.کمی که راه می رود می بیند که یک نیسان به سرعتش به سمتش می آید.می دود و می پرد توی جوب و تصادف نیسان و پسرعمویم ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تصور کنید مغز شما مانند یک سینمای بزرگ است. وقتی بیدار هستید، دنیای اطرافتان را به شما نشان می دهد، اما وقتی می خوابید، می تواند رویاها را به شما نشان دهد. گاهی اوقات، این رویاها می توانند ترسناک یا عجیب باشند، و این چیزی است که ما به آن کابوس می گوییم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از اونجا که دویدن های این روزهام دود شد و رفت هوا، صبح از خونه زدم بیرون. که هوا بخورم و بخشی از ماجراهای دیشب رو حل کنم. اما مورد تهاجم قرار گرفتم. حالا با چشمهای ورم کرده از گریه دیشب به ماجراهایی که از سر گذروندم میخندم و منتظرم نوشیدنیمو برام بیارن. گفته بودم که انقدر آسه میرم آسه میام که به ندر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

‏ مرزگذاری به این معنی نیست که؛ سرم داد نزن ! مزاحم کارم نشو ! یا در مورد ظاهر و بدنم نظر نده ! مرزگذاری یعنی؛ اگه صدات رو بلند کنی، من اتاق رو ترک می‌کنم. اگر موقع کار مزاحمم بشی، من بهت جواب نمیدم! اگر در مورد ظاهر و بدنم مدام نظر منفی بدی، من دیگه به دیدنت نمیام. ‏ ✅️مرزگذاری صحیح با پیامد رفتاری ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه روز اسفند ماهی بهاری به قول اون نوشته که اسفند موقع استراحته نه بدو بدو 😁🙈 با آغوش باز توصیه‌شو پذیرفتم😇 همه کار خونه رو گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای عملکردن به قولم شاد کردن بچه‌ها... یه اتوبوس نو و بزرگ و خلوت یه اتوبان خلوت یه روز تعطیل و یه شهربازی که منتظره تا دوتا جوجه‌ها رو تو قلب خودش شاد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از خداحفظی رمانتیک دیشب، حالا من هستم. دیشب به آقای ح تاکید کردم اگر این جا را پیدا کند، حتماً کله‌اش را می‌کنم. گفت که نه راهی نیست پیدایش کنم. حالا خودمانیم، پیدایش هم کند چیزی نمی‌شود اکنون او غریبه است و مهم نیست من چه چیزی می‌گویم. احساسم را نمی‌توانم پیدا کنم. نمی‌توانم بفهمم ناراحتم یا نه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید