همه از مرگ میترسیدن؛ من از زندگی کردن ...
از مورچه پرسیدم: - اون نصبحتی که چند سال پیش بهت گفتم رو یادته؟ - من فقط یک نصیحت یادمه اونم اینکه هر وقت ناراحت شدم برم یه بستنی بخورم.اگر باز هم ناراحت بودم یه بستنی دیکه بخورم! - اولا که این نصیحت نبود و ضرب المثل انگلیسیه.بعد هم بستنی نیست و کیکه! - من همین یادمه. - ولی تصیحت من این بود که هیچو ...
من از اینکه آدما تا وقتی که کارت دارن پیشت میمونن، خسته شدم. ...
حسابش از دستم در رفته برای بار چندمه دچار فروپاشیروانی میشم. این وقتا هر فکری رو که فکرشو بکنی میاد سراغم، از اینکه تو نیستی تا اینکه بابا نیست. این لحظه ها انگار غم تمام آدمهای دنیا ریخته میشه تو قلب من و من باید برای تمام آدمای دنیا و غصههاشون، غصه بخورم. از مامانم و اینکه چیا کشید بگیر تا ... ک ...
ی واقعیت تلخ اینکه وقتی همسر نیست حالم خیلی بهتر از زمانیه که هست +امروز بعد مدت ها ناراحتم تقریبا بعد یک ماه.. تقریبا از زمانی که همسر رفته بود خدا سلامتیش بده بابای بچه امه. از من و بچه امنگیرتش این ی حس درونیه و به معنای ناشکری نیست من فقط حسمو میگم ...
مامانم جایی کارداشت رفت بیرون قبلش خمیر آماده کرد و گفت تو، زهرا خودتون بپزید من تاعصر نمی یام.. هروقت مامان می خواست نون بپزه منم پیش قدم می شد با اینکه نون های خوبی از آب در نمی یومد ولی اعتماد به سقفم همچنان بالا بود😂 مامان می گفت نونی که تو بپزی هرکه بخوره دوقلو می زاد 😂 کسانی که دوقلو دوس دارن ...
باز هم تلاش کردم حذفش کنم و باز هم نذاشت! از اونجا که خودش رو برتر میدونست، نمیتونه بپذیره که از سمت من رد بشه. هر کاری میکنه که این اتفاق نیوفته. بار اول ابراز علاقه کرد که میدونستم واقعی نیس اما دلم تنگ شده بود برا دوست داشته شدن. اینبار اما کار بهتری کرد. دست گذاشت رو نقطه ضعفم، کار و درآمد! سعی ...
۱. یعنی تو همینقدر کریمی که من من ِ نماز صبح قضا شده ی هزار جرم دیگر مرتکب شده را به بارگاه قشنگت می طلبی؟ کریمهی اهلبیت دلربای من؟... . . ۲. دخترک همسفر خوبی بود.. ماشاءالله و خدا حفظش کنه ۳. تایم سفر با وجود بچه باید ببشتر باشه چون ناخواسته زمان بیشتری برای تهیه غذاش، سرویس بردنش و جمع و جور کرد ...
توی محله ما، مثل خیلی از محلههای دیگه این شهر و به تحقیق شهرهای دیگه، زن های همسایه، معمولاً سه شنبه هر هفته، جمع میشن خونه یکی و برای ظهور امام زمان نماز میخونن. اسم نماز هم نماز امام زمان هست. من وقتی که کوچیک بودم، چندباری توی همین مراسم خونده بودم و چند باری هم وقتی که رفته بودیم جمکران. اما ح ...
امشب یجوریه حالم، دلتنگم!حس های عجیب و غریب دارم! مجید خونه نیست، رفته پیش باباش بیمارستان، خدا میدونه چققققدر ناراحتم برای باباش، سرطان روده گرفته، کاش خوب بشه فقط! دلم برای مجید میسوزه، خیلی ناراحته، خب حق هم داره پدرشه! خونه رو بدون اون دوست ندارم اصلا صفا نداره یچیش کمه، اصلا خوابم نمیبره، باورم ...