امروز بعد دو سه هفته کتاب خوندم. نمیدونم چرا از کتاب خوندن افتادن اما باغ مخفیو خوندم و چقدر خوشم اومد آخرشم اشکی شدم. صبح هم گناه من دو دیدم. سیر فیلم های ادامه دار واقعا غیراز قسمت اول بی ارزشه. هفته پیش رو مهمه . باید یکی از دغدغه های ذهنیمو برطرف کنم حتما حتما. ...
یه روز یه عزیزی گفت: خدا به وقتش نقششو تو زندگیت بازی میکنه! بعضی وقتا با خودم فکر میکنم کسی که هستم خواست من نبوده. این فشار و اجبار رو نمیخواستم. این افکار و این حجم از مشغله خواست من نبوده. راحت طلب نبودم ولی هیچ وقت خودمو زیر این فشار تصور نکرده بودم. ادم هایی که منو به اینجا رسوندن رو هنوز باها ...
نقشه ام نگرفت. بهترین و ملایم ترین آرایشی که بلد بودم و انجام دادم و رفتم کافه. خلوت بود، جای خوبی نشستم. اما ث نیومد. بهش زنگ زدم و گفتم تا عصر این کافه ام. گفت خوش بگذره. گفتم اگه میتونه بیاد. گفت قراره واسشون مهمون بیاد و باید بمونه خونه. پلن بی ندارم اما دو راه باقی مونده. یکی اینکه بازی رو بیشت ...
از اینستا دیدم تخم مرغ رو اینجوری پخت منم دس بکار شدم:) اونجا ریخت تو قالب سیلکونی چرب کرد تخم مرغ وادویه ها گذاشت تو قابلمه درحال جوش... من تو قالب سیلکونی نریختم چون بنظرم جوشدن اینا باعث بیماری میشه، ریختم تو کاسه.. نتیجه اش خیلی خوب بود دوس داشتممم اونم منی که تا مجبور نمی شدم سراغ تخم مرغ نمی ر ...
دیشب مهمان داشتیم و برق رفت. رفتیم تو اتاق مامان اینا نشستیم که روشنتر بود و من پتوی مامان رو دور خودم پیچیدم. کمی هم چشمام خواب آلو بودن. مهمان گفت با این سر و صدا خواب میبره؟ گفتم اگر خوابم بیاد بله. و من بسیار خوابم میآمد و دلم میخواست همون لحظه بخوابم. توی اتاق خودم به دلایلی شرایط خوابیدن نیس ...
آدما نقش پر رنگی تو زندگی دارن حتی اگر نادیده بگیری قطع رابطه کنی حرف نزنی نگردی نخندید بهشون . اونا میتونی خوردن کنن. هرات کنن. خوشحالم کنن. دشمنی کنن. جادوی تو باشن و.... عکس العمل تو نشون میده چی داره میشه. به روزهای پر اعتماد به نفسی فکر میکنم کاش میشد بهشون تافت زد تثبیت کرد. چندروزه که صبح بید ...
وصف حالی نیست، چون که حالی نیست...بجز فکر زیر سقف این آسمون بی ستاره ی کم نور...بهاری که هم دوستش دارم و هم ازش دلگیرم،اتفاقات ساده یا شاید پیچیده، فراموش که نمیکنم،یا فراموش نمیشن،و همه چیز اینجا خاطره است،و شاید اخرین فروردینی که شمع های شانزده سالگی رو فوت میکردم از چیزی خبر نداشتم از سال های ...
میشل فوکو (۱۹۲۶–۱۹۸۴) تاریخنگار و فیلسوف فرانسوی بود که با جنبشهای ساختارگرایی و پساساختارگرایی ارتباط داشت. او تأثیر زیادی نه تنها در فلسفه بلکه در مجموعهای گسترده از رشتههای انسانشناسی و علوم اجتماعی داشته است. خلاصه بیوگرافی فوکو در ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ در پوآتیه، فرانسه به دنیا آمد. او به عنوان دا ...
فکر نمیکردم یه روزی یه لحظه ای برسه که تو زندگیم فقط 5 دقیقه خواب راحت بدون فکر و خیال، بخوام. تو چشمامو میبندم تو میای، هیولا میاد، سگ سیاه افسردگی میاد، روح سفید آرزوها میاد، تا چشما رو باز میکنم برنامه کنکور رو میبینم، رو گوشیم شمارش معکوس روزهای مونده تا کنکور رو میبینم، کارهای عقب مونده رو میبی ...
در مورد اشغالگر اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم باید بگویم رواعصاب،وراج،از خود متشکر و بسیار علاقمند به چزاندن من است و هر چهار خصوصبت نکبتی اش را امروز روی دایره ریخت. 1. سایه همکارم که تا حدی هم دوست هستیم به من زنگ زد و چون محتوای مکالمات ما دو تا بیشتر حول فحش دادن به روسا و پروین می چرخد، من گوشی ر ...