مثبت گراییِ سمّی چیه؟! یعنی تو شرایط سختی هستی اما به خودت اجازهی خسته شدن نمیدی ! حال روحیت خوب نیست ولی دائماً لبخند میزنی و وانمود میکنی که خوبی. احساس غم و اضطراب رو به رسمیت نمیشناسی و فقط شاد بودنت رو نشون میدی. احساس میکنی حق نداری ناراحت باشی ، چون تو چیزهایی داری که بقیه تو رویاهاشون هم ن ...
فردا وقت اجرای نقشهاس. شانس موفقیتم کمه. شاید باید بپذیرمش. انقدر امروز استرس داشتم که هیچ کار مفیدی انجام ندادم. ذهنم زیادی شلوغه. حوصله کسی و ندارم. امروز میخواستم کارهای زیادی انجام بدم اما عملا پوچ شد. کاش حداقل کتاب خونده بودم. امیدوارم زندگیم رو دور بیوفته و روزهام مفیدتر بگذرن. ...
سو این حسو بهم میده که نه عزیزم تو کلا شانس نداشتی به این فکرکردم چهار سال پنج سال پیش که همسن سو بودم چقدر تو مضیقه بودم. سو یه خانواده معمولی داره اما هیچوقت کار نکرده اگرم کرده دوتا پروژه هنری تو خونه بود. همیشه هزار فرسح بین منو این آدما فاصله هست حتی ساده ترینشون. یعنی سو ساده ترینشونه اما خانو ...
پسر خاله بابام، خانمش سکته می کنه می برنش بیمارستان اونجا از روی تخت می افته پایین.. اینبار لگن پاش می شکنه 😔 بنده خدا سنش هم بالا بود خیلی سختش بود باید فیزیوتراپی می رفت و.. همسرش اینقدرر غصه می خورد که هر روز لاغر و ضعیف تر از قبل می شد درحالی که اقوام می رفتن عیادت خانم گلی ( اسمش گل افشون بود ص ...
یه روز ظهر تو فروردین ۵ سال پیش، بعد از ۴۸ ساعت دنبال خونه گشتن توی دیوار و به شکل حضوری، روی پارکهای همین نیمکت نشستم و امیدوار بودم که بتونم همین اطراف یه خونه پیدا کنم که به خونهی یارم نزدیک باشه. خونهای که پیدا کردم دورتر بود ولی اون پارک شد محل کلی قرار و پیادهروی و حرف زدن برامون. خونهی ...
دیشب تا ساعت ۳ از سرفه خوابم نمیبرد مادرم گفت برای خودت بهدونه درست کن و بخور بده ولی به کل یادم رفت مثل همه وقتای دیگه که خودمو یادم میره خلاصه خوب که از سرفه خفه شدم بلند شدم و برای خودم بهدونه درست کردم کمی گلومو التیام داد و تونستم بخوابم اما متأسفانه برای نماز خواب موندم دخترک خیلی دوست داشت ...
مقدمه: رمان “سرهای بالا” اثر رضا نوروزی عبدالهی، داستانی است در ستایش ایمان به خود و تلاش برای تغییر در دل تاریکی و محدودیت. این رمان، که با ویراستاری حمیده ستوده به زیور طبع آراسته شده، نه فقط یک روایت داستانی، بلکه بیانیهای است در باب اهمیت ایستادگی در برابر ترس و انفعال، و نقش هر فرد در تحول جام ...
جستجوی هویت در سایههای سرنوشت در دنیای ادبیات، داستانها همیشه منعکسکننده چالشها و آرزوهای انسانی بودهاند. “سایههای سرنوشت” نوشته رضا نوروزی (عبدالهی) داستانی عمیق و احساسی از دختری به نام میجان است که با زندگی در آبادیای کوچک و پرچالش، در جستجوی هویت و آزادی خود میباشد. زندگی میجان: در جست ...
تحلیل کتاب “سایههای سرنوشت” مقدمه کتاب “سایههای سرنوشت” نوشته رضا نوروزی (عبدالهی) داستانی سرشار از تضادها و چالشها را روایت میکند که در زندگی میجان ، شخصیت اصلی داستان، جاری است. این اثر نه تنها عرصهای برای نمایش سختیهای زندگی یک دختر در یک آبادی کوچک است، بلکه انعکاسی از واقعیتهای اجتماعی ...
«دایانای عزیزم، امروز در جایی ایستادهام که آسمان آنقدر وسیع است که گویی خداوند تمامِ آبیِ دریاچهٔ شاینز را در یک ظرفِ طلایی ریخته و بر فرازِ سرم پهن کرده است! بیابان، با شنهای نرمش که انگار میلیونها ستارهٔ ریزِ فرودآمده به زمین هستند، زیر پایم زمزمه میکند: «آنه… اینجا حتی سایهات هم تنهاست!» اما ...