امشب داشتم کارهای سایت فروشگاهی را که شوهر دخترخاله زده است را انجام میدادم. خود شوهر دخترخاله هم کنارم بود و کمک میکرد تا زودتر کارها راه بیفتد. بعد از این که رفتند با آقای ح کوتاه صحبت کردم. بیحوصله بودند و منم ترجیح دادم خداحافظی کنم و برم سراغ شکمم، چیزی برای خوردن پیدا کنم. همه اینها را گفتم ...
سردمه. خیلی سردمه. دولینگو هی زجه میکنه. میخوام قسمت ده محبوس زیبایی بببینم به عشق ابدی ترجبحش میدم. این ساعت دلم قهوه سرد میخواد. نه بستنی و برونی. ...
خیلی جالبه که خط های روی بدن گورخرها که مثلا خود من فکر می کردم کارکرد اثر انگشت در انسانها رو دارد در واقع ربطی به اثر انگشت نداره و بیشتر برای اینه که وقتی گله گورخرها دور هم جمع میشن تشخیص این گورخر از اون گورخر ممکن نباشه و مثلا اگر یک شیر بخواد به گله گورخرها نزدیک بشه بجای دیدن یک گورخر و اتخا ...
حاجی دیگه عشق ابدیو نقد نمیکنم. حالم داره بهم میخوره. ...
وقتی منو کوچولو باهم خلوت می کنیم حتما گوشی رو می ذارم کنار دستم بیشتر ویس ها ی باحال و شاد توی این زمان ها شکار میشه. بادکنکش باد کردم تا اومدم با نخ ببندم، شل گرفتم خالی شد.. برداشته مثلا می خواد خودش باد کنه دس آخرم داد که خودم انجام بدم بعد اومدم بادکنک رو با لباس خودش تمیز کردم 😂😂 تصور اینکه با ...
یه وقتایی .. یه اتفاقایی برام پیش میاد که اصلا دوست ندارم فراموششون کنم بنابراین سعی میکنم که بنویسمشون تا ب یادگار برام بمونه .. اینبار میخوام راجع ب هدیه تولد امسال شاهین بنویسم.. دو سه روز بود که ذهنم درگیر خریدن یه هدیه خاص برای تولد شاهین بود، پنج شنبه غروب همینجوری که داشتم میرفتم سمت خونه مام ...
همیشه تو زندگیم سعی داشتم اینده رو بسازم. حتی اگر به قیمت از بین بردن حالم باشه.باید کارایی میکردم که میتونست منو به اهدافم برسونه حتی اگر قرار بود براش هر ثانیه زجر بکشم. کافی بود یه نفر جلوم میگفت نه باید بری دنبال قلبت. بری دنبال کاری که دوسش داری. هزار و یک دلیل براش میوردم که انجام کار عاقلانه ...
وارد که شدیم هیولا پرید رو یکی از صندلیا و گفت "اووو پسر چقدر صندلیاش راحته" روی یکی از صندلیا نشست، پاهاشم انداخت رو صندلی دیگه! شاه سیاه سرشو به نشونه تاسف تکون داد و روی یه صندلی دیگه (دور از هیولا) نشست. بانوی قرمز پوش دستشو گذاشت رو شونه علی و آروم فشار داد، علی بالا رو نگاه کرد و لبخند زد، و ر ...
به دلیل حضور در امتحانات، آنه شرلی از رویایی پردازی دست برداشته🥲 پ.ن: بعداً بهتون سر میزنم 😊 ...
به نظرم همونجور که " کارِ دانشجویی" داریم، باید " تحصیل کارمندی" هم داشته باشیم. چیزی مثل مدرسههای شبانه، تا بچههایی که روزها کار میکنن بتونن شبها درس بخونن. دانشگاه هم باید کلاسهای شبانه داشته باشه. بخصوص برای مقطع ارشد و دکترا. و اِلا این وضعیت مالی و کاری اصلا اجازه نمیده تا گور دانش جویید. ...