۱- شاد واقعا دیوانهام کرده. البته صادقانه بگم دیوانه کرده بود. الان نمیدونم چه عبارتی رو به جای «دیوانه» استفاده کنم. بعد از کلی تلاش برای احراز هویت اما هیچ اتفاقی برام نیفتاد. به اداره تماس میگیرم که کارم انجام بشه اما متأسفانه کسی پاسخگو نبود و از آخر هم طی یک اطلاعیه گفتن که همهی سیمکارتهات ...
در تولد بیستسالگیام نوشته بودم که: «من خودم را همیشه همان پسربچّهی ده ساله میدانم که در گلستانی سرسبز و زیبا رها شده است. این طرف و آن طرف میدود، بالا و پایین میپرد، بازی میکند، و بعد خسته میشود، میآید و زیر سایهی درختی مینشیند و به اطرافش زل میزند، طبیعت را میبیند، گلها را، چشمه را، آ ...
زمانهای زیادی رو صرف فکر کردن به گذشته میکنم. توی ذهنم از هزار زاویه بررسیش میکنم، انگار خودم عشق کتاب نیستم. آسونه که زندگیت رو بدون هیچ غرور یا احساساتی بررسی کنی وقتی روی خودت اسم میذاری و از هویتت جداش کنی. چندین ساله که دارم همین کار رو میکنم و بعدش بر میگردم به اون لحظهها. دوباره و دوبا ...
گاهی یه موضوعی میاد توی سرم و تا میخوام در موردش فکر کنم سوالات مختلفی توی ذهنم مثل یه دسته حباب به وجود میان و قبل اینکه بخوام به یکیش پاسخی بدم یکی دیگه در میاد. قرار بود بیام در مورد علاقه م به مربی گری فوتبال صحبت کنم. اینکه این یه موضوعیه که چند سالی هست گوشهی ذهنم یه جایی واسه خودش دست و پا ...
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ...
من تنها اتاق در بسته کتاب جزوه اورثینک به توان میلیارددددد نمی دونم وضعیت خیلی بدیه که از هیچ کس و هیچ جا خبر نداشته باشی. یه وبلاگ ساختم برای بچه هامون نمی دونم میان نمیان، اول به کی زنگ بزنم و بهش بگم. مزاحمشون نشم، اصلا ایده خوبی هست یا نیست. احمقانه هست، همه اورثینک های من نتیجه هایی دارن که ب ...
زمانی در فرانسه، کیفقاپی خیلی شایع شده بود. برای کنترل این وضعیت، سنگینترین مجازات (گیوتین) وضع شد. یه مدتی هم واقعاً جواب داد و آمار کم شد تا اینکه به سرعت چنان زیاد شد که بعد از مدت کوتاهی، حتی از آمار قبلی هم پیشی گرفت. رفتن تحقیق کردن دیدن کیفقاپی توی مراسم گردن زدن نفر قبلی داره رخ داده! یع ...
این روزها وقتی به دانشآموزانم توصیه میکنم کتاب بخوانند، کتاب خوب بخوانند، یکی از پاسخهای معمول در همه مدارس را میشنوم: «کتاب بادام را خواندهام!»وقتی میپرسم «خلاصهاش را برایم بگو»، جوابی شبیه به این میشنوم: «یه پسره بود که مامان و مادربزرگش جلو چشماش مردن، اونم هیچ احساسی نداشت. ولی آخرش دیگه ...
مجرم همیشه به صحنه قتل برمیگرده. چراش رو نمیدونم ولی خوب من برگشتم تا با غر زدنهای سالانه (که کم کم داره جاش رو به غر زدن های دههای میده اگر تاریخ پست قبلی رو چک کنین) یک دستمالی به این وبلاگ غبار گرفته بکشم. اگرچه اینجا دیگه کارش از دستمال کشیدن گذشته و میشه به عنوان خانه وحشت ازش استفاده کرد. اد ...
من یه infpام: i ینی درونگرا بودن. حالا واسه درونگرایی که تماس تلفنی کابوس شه بیا بگو الان تنها راه ارتباطیت با مردم تماسِ!!!! خدایا شکرت :)))))))) ...