تیمور میگه: «هرچی میکشیم از اینه که خودمونو ببین کارمون قایم کردیم و از زندگی و احساسات دور شدیم.» میگم: «چطور؟ چرا متوجه منظورت نمیشم؟!» ادامه میده: «تا به این سن اومدی، شد یبار احساسات و علایق رو تجربه کنی؟ هم سن و سالامونو دیدی اصلاً؟» میگم: «اینا رو ولش کن کی با بچه ها تو آلاچیق دوباره دور هم جم ...
همان دوازده ساعت معمولی که الگوی خوابم در خانه است را یک ضرب رفتم و ساعت ۴ بعد از ظهر با صدای در از خوابی پریدم که در ان طبق قانون همیشگی شناسنامه ام را جا گذاشته بودم و نمیتوانستم به پرواز تورین - تهران برسم. قسمتی از کتابی که میخوانم در خصوص بالکن های خانه ها در قسمت اشراف نشین لیسبون- پرتغال و قس ...
رفتم تو یه خبرگزاری نوشته اگه هوش مصنوعی ایرانی میخواین از این 3 تا استفاده کنید رو سه تاشم میزنم کد میخواد پیامک هم که قطعه کد اصلا نمیاد نمیدونم نویسنده پیش خودش چی فکر کرده یا طرف نوشته قطع نت به فلان جا ضرر میزنه خب چرا بقیه رو نمیگی؟ اون بیچاره که تو یه شهرستان دوره و انلاین شاپ داره چه خاکی ...
هوم. ادامه مطلب ...
تمام آن روز هایِ سختِ رو به افول ، انگار کسی در ذهنم سرو صدا میکرد، بچه درونم مدام گریه میکرد نق و نوق میکرد جیغ میزد و من هیچ حرف آرام کننده برای بهانه هاش نداشتم، از گریه هاش گریه ام می گرفت، فکر میکنم استعفا درست ترین کاری بود که در همه ی این مدت انجام داده بودم، آن روز روز سنگینی بود ، یادم هست ...
این روزها، که گاهی مجبور میشدم از خانه بیرون بروم، به ذهنم رسید وصیتنامه بنویسم. نوشتنش همیشه گوشهای از ذهنم را به خودش درگیر کرده، اما هر بار بیخیالش میشوم. از بس که با همه حرف دارم! در ذهنم میچرخد که باید با پدر و مادر و برادر خواهرها در نامهای جداگانه حرف بزنم. با همسرم در نامهای جداگان ...
همچنان اینترنت قطع است ولی رییس سازمان فضای مجازی میگوید بازوی هوش مصنوعی برخی سکوها کار میکند و از این دست خزعبلات... حتی پیامک وصل نیست و آن وقت ادعای راهاندازی بازوی هوش مصنوعی را دارند... فقط به دنبال ویترین و صورت هستند. شاعر در وصف این جماعت گفت: تو صورت خود نکو گیر | تا صورت دهم کار خود ا ...
فش رکیک و خاهر مادر مرده و زنده به هرچی مقدسات و این مملکت و همه چی اصلا . اینجوری نیست که فقط به خاطر نبود نت در عذاب باشم اینطوریه که انقد بدبختی دارم که با نت پوشش داده میشد و کمی حواسم پرت میشد و الان همون در خوشی رو هم ندارم . علاوه بر همه ی بدبختی ها بدبختی های دیگه هم اضافه شده . ینی یک روز ن ...
میرم بیرون ...خیابون ها خلوت ...خیلی از مغازه ها بسته ..ادم ها ناراحت انگار غم سراسر شهر رو گرفته و شهر هم مثل مادران داغدار این روزها زجه میزنه پشیمون شدم دوست داشتم سریع بیام خونه ....تحمل حجم این همه درد و غم سخته میام خونه اخبار رو باز میکنم ...وضع پزشک قانونی در کهریزک ...و مادرانی که پشت ...
داره تقریبا یک هفته از اولین روزی که نت رو قطع کردن میگذره اطراف ما این دو-سه روز جوری در سکوت فرو رفته انگار روی شهر گرد مرده پاشیدن به جاییم دسترسی ندارم بفهمم بقیه دنیا چهخبره لازم نیست اسم شهرتون رو بنویسید obvبه خاطر مسائل امنیتی ولی اطراف شما چهطوره؟ نیاز دارم بدونم خودم و این کوچهها تنها ...