دنبال نت های یه آهنگ میگشتم اما متاسفانه پیدا نشد...نیاز دارم الان میتونستم برم پیش استادم T _ T ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

22 دی‌ماه رفتیم تجمع میدون انقلاب. چند تا چیز جالب برام این بود که خانم‌های مانتویی و معمولی فیلم می‌گرفتند از جمعیت. می‌خواستند نشون بدن به فک و فامیل و دوستاشون. یه نفر به همراهش گفت: اونا مگه غیر از ماهواره چیزی هم می‌بینند؟ تو تلویزیون همه اینا رو داره نشون میده. گفته شده، کل تجمعات اعتراضی- اغ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوستان سایت داخلی که بتونم عکس دانلود کنم ازش سراغ دارید؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جغ جغ تسبیح سنگی توی جیب ام، عینک دودی در زمستان مه الود بی خورشید، بر چشمان ام، خودم، بید و بافومة و ارزمون؛ همه با هم در راه تشییع جنازهٔ مرده بودیم. چه ایران ئیست این؟! مردم ما مستعد شعور و فهم و دانش اند اما یک نفراتی همیشه پیدا می شوند تا امان از شان ببر اند و ان روی سگ شان را نمایان کنند. حسود ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بابایی اصرار داره وسط انبار چوب خشک، بساط جوج و منقل به پا کنه؛ هر کسی هم بهش میگه «بابا جان نکن، همه چی می‌سوزه» نادیده می‌گیره و خیلی بخواد لطف کنه مسخره و تحقیرش می‌کنه. دیگه خیلی کلافه بشه، بهش توهین می‌کنه و دو تا هم می‌زنه توی سرش. حالا که انبار همون بابا سوخته، معتقده تقصیر چوبا بوده که سوختن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

زهرای بابا سلام بعد از تاخیر چند روزه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در کافه نشسته بودم و رادیو دیو پخش میشد. قسمتی از خوانش کتاب روی قطعه ای از موسیقی که حالا هیچکدامشان را یادم نیست، جاری بود. همانجا فهمیدم که باید این را بخوانم. باید می‌فهمیدم که پرتغال، کجاست.در کتابفروشی بازار رشت وقتی برای پارتنر یکی از شاگرد های کلاسم در دانشگاه، کتابی را هدیه میخریدم تا به خو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش یه دس نوت داشتم. باید با فونت نه توش می نوشتم اسمارو اونوقت تا همه جا بشن . اولم اسم خانواده خودم و کل این خاندان مخصوصا مرداشو می نوشتم . گاهی فک میکنم اگ خانواده ما نابود و نیست بشه شاید اون موقع حتی ایرانم درست شه. دیگه رد دادم . حتی نمیتونم تو وبلاگ خصوصی م که تو ووردپرس بود بنویسم .  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر این یک ماه لعنتی هم  بگذرد و از پس امتحان های پایانترم بر بیایم، دیگر میتوانم زندگی کنم. قول میدهم یک سال انتهایی زندگی ام در تهران را چنان خوب بگذرانم که اینده ام تا ابد مدیونم باقی بماند. فقط اگر 404 را بتوانم خوب تمام کنم، فقط اگر 24 سالگی خوب تمام بشود، ان وقت من 25 ساله تا ابد شرمنده ی من 2 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گفت «تا کجاش! آبشخور» ببین چه می کشم از دست اش. ادامه داد «هم چو بیرون شده گان از خانه». راست می گفت با اینکه از دهان اش توی خواب و بیداری شنیدم، حرف درستی بود. سبیل ام را باید کوتاه کنم. امروز صبح سر محل مان تابلوی یک نفری که باچاقو بقتل رسیده بود، را با داربست آویزان کرده بودند، پائین اش هم نوشته ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید