هییی چند وقت یه بار خوشحال میشم بیاین صحبت کنیمم 3> خوبین؟ خب دیگه داریم برمیگردیم خونمون تهران راستش قرار نبود انقدر اینجا بمونیم... اتفاقای جدیدی افتاده یه بچه گربه سیاه خوشگللل گرفتم :>>> عکسشو اگه بشه بعدا اپلود میکنمم اسمش موقتا "نایتی" تا ببینم چی میشهه دیشب رفتم ریگسرا ولی خب ...
منظور از «هشتوچهار» در زبان فارسی، دوازده امام است. چنانکه باباطاهر هم در بیتی گفته است: خداوندا به حقِ هشتوچارَت... . در رباعی ابوسعید ابوالخیر هم منظور از زُبدهٔ هشتوچهار حضرت علی (ع) است که بهمعنای برگزیدهٔ امامان است. ...
تیرماه و تابستان امسال از راه رسید در حالی که جهان آبستن اتفاقات و تحولات مهمی هست اما من خموش و افسرده و در خود فرورفته ام و دل و دماغی ندارم برای شروع هیچ کاری.دیگه خبرها رو هم زیاد دنبال نمیکنم.در واقع به جز داخلی ها که خیلی هم قابل اعتماد نیستند (از این نظر که خیلی چیزها رو نمیگن) چیزی نمونده که ...
و امشب هم آخرین شبی هست که اینطوری مینویسم. سعی میکنم از فردا بیشتر به زندگیم برسم. خیلی از خودم عقب افتادم... ...
دشمن خوشحال نیست! مثل یه بچه پرروی بیادب وایساده یه کنجی و سعی میکنه گوشههای لبش رو بده بالا و بگه: اصلنم درد نداشت! نِ نِ نِ نِ! بعد بچه مذهبیها مثل مرغِ پرکنده میگن: وای از این صلح تحمیلی! این وضعیت ماست، دوستان عزیز! :) آتشبس از چه زمانی شده صلح؟ صلح اجباری کجا و این پشیمانی دشمن کجا؟ صلح ت ...
امروز هم زندهام. شب آرومی داریم. همه چی فعلا خوبه. فردا اولین روزی هست که تعطیلم و میتونم خونه بمونم و استراحت کنم. باورتون میشه؟ از اول مهر تا الان... خودم هم باورم نمیشه. خیلی خسته کننده بود. + کامنتهای پست قبلی رو بعدا جواب میدم. ...
مقدمه کتاب ترس و لرز اثرِ صالیر صِگور، به قلم نویسنده: وسطِ این اخبار دلهرهآور، حرفها و شواهد ضد و نقیض، پیشبینیها و تحلیلها، اینها رو نوشتم. ظاهرا در بیمسئولیتترین حالتِ ممکن، ولی هدفی داشتم. میگن شهید طهرانیمقدم در اوجِ فتنه ۸۸، نیومد تو میدون و موشکهاش رو ساخت. که اگر اون زمان اومده بو ...
دوست دارم یه چیزی بنویسم. یعنی مدام کلمهها رو توی ذهنم میچرخونم و اونقدری زیادن که نمیدونم چطوری بنویسمشون. وقتی کلمهها زیاد میشن اونقدر توی مغزم وول میخورن که احساس میکنم اگر الان ننویسم یه عالمه کلمه رو بالا میارم. تا حالا کلی اینجا نوشتم که من چقدر وبلاگ خوندن رو دوست دارم. شیفتهی این ...
کاش مامانم بود. و این روزها رو می دید. از وقتی رفته سالی یکی دوبار تو ایران، یه چیزی پیش اومده که گفتم خوب شد رفت و ندید... اما امروز میگم کاش بود و می دید. کاش این رویارویی تماشایی رو میدید. کاربران عرب فضای مجازی اعتراض دارن که پاک از کار وزندگی افتاده ان . خصوصا اونهایی که آسمونشون، نزدیکه ...چو ...
عرفان طهماسبی خواند: " به من جای ستاره، ماه دادی" ستاره، نور دارد، گرما دارد و در مرکز یک منظومه قرارر میگیرد و سیاهر هایی به گِردَش میگردند. ماه، سیاه است. نوری از خود ندارد. هرچه هست خاک است و سنگ. یکی از همان سیاره هایی است که به دور یک ستاره طواف میکنند ولی چرا همیشه از ستاره های با ارزش تر بوده ...