آینده!نمیدونم کی هستی، چی هستی، چه شکلی هستی، اما ازت متنفرم. متنفرم که اجازه نمیدی در لحظه زندگی کنم و چپ و راست میرم باید اسم نحس ات رو بشنوم. متنفرم که شادی الانم رو باید صرف تویی کنم که اصلا معلوم نیست باشی یا نباشی.... آینده من خیلی ازت بدم میاد. انقدر که از تو بدم میاد از گذشته بدم نمیاد. زورم ...
سئو یعنی قضاوت؟ یعنی چی دقیقاً؟سئو فقط بالا رفتن تو نتایج نیست.موضوع اینه که بفهمیکارهایی که کردی واقعاً تاثیر داشتن یا نه.باید یاد بگیری چطور قضاوت درست کنی،نه فقط بر اساس ایمپرشن یا یه نمودار صعودی.هر عدد رو باید تو موقعیت خودش ببینی.مثلاً یه کلیک تو یه سایت ممکنه عالی باشه،ولی تو یه سایت دیگه هیچ ...
برای ساخت شخصیتهای عمیق در داستان به چه عناصری نیاز داریم؟ در این مقاله با ۳ راز مهم شخصیتپردازی موفق آشنا شوید: تناقضهای درونی، گذشتۀ شخصیت و انگیزهها. شخصیتهای داستانتان را واقعی و ماندگار کنید. ...
گاهی کسی برایت کاری میکند، حرفی میزند، یا در لحظهای ناب تو را میبیند… نه از روی وظیفه، نه برای جبران، فقط از روی محبت. اما ما، مشغول خودمان، مشغول گرفتاریها، یا فقط بیتوجه، از کنارش رد میشویم.انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، انگار این لطف یک چیز عادی بوده. و اینگونه است که آدمها کمکم از مهربانی خ ...
یکی از پرسشهای مهمی که شاید برای شما هم مطرح باشه اینه که چرا برخی افراد پرانرژی، باهدف و جدی در مسیر کسبوکار حرکت میکنن، در حالی که گروهی دیگر تنبل، ناامید و ترسو هستن؟ واقعاً پاسخ به این پرسش میتونه مسیر بزرگی رو برای کسانی که میخوان در دستهٔ اول قرار بگیرن، باز کنه. عدهای ممکنه بگن این ت ...
زهرا طبق عادت همیشگی دستم را بین دستش گرفت. - واییی خدا چرا دستات اینقدر کوچولوعه..... و من طبق عادت فقط خندیدم. - خیلی کوچولویی بخدا. میدونی یه چیزی هست به من ثابت شده دخترایی مثل تو که کوچولو و ریزه میزه هستن پسرهای قد بلند گیرشون میاد... شاید از من منتظر جواب بود ولی راستش را بخواهی لال شدم. چطور ...
مقدمه | یا میگیری، یا میپریمخاطب امروزی صبر نداره.یه صفحه باز میکنه، یه نگاه میندازه، تصمیم میگیره: بمونه یا بره.همهی زحمتهایی که برای مقاله کشیدی—از تحقیق و نوشتن تا ویراستاری—اگه اولین جملهات قلاب نندازه،همهش میره تو سطل مرورگر.مثل ماهیگیریه.قلاب اگه تیز نباشه، طعمهت هر چقدر هم خوشگل ب ...
نسرین نمیدانست دقیقاً از کِی متوجه پیرمرد شده بود. شاید وقتی برای چندمین روز، از کنار همان نیمکتِ چوبی گذشت و دید مردی با موهای سپید، پالتویی قهوهای و عصایی چوبی، در سکوت نشسته و به انتهای کوچه خیره مانده است. همیشه سر ساعت پنج عصر. نسرین، دختر جوانی با عادتهای ساده و دلمشغولیهای بیادعا، هر رو ...
بچهها ذوق میکنند وقتی چیزی را با اشتیاق نشانت میدهند. مثلاً یک نقاشی کج و کوله، یا ماشینی که از ته جیبشان خریدهاند. پس کمی خلاقیت نشان بدهید، ذوقشان را کور نکنید . حداقل لبخند بزنید، چهرهتان را شاد نشان دهید، حتی اگر خستهاید، حتی اگر آن چیز برایتان بیاهمیت است . تعجب کنید، پوزخند نزنید، سؤا ...
ماندن در دل کسی، کار زمان نیست؛ کارِ عشق و فهم است. **** تو در من ماندی، نه چون خواستی… چون من نخواستم که نباشی. مانا ...