درست ۲۵ بهمنِ ۵ سال پیش بود که یکی از عزیزترین عزیزانِ خاندان رو از دست دادیم؛ کسی که تو اوج فعالیت و جنبوجوش و ورزش حرفهای، از بین ما پر کشید و چشممون رو باز گذاشت.درسته که هر روز شایسته و بایسته است که از عشق حرف بزنیم و معشوق رو گرامی بداریم (و حتی اینم میدونین که من مناسبتای ایرانی رو به خارج ...
بین سنگنگاره تا محل ایستادن بازدیدکننده، یه فاصلهٔ تقریباً نیممتری قرار دارهاین قسمتی که جنایت رخ داده یکی از بددستترین جاهاست که به طور طبیعی دست بهش نمیرسه مگر خیلی کش بیای یا کسی کمکت کنخکلی راهنما و محافظ (و آدمایی شبیهِ من) توی اون مجموعه هستن که مدام تذکر میدن، تعداد زیادی تابلو (با رنگ قر ...
چند سال پیش زمانی که هنوز کمی بچه بودم با پدر و مادر و خانواده به خانه یکی از فامیل ها رفتیم , عمو و زن عمو زودتر رسیده بودند و از آنجا که خانه پدری زن عمو بود به پذیرانی مشغول شدند , ما بعد از سلام و احوال پرسی بر سر صندلی نشستیم و بعد از چند دقیقه ای زمانی که چایم هنوز تمام نشده بود برخواستیم و به ...
به کوری چشم هر کی که حالش از «ایران» و عکسای قشنگش بههم میخوره ولی عوضش عاشق و دغدغهمندِ مسائل کشورای دیگه است، این عکسم رو گذاشتم تا بگم: با من از بعل و نعل و مولوخ و ملخ و هر مزخرفی که به دیگران مربوطه حرف نزنید؛ چون، من ایرانیام! ❤️ (روی عکس کلیک کنید به پست اینستاگرامش منتقل میشید) ...
با من از بعل و نعل و مولوخ و ملخ حرف نزنید، من ایرانیام! 💚🤍❤️#هنرجوی_عکاسی ( +لینک )(@mahdyartian) ...
بعضیها یه طوری عمیق و خالص مهربونن که خجالتزدهات میکنن...(@mahdyartian) ...
درود دوستانخیلی وقته موضوعی توی سرم خیلی میچرخه و اونم این سواله :« اگه یه روز خواستم بچه ای رو به این دنیا بیارم آیا اینکارو میکنم یا نه ؟»میدونید من فکر میکنم ما آدما نمیتونستیم خب انتخاب کنیم به دنیا اومدن یا نیومدن خودمونو یعنی به اجبار به این جهان اومدیم و به اجبار هم قراره بریم اما موضوع اینه ...
چند روزی است که هم را ندیده ایم عزیزم.اخرین بار را خاطرت هست؟ در روبرو، شعبه تجریش نشسته بودیم، باران میبارید و از کردان برگشته بودیم.در طول مسیر در اغوشم دراز کشیده بودی و هر از چندی که ماشین تکان میخورد سر تو را بین دست هایم میگرفتم تا از خواب نپری. میپریدی و میپرسیدی اذیت نیستی؟ میگفتم نه، جانم. ...
از توموئه تا سامر هیل!: مقایسهای میان توتو چان و فلسفههای نوین آموزشی توتوچان: دخترکی آنسوی پنجره اثر تتسوکو کورویاناگی، داستان واقعی دوران کودکی نویسنده است که در مدرسهای خاص و متفاوت به نام «توموئه گاکوئن» در ژاپن تحصیل میکرد. این کتاب داستان دختری به نام توتوچان را روایت میکند که به دلیل رف ...
امروز تو وبگردیهام به «نوشدارو» برخوردم؛ گفتم شما رو هم باهاش آشنا کنم. اطلاعات خوبی راجع به کلاهبرداری اینترنتی، امنیت دیجیتال و حفاظت از حریم خصوصی ارائه میکنه؛ به زبانی خیلی ساده، همهفهم و کاربردی.توی روزگاری که به اندازهٔ کافی زندگی سخت شده ولی یه مشت شیاد، میخوان زندگیمون رو به فنا بدن، آگا ...