تو نمی دانی که توی نوک بلبل چند تا آواز استتو فقط می دانی مثلا در دِه ما چند تا سرباز استحرف من شوخی نیستخواب های تو پُر است از سگ و تانک و بمبهر قناری ، قلبشموقع دیدن تو می کند گُمب و گُمب مثل ما آدم ها چشم و ابرو داری ...
خب در قسمت قبل گفتم که پام رسید به فرودگاه سوارنابومی بانکوک و وارد خاک تایلند شدیم .با ماشین حمل و نقل فرودگاه اومدن دنبالمون تا ببرنمون توی سالن فرودگاه . توی ماشین ، یک مرد میانسال بود که بشکن بشکن می زد و آواز می خوند . خیلی خوشحال اومده بود تایلند و مضمون آوازش هم حال و حول بود . همه می خندیدن ...
از پاورپوینت تا گیتهاب! | داستان یک بازی آموزشی برای یادگیری استانهای ایران ایدهی این بازی از یک نیاز خیلی ساده شروع شد: اینکه دانشآموزها فقط اسم استانهای ایران و جای تقریبیشان روی نقشه را یاد بگیرند. نسخهی اول بازی اصلاً کدنویسی نبود! یک بازی خیلی ساده بود که با پاورپوینت اجرا میشد و هدفش ...
دیگه از همه چی خستمشدم مثل مادربزرگ پیرم تنها کاری که ازش برمیاد رفتن تا دستشوییه منم همین شدم یه بیمار یه معتاد به زمان یه کور یه نفر که حتی یادش نمیمونه امروزش چطوری گذشت قبلا دردم دوا داشت کتاب فبلم موسیقی الان اونا هم شدن بخشی از بیماریم دیگه خستم از همه چی از حرفای صد من یه غازی که مجبوری گوششو ...
ما کودکان دیروزخیال کردیم بزرگ شده ایمو با متر های خیالقد رویاهایمان را اندازه گرفتیمفراموش کردیم جسور بودن رابی پروا بودن راآزاد بودن رافراموش کردیم پروانه زیبای باغ رایا آن درخت سبز میان حیاط رافراموش کردیم شوق دیدن گله گوسفند رایا دنبال کردن زنبور و نیش خوردن رافراموش کردیمخودمان را در گل بغلتان ...
امروز وارد یکی از گروه های بله شدم که بعضی از دوستان ویرگولی داخلش بودن واقعا حس خوبی داشت بعد تقریبا پنجاه روز با ویرگولیا باز صحبت کردم , اگه دوست داشتید جوین بشید دلم برای همتون خیلی تنگ شده , سراغ بعضی از بچه ها رو گرفتم نبودن تو گروه امیدوارم بیان و صحبت کنیم لینکشو تو پ.ن میزارم .پ.ن:ble.ir/jo ...
از تفنگ متنفرمبگیری رو شقیقهبه هنرمندکه تونباید بنویسی این پدیدهیا شدیدهاین کریههاون وسیعهمن ندیدهمینویسی یک لغت راخط بزنآنها ندیدهعمق فکرمکرده لانهبسط فکر راکرده چارهاین ندیدهآن ندیدهبنویس واژه ای راطلب من کن در آناسم من را اول خطبازگو کن الاناین نوشتیآن نوشتیآفرین جان دلم باز نوشتیعه نوشتیننویس ج ...
https://dl.musicdagh.ir/songs/best/marillion/Sympathy.mp3زندگی همینهدقیقا عین یه فیلمهتهش هیچی نمیشهاولش هیچی نبودهوسطاش اتفاق خاصی نمیوفتهفقط یه نمایش از چند تا بازیگرحالا نقش ما معلوم نیستشاید شاه باشیمشایدم رعیتولی تهش دوتا بازیگر بدبختیمکه باید نقشمونو بازی کنیمزندگی همینهتهش معلوم نیست چی قرار ...
بیشترِ دوستان رو افتخار دارم در خدمتشون هستم ولی محض احتیاط که همدیگه رو گم نکنیم دوباره اطلاعرسانی میکنم: (کانال تلگرام | صفحهٔ اینستاگرام) ...
در قسمت قبلی گفتم که توی ایستگاه شهید بهشتی متروی تهران پیاده شدم .حالا بلد نبودم چه کار کنم و از کدوم طرف برم ! این سمتی که پیاده شده بودم ، نگاه به اون سمت می کردم . می دیدم قطارها از جهت خلاف این طرف میان . ولی اصلا بلد نبودم چجوری میشه رفت اون طرف ؟ اصلا این طرف باید سوار بشم و یا برم اون طرف ؟ه ...