نیم ساعتی میشه شروع شده.. تند میباره... اگه تاصبح ادامه دار باشه حتما رود خونه فصلی راه میفته 😍 دلم لک زده واسه قدم زدن وسط چشمه یواشکی رفتن و بچه ها رو پیچوندن برای پاهایی که تا نصفه می رفت زیر آب از سرما مور مور می شد برای وقتی که برمی گشتم باد می خورد به لباس خیسمون عین یخچال پامون یخ می زد.. خدا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برف می‌بارد. احساس می‌كنم كه اطراف مغزم را چيزی سرد و منجمد گرفته است. انگشتم را به سمتش می‌برم و با اولين لمس، ذوب شدن و ريختنش را توی چشم‌هايم احساس می‌كنم. سرم، حالا داغ شده است. انگار كه تمام حرارت جهان در سرِ انگشتانم جمع شده باشد، با تعجب به پوست قرمزرنگشان نگاه می‌كنم.از پشت اين چشم‌های تار، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز صبح بیدار شدم دیدم حسش نیست، دوباره یکم بیشتر خوابیدم، بعد بیدار شدم صبحانه خوردم بعد دوباره رفتم خوابیدم، نمی‌دونم چرا دوست داشتم بخوابم، بعد دوباره بیدار شد با لیلی بازی کردم و بهش گفتم بریم بیرون؟ گفت نه! گفتم بریم تئاتر؟ گفت نه! […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند وقتی به طور محدود آلپرازولام مصرف کردم به خودم میگفتم چرا بهتر نمیشم چرا تپش قلبم کمتر نمیشه .. بعد میگفتم نه شاید بخاطر اینکه هنوز دوره اش تموم نشده قرار نیس اینقدر زود نتیجه بده.. حتی شب ها بیخواب می شدم نصف شب بیدار می شدم بیقرار بودم تنفسم نرمال نبود چند بارهم اینجا بهش اشاره کرده بودم ولی ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، من منتظر این بودم که در نمایشگاه کتاب آینده شرکت کنم غافل از اینکه مادربزرگم قراره فوت بشه. حالا اون دیگه رفته و همه چیز یهم ریخته. یکشنبه امتحان+ارائه دارم. دارم دعا می کنم شنبه اسمم توی حذف شده های باکتری شناسی نباشه چون یه غیبت دارم. دانشگاه مثل یه کوه روی کمرم فشار اورده و خیلی وق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام... امیدوارم که خوب باشید... ممنونم از همه دوستانی که این مدت پیام گذاشتن و تسلیت گفتن و حالم و پرسیدن... ببخشید که نمیتونم تک‌تک جواب بدم... از نظر جسمی به شدت مریض شدم هیچی حتی آب هم نمیتونم بخورم و فقط به زور سرم دارم پیش میرم... از شدت ضعف دستهام توان هیچ کاری ندارن و همین الان که دارم می‌نو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. بله ، بهشتی می‌خواست بگوید ایران با محاس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک همکار بازنشسته که در دوران شاغلی و ریاستش گرگ های بیابان هم از دستش آسایش نداشتند برای کاری پیش من آمده بود.حوصله اش را نداشتم و راستش احترام چندانی هم نگذاشتم و گفتم برود پیش کیوان که رییس است.اما مگر می رفت؟ اصرار داشت که کارش را من انجام بدهم که به هر حال می شناسمش.کارش را انجام دادم اما هر بر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بچه که بودم، توی کارت بازی ماهر بودم! کلی کارت برنده شده بودم. از این کارت‌های هواپیما و بازیکن و ماشین و اینا... معنی ثروت برام اون موقع اون کارت‌ها بود. وقتی تونستم با کار کردن (کارگری و...) برای خودم کفش بخرم و دیدم حالا میتونم راحت زیر بارون قدم بزنم و نگران خیس شدن جورابام و یخ زدن پاهام نباشم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از اونجایی که کلا کم اشتهام تو اتاق پتو می کشم روی خودم مامان صدا می زنه شام نمی خوای؟ من نه دو دقیقه بعد باش بیا این تیکه نون سنگک بخور می گیرم می برم زیر پتو می خورم چند دقیقه بعد دوباره.😂 مامان میگه یه بار یکی رفت خونه دوستش مهمونی بش گفتن مگه غذا نمی خوای؟ گفت نه فقط اون دسته خرما بذار زیر پتو ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید