اين عكس را جناب "فهيم عطار" چند روز پيش در كانال عكاسیاش گذاشته بود. كنار هزاران عكس ديگری كه خودش با دستان خودش گرفته است. درحالی كه داشتم از تماشای تكتك آنها لذت میبردم، تا به اين تصوير رسيدم احساس كردم كه چيزی در درونم جرقه زد. منظورم از جرقه، يك چيزِ زندگیبخش مثل آن شعلههای نورانیِ توی آسم ...
چه باید بکنم!؟ خودم هم نمیدانم. شده ام یک فرفره ی لغزان در آخرین لحظات پیش از افتادن ؛ گاهی اینطرف گاهی آنطرف میغلتم ... با این روزهای طولانی چه کنم؟ حوصله ندارم کتاب بخوانم نمیخواهم بیرون بروم و بچرخم چه برسد به اینکه کار پیدا کنم ...پایان نامه ام را ننوشتم عنوان ندارم ... دانشگاهم تمام شده تمام ...
روزی با شکم خالی به رژیم علیه رژیم خوردنو اینک آسودننخوردن و خوراندنو اینک بالیدنبه خودمبه اصالت آوار شدهی چیزهابه سر خمهای ترجیحیبه قدغنهای تنبیهیبه همه چیز فکر خواهم کردبه هیچکاک و بستنیچیزکیک و باقلوادوازده شبو مبارزهی نیروهای داخلی برای بقابا نیروهای داخلیِ بقابرای بقابقبق سگِ بقا ...
مهم ترین دستاوردی که در سال 2024 داشتم ، یک رویای جدید بود. 2 سالی میشد که دیگه هدف و رویایی توی زندگی نداشتم . یک زمانی میخواستم درآمدمو افزایش بدم ، یه زمانی میخواستم خودمو به پدرم ثابت کنم . یه زمانی خیلی چیزا میخواستم و بهشون رسیدم و این باعث شد که دیگه از لحاظ هدف و رویا خلع سلاح بشم. دنبال یه ...
من از آن دسته بچههايى بودم كه چون پايم را از توى گليم تابستان چند وجب بيشتر داخل پاييز دراز كرده بودم، در ٦ سالگى به مدرسه راهم نمىدادند. مىگفتند بايد بروى و به تقاص آن چند روز، چند صد روز ديگر صبر كنى. اما خب پدر و مادرم خيلى دلشان با اين قضيه صاف نبود. براى همين هم شانسشان را (و شايد در اصل شان ...
لبخندی بود که زیر بارون گریه شد. ...
اینجا خیلی قشنگه خیلییییی منو پرت میکنه به 15 سال پیش روزی که اولین بار خواستم یه وبلاگ داشته باشم اصلا ادم باورش نمیشه این هم سال گذشته 35 سالمه ...خیلیه ... انگار خیلی از خاطراتم واسه دیروز بود شبای که میرفتم رو پشت بوم و راه میرفتم و با خدا درد و دل میکردم چقدر زمان زود گذشت عین یه چشم بر ...
چراغ چی؟ روشن چی؟ اصلا چراغ کدام جا؟؟ خدمت تون عارضم که بالاخره بعد از کلی علافی ما توانستیم وسایل مدارهای الکتریکی فراهم کرده و به طفلان تشنه چهارمی عرضه کنیم تا که اکتشاف کرده چطور لامپی روشن میشه! روش کار ما این بود که اول یک لامپ روشن کنند. بعد دو لامپ را روشن کنند و در غول آخر هم یک کل ...
قبلا هم تجربه استمرار داشتم ، اما چیزی که الان بعد از 2 هفته استمرار رسیدم اینه که لازم نیست حتما کارهارو فشرده کنی لازم نیست حتما کارتو خفن انجام بدی قرار نیست حتما توی همون مرحله اول و اقدام اول کامل باشی. قرار نیست اگر میخوای گزارشی بدی کامل و همه چی تمام بشه. قرار نیست بعد از چند روز کارتو بیشتر ...
یه روز توی یه ظهر شلوغ، وسط کارای روزمره، همون لحظهای که فکر میکنی زندگی روی ریل افتاده، یه چیزی یهو میزنه زیر پات. شاید یه حرف از طرف یه آدم غریبه، یه سکوت عجیب وسط یه مکالمه، یا حتی نگاهت به ساعت که داره دیر میشه و قراره یه قرار رو از دست بدی اما همچنان کیش و مات سر جاتی و تکون نمیخوری... فرق ...