1. هوا ابری بود وقتی من تصمیم گرفتم بروم بیرون و ذرت بخرم تا به پاپ کرن تبدیل کنم و بجای برندی و شامپاین و ودکا و اینا بزنم بر بدن به میمنت نوروز. همچنان هوا ابری بود وقتی قدم گذاشتم توی کوچه.اما ناگهان نم بارانی زد که خیلی هم دلپذیر بود و همچنان دلپذیر ماند تا وقتی که من نصف مسیر را رفته بودم. ناگ ...
مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار تورا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشت بهار ما گذشته گذشته ها گذشته منم به جستجوی سر نوشت در میان طوفان همپیمان با قایقرانها گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها که بر فروزم اتشها در کوهستانها اه شبه سیه گذز کند زتیره راه گذر کند نگه کن ای ...
سال نو شد ، بهار شد ؛ ۱۴۰۴ هم رسید ... مبارک باشد . من آرزو میکنم امسال حال همه خوب باشد ، امسال دنیا به کام همه باشد ؛ همه آنهایی که شاغل هستند و آنهایی که مثل من بیکار توی خانه نشسته اند پول حسابی توی جیب شان باشد و مشغول انجام دادن کاری باشند که دوست دارند امیدوارم امسال حسرت ها کم بشوند ؛ کم وبی ...
به سانِ نَقبی که دنبال-روی امتداد آن می شوی نقبی که خود در نقب-راهِ دیگری ست در ژرفای میان-تهیِ یک مَغاک که هرگز نور خورشید را به خود ندیده است! همانند پاشنۀ دری که در یک رؤیای نیمه-از-یاد-رفته می چرخد همچون آب-چین ها و ریزموج هایی که از بابت پرتاب یک سنگ ریزه اندر مَسیلِ یک نَهر متولد می شوند . د ...
دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ ...
این روزا بیان بلاگ حال و روز خوشی نداره! یه زمانی لذت میبردیم از این کیفیت خدمات اما الان با دیدن مشکلاتی که هست هر روز یه ایده برای مهاجرت به ذهنمون میرسه! اما خیلی خاطرات خوش اینجا داشتیم! خاطراتی از جنس رفاقت با کسایی که فقط صورت قلمشون رو میدیدیم! فعلا توی این پست قالب هایی که بچه ها توسعه دا ...
نمیدونم شما هم حس کردین یا نه که چقدر سال ۱۴۰۳ طولانی و سخت گذشت. خب برای من که اینطور بود و خوشحالم که بالاخره تمام شد با تمام خوبیها و بدیهایی که داشت. از قدیم گفتن که سال نکو از بهارش پیداست و امروز اولین روز بهار و آغاز سال نو خورشیدی هست. عکس بالا رو هم که میبینین، تصویری هست که یاسمین مقبل ...
خاکستری عزیزم، اگه خوب به یاد داشته باشی اولین نامه ای که برات نوشتم (در واقع اولین پست این وبلاگ) در مورد افکار و خیال هست. اگر هم یادت رفته می تونی چک کنی! البته تاکید می کنم که اون موقع هنوز کنکوری بودم و از الان غمگین تر بودم. دیشب که داشتم به کارهایی که اخیرا انجام دادم فکر می کردم فهمیدم که شک ...
دیر زمانیست که به آینده فکر نکردم. درگیر گذشته و اتفاقات پیش پام که به تلخی میزد بودم. یهو به خودم اومدم میبینم، من چه برنامه ای برای آیندهم دارم؟! مثلکسی که ناخواسته یه طنابی رو از سمت نامعلومی بگیره و به سمت خودش بکشه، انرژیههای منفی رو هی به سمت خودم با خودخوری، ترس،حرص خوردن، غمگین بودن، غر زد ...
سلام سال نوتون مبارک طاعات و عباداتتون قبول درگاه خدای مهربون باشه آمیییییییییین خوب دیشب ما رفتیم تالار و قبلش حرص خوردم تا این سه تا خانم آماده بشن یعنی من که نفهمیدم نمازم رو چطور خوندم فقط خدا خودش به بزرگیش ببخشه رفتیم درب تالار خواهر و همسرش اونجا منتظر مهمونها بودند سلام کردیم و سربه سرشون گذ ...