امروز اصلا حال و حوصلهی خودمم نداشتم. همینطوری به مسعود پیام دادم گفتم برنامهات چیه؟ گفت هیچی ولی بیا بریم چند تا گالری ببینیم. من اصلا کاراکتر هنرمندی ندارم ولی جدیدا دوست دارم کارهای هنری رو ببینم. اینطوری شد که با هم رفتیم بیرون، چند […] ...
نشونهها واقعیان؟ صبح که آشپزی میکردم نوازندهی آکاردئون اومد توی کوچه و قشنگی پاشید توی این بنبست. یادم بود ضبطش کنم و بفرستم توی اون گروه تلگرامی که خیلی وقت بود لای شلوغی زندگی گمش کرده بودیم. به بابا زنگ زدم و یک ساعت حرف زدیم. شنیدن ذوقشون وقتی که گفتم قراره عید بریم خرمآباد چقد شیرین بود. ...
چند روز پیش که در حال گشت و گذار در اینترنت بودم، توی یک کانال تلگرامی که برای حسین اورا هست و قبلا توی برک ۱۷ بهمن در موردش براتون گفتم و یک ویدیو از ایشون گذاشتم، به یک پستی بر خوردم که خیلی منو به فکر فرو برد و میخوام اینجا در موردش باهاتون صحبت کنم. این پست در واقع یک نقل قول از رابرت آدامز (آ ...
دیگه داشت شش ماه میشد که دنبال خرید یک روشویی مناسب، شیک و مدرن هستم ولی پیدا نمیکنم. دیگه تصمیم خودم رو گرفتم چون میخواستم حتما قبل از پایان سال روشویی رو بخرم و نصب کنم، ولی مجبور شدم بسازم. چند روزی نشستم توی پینترست […] ...
ساعت سه و ده دقیقه نیمه شب وقت خوبی برای دنبال واقعیت گشتن نیست. این کارها زمان و مکان خاص خودش را دارد. در گمشدگی ای عجیب که حتی نمیدانم خودم را کجا جا گذاشته ام. رو به سقف بلند بلند با خودم فکر کردم که یک شب هایی باید زود خوابید تا هیچوقت به واقعیت فکر نکرد..... ...
این ترم رسما دارم یک هفته در میون میرم دانشگاه، به خاطر شرایط کاری که داریم. خودم حس میکنم کافیه. همهی کلاسهای اصلیم روز چهارشنبه است، پنج تا کلاس دارم از ۸ صبح تا ۸ شب دانشگاه هستم. اینکه دارم حضوری میرم دانشگاه حس جالبی […] ...
حرفه ای های عالم سینما می گویند که به جای دیدن فیلم های پراکنده از کارگردان های مختلف، فیلم های یک کارگردان را از اوّل تا آخر تماشا کنید. چه انتخابی بهتر از ابراهیم حاتمی کیا؟ عشق، انسان، ایمان، تردید، مظلومیت، هرچه که فکرش را بکنید، در فیلم های این مرد هست. ای کاش می توانستم بیشتر و دقیقتر بنویسم ا ...
امروز سرکار نرفتم.چون روحیه سرکار رفتن را نداشتم.زنگ زدم و گفتم رگ های کتفم گرفته است که البته گرفته است.دلیلش هم حرکت Fly بود که دیروز زدم.نمی دانم زاویه بالا رفتن دست را رعایت نکردم یا وزنه سنگین برداشتم.دلیلش هر چه بود شانه راستم را به فاک داد و صبح به سختی بلند شدم.جمع گرفتگی رگ و نداشتن روحیه ت ...
یک کتاب هست چند وقته میخواستم بخونمش (در جستجوی یک زندگی اخلاقی، دیوید بروکس) همش پشت گوش انداختم بعدش چندتا کتاب دیگه خوندم ولی این قسمت نمیشد. حالا دیشب یکی که از آدم حسابیها است گفت خیلی خوبه و فلان. منم اینجا مینویسم که یادم باشه و بخونمش تقی به توقی میخوره اشکم در میاد لامصب درستم نمیشه . فشار ...
دومین دورهای که امسال رفتم، دورهی هواشناسی کوهستان استاد هاشمنژاد بود. واقعا کاراکتر جالبی داره این استاد. سر کلاسهای خلبانی، دکتر سبحان که هواشناسی درس میداد هم کاراکتر عجیبی داشت، دارم حس میکنم ماهیت هواشناسی شاید روی کاراکتر آدمها هم اثر میگذاره. در این دوره […] ...