۱. یعنی تو همینقدر کریمی که من من ِ نماز صبح قضا شده ی هزار جرم دیگر مرتکب شده را به بارگاه قشنگت می طلبی؟ کریمهی اهلبیت دلربای من؟... . . ۲. دخترک همسفر خوبی بود.. ماشاءالله و خدا حفظش کنه ۳. تایم سفر با وجود بچه باید ببشتر باشه چون ناخواسته زمان بیشتری برای تهیه غذاش، سرویس بردنش و جمع و جور کرد ...
آدم وقتی به این عکسهای تبدیل شده نگاه میکنه، اول یک کمی جذاب هستن ولی به عمق ماجرا که فکر میکنی میبینی چقدر برای اونی که سالها برای ساخت یک همچین تصویری وقت میذاشته و ذوق و هنری داشته دردناکه اما چه میشه کرد آیا؟! پیشرفت نکنیم و غصهی مشکلات گذشتگان رو بخوریم؟ به نظرم از یک منظر که چقدر این عل ...
گاهی از داشتن یکسری دغدغه ها خسته میشم،مثل پله ها! دنیای بدون پله قطعا خیلی زیباتر بود،یا یه دنیا با رمپ های کم شیب و فراوون! یا شاید هم دنیایی که ماشین هاش جاهای نامناسب پارک نشدن که سد راه باشن!حرف زیاده دغدغه زیاده غر زدن زیاده و فراوون،ولی واقعا این موضوع خیلی مهمیه،دغدغه چند روزه من شده فکر به ...
اگه نمیدونی از کجا شروع کنی: 1.یه دفتر بردار صفحه شو به دو قسمت تبدیل کن 2 . تو قسمت اول بنویس «الان کجام» (از نظر شغل ، روابط ،اهداف ) 3. تو صفحه دوم بنویس دوست دارم کجا باشم؟ ( شغل و روابط و تحصیلات و..) 4 تو صفحه بعد بنویس برای رسیدن به این اهداف چه کارهایی خیلی مهمه که باید انجام بدم؟ 5. سه تا ا ...
علی دیشب گفت امروز ساعت ۸ صبح فرودگاه باشیم. خانواده ما رو تا فرودگاه همراهی کردن، وقتی رسیدیم دیدم علی تنها نشسته و تکیه داده به یکی از ستونهای فرودگاه، دیدن این صحنه برام خیلی جذاب بود، چون کسی که قرار بود ما رو همراهی […] ...
فکر کنم اشتباه ترین کاری که تو این پنج ماه مادری تجربه کردم مربوط به امشب.. آخه با این بچه چرا قبول کردی بری تفریح؟ تف به من... انقد گریه انقد گریه انقد گریه کرده...که خدا میدونه هم این بچه در عدابه هم من... بیچاره طفلم ...عزیزم خوابشه نمی تونه بخوابه. یعد به این فکر میکنم اخه من چجوری شب رو صبح کنم ...
عصر خوابیدم.. دوست دوران دبیرستانمو می دیدیم باهمییم ولی در مدرسه ابتدایی که من درس خوندم.. توی خوابم دوستم ناراحت بود و گریه می کردومن برای بچه های کلاس و معلم مدرسه توضیح می دادم علت گریه طیبه چیه؟ حالا بعدش خودمومی دیدم که سرجام خوابیدم رو پهلو راستم بودم چرخیدم دیدم یه مرد زشت با لباس عربی سفید ...
خیلی اصرار داشت پیامهاش رو پاک کنم! دلیل این اصرار را نمیفهمیدم. ازش که میپرسیدم چرا باید پاک کنم میگفت چون ممکنه چشمت دوباره به پیامها بیافته و یادآوری بشه که خوب نیست! درست میگفت پیامهایی که ما به هم داده بودیم و دعواهایی که کرده بودیم یه بخشی از تاریخ بود! اگر این تاریخ یادآوری میشد میت ...
تو بازار ماهی فروشا رشت داشتم داشتم راه میرفتم گفت و گو یک فروشنده و مشتری توجهام رو جلب کرد! مشتری دنبال گرفتن تخفیف بود و تا تونست قیمت رو چلوند اما خب آخرش فروشنده گفت به جان بچهام نمیتونم ۹۰۰ بدم و ۹۵۰ کارت کشید! مشتری گفت چرا ۹۰۰ نکشیدی؟! گفت والله این همون ۵۰ تومن برای من سود داشت... مشتری ...
بیاین یه دعای مشترک کنیم،خدایا روزههامون رو قبول کن و شیرینی عید رو توی دلهامون بنویس. عید سعید فطر مبارک😃 ...