من هنوز نمیدونم دقیقا امسال با خودم چندچندم از نظر کاری، ولی جلسات خیلی خوب کاری داشتیم، امروز به نظرم کارها خیلی بهتر و واضحتر مشخص شدن. بعد از جلسهی طولانی که داشتیم هم رفتیم با محمد و مسعود کافه نشستیم و کلی گپ زدیم. […] ...
بیشتر دوس دارم موهامو ببافم، امروز بالا بستم اومدم جلو آینه خودمو دیدم کلی کیف کردم چقدر زیر مویی داشتم تا حالا دقت نکرده بودما اینا جدید رشد کرده بودن، مرتب کردم و چتری کوتاهشون کردم بعد روغن زیتون زدم خوب بود یک ساعت پیش از حمام اومدم بیرون موهاموبرس زدم ...
وای الان بعد از امتحان آناتومی قبل رفتم توی سالن تشریح نشستم. سه تا از دخترا هستیم و سه تا از پسرا. اصلا با هم حرف نمیزنیم انگار غریبیم.راستی امتحان آناتومی تئوری دو فصل اول گردش خونچ ۱۲ از ۱۵ شدم خیلی ناراحتم. هوا خیلی گرمه ولی بوی اجساد کمه. عجیبه... این جلسه قراره قلب رو شروع کنن و بعد دوشنبه ...
در امتدادِ سکوتهایی که سالهاست بین من و خودم کشیدهام چیزی فرو ریخت… بیصدا.. بیهشدار… شبیه ستونی از خاکستر که از درون پوسیده و تنها با نگاه کردن فرو میریزد من… محکومِ تبعید از خویش بودم در تبعیدی که با امضای ترس و تربیت و تردید خودم صادرش کرده بودم هیچوقت بلد نبودم با «من بودنم» آشتی کنم از ...
بین یه دوراهی گیر کردم که میشد جلوش رو گرفت اما نگرفتم حالا مثل خوره داره روانم رو میخوره. اگه منصرف بشم یه عوارض داره انجامش بدم چند تا عوارض. بعدا که تصمیم گرفتم مینویسم الان فقط احتیاج به انرژی مثبت و دعای شما دارم برام دعا کنید که بهترین اتفاق بیفته. توکل بر نام اعظمت یا الله. پی نوشت برای مخاطب ...
اگه این شبها بیدار بخونید میفهمید چقدر کوتاه شدن شبها و این آزارم میده چونکه دیر میخوابم. نمیتونم ولع خوابمو سرکوب کنم. هرچند شاید بخاطر بدنم باشه ولی نمیدونید چقدر دوست دارم مدتی زیاد بخوابم. ...
خیلی غمگینم خیلی زیاد . از خودم بدم میاد از این حال و اوضاع بدم میاد از اینکه انقد باید تنها باشم از اینکه سیگار میکشم از اینکه تو شغلم موفق نشدم از اینکه زندگی مشترکم اونجور که دوست داشتم نشد و دقیقا تبدیل ب چیزی شد که ازش بدم میومد از اینکه ب هیچ جایی نرسیدم . دو شب پیش دخترعمه م بهم پیام داد ک می ...
چالشی که برای امسالم در نظر گرفته ام چالش هیچی نخریدن برای خودم است.از کیف و کفش و مانتو شلوار گرفته تا پیراهن و بلوز و حتی کش مو.تا الان هم موفق بوده ام و این برای من که هر چیزی را که می دیدم و خوشم می امد می خربدم و رفته رفته خودم را به این روز انداختم، موفقیت بزرگی است.حتی در سفری که عید رفتم هم ...
دیشب بچههای کنیا خونهی مسعود دور هم جمع شدیم و با هم فیلم شیرشاه رو دیدیم. چقدر این فیلم باعث شد خاطرات کنیا تازه بشه برامون. من خودم تصمیم بگیرم تور برگزار کنم، اول میگم به همه این فیلم رو ببینن، به نظرم فوقالعاده است. […] ...
به نقطهای رسیدم که هر اتفاقی دور و برم بیوفته اشکالی ندارد. it's ok و ادامه میدم. شاید فکر کنی دارم یه متن انگیزشی رو باز میکنم اما... اما اشتباه نکن. توی نقطهای که رسیدم سنم گذشته از اینکه تلاش کنم ارتباط ها رو نگه دارم یا ارتباط جدیدی شروع کنم، آرامش خودم خیلی برام جدیدا مهم شده. و تا اونجایی ک ...