برادران دالتون طوری در اتاق من کنگر خورده اند و لنگر انداخته اند که من از خودم خجالت می کشم که چند روز پیش عنوان بزرگ با معرفت را به آنها داده بودم.یعنی شما فک کن من صبح هایی به این زیبایی اول وارد یک دالان تاریک می شوم.بعد با استفاده از یک آسانسور عجیب و غریب و ترسناک خودم را به قسمت اصلی ساختمان م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وقتی داشتم برای هوانوردی خون می‌دادم به طرف گفتم چند تا آزمایش هم برای چکاپ کامل بنویس با همین یک بار که داری خون می‌گیری اونا رو بهم بررسی کن، طرف خندید و انجام داد، جواب رو که بردم پیش پزشک خیلی جالب بود، می‌گفت […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من روزای سخت‌تر از اینم داشتم و بلند شدم چرا حالا نمیتونم. انگار یکی کل جونمو برده. یکاری میکنم دیگه انرژی ندارم تا ساعت ها. اونقدر از دهان نفس میکشی تا گلوت خشک بشه، کاش شوهر همسایه و صدای یخچالشون قطع شه. این رنگ سرشو از پنجره بیرون میاره بعد با بچه ‌هاش صحبت می‌کنه اینو از اینجا فهمیدم که گاهی پن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ظهر تازه از حمام اومدم بیرون.. تاپتو رو آوردم بخوابم برق رفت 😐 خیلی خوابم می یومد تا چشمم گرم می شد بابا صدا زد نوار تفلون بیار ( شیر آشپزخونه رو می خواست تعمیر کنه) من بلند شدم تو وسایل پیدا کردم بردم اومدم بخوابم دو دقیقه بعد آچار فرانسه بیار ، من بلند شدم بردم اومدم خوابیدم 10 دقیقه بعد مامان صدا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Dear diary, I've just finished anne with an E series and it had a big impact on my heart. I truely felt the feelings of anne in every single episode. From the moments that she was devastated till the days she couldn't believe she fell for gilbert. This show is absulotly a masterpiece. I don't believ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

زندگی هرقدر ساده آزادم میده. امرپز سوار اتوبوس محلی شدم بعد راننده گفت همه پنجره ها رو ببینید تهویه هوا میزنم من مجبور شدم البته مجبورم که نه کاملا میتونستم انجام ندم.عین یه ربات منم. خلاصه پنجره ای که باز نکرده بودم و بسختی بسته شد. قسمت بعدی هم حوصله ندارم بگم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تصاویر هولناکی که هر روز از حادثه ی مهیب بندر رجایی توی خبرهای تلگرامی می بینم، روحم را بیشتر از پیش مچاله می کند. جان با یکی از همکاران قدیمی اش که محل کارش حوالی محل انفجار است، تماس گرفت و جویای احوالش شد. صدای مرد از همان پشت گوشی، سنگین و ماتم زده بود. می گفت خودش چیزی نشده ولی یکی از اقوام که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز شاهکار کردم😂 بعنوان یک مادر از خودم راضیم هرچند از نظر مهدی زبون دراز و حاضر جوابم شوهر دختر خالم اومده بود بحساب آدم شوخیه ولی بنظر من بیشتر از اینکه شوخ باشه بی تربیته برگشت گفت اسم بچه چیه گذاشتید میذاشتید محمد طاها! گفتم دیگه سلیقه من و باباش همین بود گفت پس خیلی بی سلیقه اید دیدم نه اینطو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مهم نیست مامانم بیدار باشه با نه همیشه آلارم ارسال ریلز میاد. تا همین الان با شلوار بیرون ولو بودم گاهی هم با شلوار بیرون میخوابم.بنظرم این برترین نوع زوال و بی توجهی به خود هست. امروز خیلی به این فکرکردم که نوزده سالگی چیکار میکردم اما دیدم اینجا چیز خاصی ننوشتم بعد دیدم تو تمام تولدهام فقط چندسال ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی وقتا که میرم دکتر یا تراپی، چون دیر میشه مامان فکر می‌کنه رفتم دختر بازی! مامان پسرت طوری بزرگ شد که دخترا رو بازی نده... بعدشم مامان پسرت اگه اونقدر روحیه خوبی داشت که... مامان پسرت دقیقا شد همون چیزی که نباید، چون عاشق کسی شده بود که نباید... این نوشته هم قراره مثل اون نوشته ها شه که سه نقطه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید