لطفاً نظرتون بهم بگید من یه تا کانال کوچولو دارم یکیش هم روزمره هم نوشته های مفهومی البته خیلی کم و راحتم توش مثلا از یکی خالم بهم بخوره اونجا مینویسم. یکیش وایب عشقی عکس آماده رمنس و نوشته های کوتاه و جمله های کوتاه خودم. یکی هم خیلی خیلی کم جمعیت روزمره دوم هست و به ندرت مینویسم. حالا من دنبال ا ...
بیشتر وقتها احساس میکنم همه چیز خیلی خیلی از اون چیزی که باید دورتره از دستام خیلی دورتر. ...
نمیدونم چجوری بگم.... دیدی گاهی یه مشکلی داری آما بد ازش میگذری با تایمینگ ید واکنش بد و همچین چیزهایی. اون اتفاق میتونه ساده باشه اما شرایط دیگه ای که دست تو نیست مثل دست های محرک مار چند دست و پا تو رو میبلعه. حالا نگاه کن سال ها گذشته و میبینی احمق بودی. یه دوستی دارم میگه برای تصمیم های گذشت ...
خیلی وقت بود دوست داشتم بابا رو سوپرایز کنم، واقعا سوپرایز کردن بابا خیلی کار سختیه، اولا از چیزهای خیلی محدودی خوشش میاد که نمیشه زیاد راحت حدس زد، ولی قبل از عید این شانس رو پیدا کردم که بفهمم از چی خوشش میاد، خیلی […] ...
این تردمیل من اگر قرار بود اسمی داشته باشد اسمش باید می شد مکافات.با یک مکافاتی از خانه خارج شد که مپرس.دو تا پسر جوانی که می گفتند تازه می خواهند باشگاه تاسیس کنند به هر روشی که می شد این فیل را این سمت و آن سمت بردند و دست آخر از در بیرون نرفت که نرفت و بیچاره ها مجبور شدند قطعاتش را باز کنند و بی ...
یک دعای مشهور هست که از قدیم الایام به گوشم میرسید و مدتها بود که فراموش کرده بودم تا اینکه خودم تجربه کردم و بارها و بارها بهش رسیدم اما در پس ذهنم این جملات حاضر بودن. متن دعای آرامش این هست: «پروردگارا! به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی، تا تغییر دهم آنچه ...
جواب ام ارای مادر رو برای پزشک متخصص آشنا فرستادیم و گفتند مقداری مغز کوچک شده و باید سریع ویزیت بشه باید این هفته برنامه رو بریزم و خودمم که نوبتم رو انداختم هفته آینده بخاطر دخترک بهاری مون. این روزها چند بار با هم خانوادگی رفتیم بیرون تا دختر اردیبهشتی لباسی برای تولدش انتخاب کند شهر ما کوچک است ...
دیشب عسگری جان را دیدم باید بگم خیلی شب خوبی بود خیلی زیاد من کلا اینجوری ام که وقتی خیلی هیجانی ام و خوشحال همش میخندم و دیشب همش نیشم باز بود ! امیدوارم که فکر نکرده باشی که اسکلم .. راستش رو بخوام بگم واقعا از نزدیک خارق العاده تر از چیزی بودی که فکر میکردم و چقدر خوش شانس هستم که تونستم دوستی مث ...
شجاعت برای هرکسی معنای خودش را دارد. صرفنظر از اینکه شما در مورد شجاعت و شجاع بودن و متضادش یعنی ترس و ترسو بودن چه نظری دارید ولی من فکر می کنم این دو مفهوم در هم تنیده اند ... چرا ؟ بگذارید اینگونه نگاه کنیم که برای داشتن یک زندگی شجاعانه باید ابتدا شجاعانه ترسید . برای اینکه بدانیم شجاعت کجای ...
مدنیه حس میکنم تب و لرز دارم با پتو تو خونه راه میرم. تیم یهجوریه اول فکر میکنم دمای بدنم هست بعد متوجه میشم عادی نیست و با آب یخ سردم میشه. بیحوصله ترین روزای زندگیمو میگذرونم. من خیلی از آدمی که مسیر زندگیمو این چند سال منحرف کرد متنفرم شاید بارها تو ذهنم بخشیدمش اما فایده نداره من نمیتونم آدمیو ...