وقتی بیشتر از هر آدمی خودخواه به نظر میام، میتونم تا صد سال تنهایی زندگی کنم. ولی این تنهایی، صد سال سیاهه. هر لحظهاش سیاهه. از خودم که فاصله میگیرم، میبینم میتونم بیشتر از صد سال توی این نکبت دووم بیارم... اما آدم که همیشه بیشتر از هر آدمی خودخواه نیست. یههو یکی سر راهت سبز میشه، بعد میفهم ...
نمی دونم چرا از وقتی شروع مردم غذای سالم مصرف کنم. سیر نمی شم 😂 تا الان یکی دوتا ساندویج خوردم مامان میگه من نمی دونم چرا تو بادمجون سرخ می کنی کم میشه 😂 واقعا نمی دونه :) من نصفش حین سرخ کردن همونجا کنار گازمی خورم ولی سالم خوری اینطوریه نصف خوشمزه هارو نمی تونی مصرف کنی حالا من ترشی ها، ماست، حتی ...
برگشتم شهرمون .از سختی دیروز و اتفاقاتی که گذشت و مخصوصا اون پزشک متخصص رفرنس مشهور که ۴نفر رو باهم تو اتاق پذیرش میکرد و اصول اولیه حقوق بیمار رو زیر پا میزاشت بعد ادعای قانون و ..... بی خیال بزار ثبتش نکنم در یک کلام چنان انرژی از من گرفت که مغزم ارور میزنه. خیلی خسته ام( یک من رفتم صد من برگشتم ...
این خیلی حس بدیه. اینکه حس میکنی یکی ازت خوشش میاد بعد بشدت تو رفتارش نشون میده و بعد بهت بگه اشتباه میکنی. این باعث میشه به ذهن خودت شک کنی. و دیگه اگه این حس اومد سراغت یه خودت بگی نه من دارم اشتباه میکنم. و امیدوارم راحب آدمی که شما دوستش دارید براتون پیش نیاد. ...
خاکستری عزیزم، شاید بیشتر بیماری ها تلقینی باشند. تا وقتی که ما اونها رو باور نکنیم اتفاق نمی افتند. برای اولین بار وقتی که فهمیدن چشم راستم از چشم چپم ضعیف تر شده کلاس نهم بودم. یه جور ضعف ژنتیکی هست و خانواده بابام نزدیک بینی دارند. دیروز وقتی توی کلاس بودم، از بچه ها پرسیدم "یعنی چطور از این فاصل ...
سوال این است که این دنیا چرا تصمیم گرفته است پوست من را بکند؟ پوست من به چه درد این دنیا می خورد؟ حالا اگر ببری،پلنگی،یوز پلنگی،نیم پلنگی چیزی بودم، به هر حال کندن پوستم توجیه داشت.هر چند احمقانه.اما توجیه داشت به هر حال.ولی با هر ماشین حساب و چرتکه و تراز و میزانی حساب می کنم این کار دنیا حماقت محض ...
من نیاز دارم از این قالب انرژی مثبت دهنده بیام بیرون نیاز دارم تلخی هامو آشکار کنم تا براشون فکری بشه... ...
امروز که باعجله رفتم بسته رو تحویل گرفتم از کنار پونصد تا داروخونه رد شدم ولی یادم نبود یه بسته ژلوفن بخرم یه بسته ویتامین E بگیرم. حافظه جان یاری بنما خب 😌 نمی دونستم مصرف نکردن قند وشکر برای اینم خوبه من ناخواسته تو مسبری پا گذاشتم که به سمت سلامتی بود واسه این مورد از خودم راضی بودم 😎 فکر کنم حدو ...
کلاس پر سر و صدا بود. پسرک یه دفتر انشا سیاه از توی کیفش درآورد و گذاشت روی نیمکت سبز چوبی کلاس سوم ب. از اون طرف شنید که یکی نوشته میخواد شغل پدرش رو دنبال کنه چون باباش الگو و قهرمانشه. موضوع انشای اون زنگ "دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟" بود. پسرک یه نفس عمیق کشید. هیولا پرسید مطمئنی میخوای او ...
وقتی سو نوشت من تو هرچیزی که شروع کردم عالی بودم شایدم مجبور بودم عالی باشم باد این افتادم که من بر عکس بودم و دلم سوخت. من خودم بینی شدید گرفتم در اثر اشتباه بودن تصمیم و مکان و زمان و این پست خودم نبوده حتیساید تقصیر آدمای دیگه بوده. ...