راستش رو بخوام بگم، وقتی فهمیدم بیان قراره قبل از پایان سال بسته بشه، از یه چیز خوشحال شدم: این‌که دیگه مجبور نیستم لبخندهای پایان سالم رو بنویسم. یه چیزی تو روان‌شناسی (و احتمالا یه سری جای دیگه، والا خبر ندارم) داریم که بهش می‌گن اثر هاله‌ای. مال وقتیه که یه ویژگی خوب تو یه نفر یا یه چیزی می‌بینیم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام.  قرار بود پست دیگه ای ننویسم اما با یک مشکل مواجه شدم و هر چی از هر کسی می‌پرسم به جواب درست و حسابی نمی‌رسم... آیا قسط‌های وام‌ بانک‌ها به تعویق خورده یا نه؟ و اگر اطمینان دارید امکانش هست با منبع بگین؟ و همینطور قسط بیمه‌ها رو هم اگر کسی می‌دونه ممنون می‌شم بگه.  . توی جنگ قبلی که تمامی بانک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دونم کدومش بدتره، این‌که ما از اول محکوم به فنا بوده باشیم یا این‌که جابجا شدن یه سنگریزه وسط این آبراه، همه‌چیز رو برای همیشه تغییر داده باشه. گاهی به عقب نگاه می‌کنم و حس می‌کنم می‌تونستیم، حس می‌کنم این فرصت رو داشتیم، ولی یه جا اون وسط از دستش دادیم. توی چشم‌های چند ماه پیشمون نگاه می‌کنم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این شب و روزهای جنگ یک عادت قدیمی را در من زنده کرده است. برگشته‌ام به ده دوازده سال قبل؛ زمانی که شب‌ها می‌نشستم و وبلاگ‌هایی را که دنبال می‌کردم شخم می‌زدم. آرشیوشان را زیر و رو می‌کردم و روایت‌هایشان را مثل تکه‌های پازل کنار هم می‌چیدم تا گوشه‌ای از شخصیت نویسندهٔ پشت واژه‌ها برایم نمایان شود.می‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

می‌گم قلبم شکسته، من می‌رم گریه کنم. اول می‌خنده و بعد می‌پرسه واقعا؟ جواب می‌دم واقعا. می‌گه ببخشید. می‌گم اوکیه، بریم سر کارمون. می‌گه نه واقعا ببخشید، نمی‌خواستم دلت رو بشکنم. این‌ها حالم رو بدتر می‌کنه. یاد آهنگ بیلی می‌افتم که می‌گفت I'm sad again, don't tell my boyfriend. It's not what he's ma ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مثل باران بهاری که نمی گوید کِی بی خبر در بزن و سر زده از راه بِرِس :)   متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جلسه اول کلاس نگرش تو ترم هفت، صرف این شد که آدم‌ها بگن جنگ چه تاثیری تو زندگی‌شون گذاشته. اون روز برای اولین بار بود که یه سری چیزها رو متوجه شدم. چند ماه باید می‌گذشت تا بفهمم جنگ دوازده‌روزه چی‌ها رو ازم گرفته.  حالا این وسطم و بهش می‌گم دیگه نه چیزی ازم باقی مونده و نه چیزی برام. خونه، خونه، خون ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه روزی اگه توی فیلم های علمی تخیلی میدیم که طرف با خونه حرف میزنه و خونه رو کنترل میکنه کُرک و پرمون میریخت، ولی حالا این تکنولوژی داره به یه چیزی نرمال تبدیل میشه که از نظر من خیلی چیز جالبیه و به شدت میشه توسعه دادش. البته به همون اندازه هم میتونه مخرب و خطرناک باشه... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

واقعیت این است که در این جنگ غم‌بار، جز نوشتن راهی برای فرار ندارم. باید بنویسم تا گره‌های مغزم باز شوند. باید بنویسم تا بتوانم بهتر تحمل کنم. باید بنویسم تا رهاتر شوم. باید بنویسم تا بتوانم شب‌ها مغزم را غلاف کنم، سرم را روی بالش بگذارم و بخوابم. نوشتن، امتداد لحظه است در زمان. می‌نویسم تا حالم را ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک چیزهایی به ذهنم می‌آد برای نوشتن که برای وبلاگ زیادی اکسپلیسیته. برای بله که قطعا (برای همین هم نمی‌ارزه اون‌جا حتی بخوام تلاشی بکنم)، بعضی‌هاش حتی برای تلگرام هم. دلم به نوشتن تو پیام‌های ذخیره‌شده‌ی تلگرام نمی‌کشه. کاش می‌تونستم تامبلر رو دوباره باز کنم حداقل، اون تنها گزینه‌ایه که به ذهنم می‌ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید