در انگلیسی کلمه "present" همزمان که معنی حال میدهد معنی حاضر هم میدهد. یعنی اشاره به اینجا و در این لحظه بودن. در فارسی هم ما عبارت "حالِ حاضر" را استفاده میکنیم. گاهی برای آدمها از کلمهی محضر استفاده میکنیم. محضر فلانی یا جا و زمانی که فلانی حضورش هست.در مدیتیشن تلاش میکنیم تا حضور داشتن در ...
کتاب «آخرین روزهای راجر فدرر و چند پایان دیگر» را دستم گرفتم تا به پایانی که خودم امروز گرفتارش هستم فکر نکنم. سختترین مرحلهی تدوین یک فیلم لحظه رها کردنش است. به خصوص اگر خودت کارگردان باشی و مجبور باشی خودت تصمیم بگیری. نقل معروفی است که «تدوین هیچ فیلمی تمام نمیشود، لحظهای از کار روی آن دست ب ...
Forwarded From سَروانهساکت نشستهام میان هیاهو. گاهی که آهنگ عربی پخش میشود دستان و گردنم را به نشانه همراهی تکان میدهم.نورها و دودها و موزیک درهم میآمیزند و گیجم میکنند.دوستانم شادند و میرقصند.فکرم کجاست؟ در جلسهی صبح. میان سطرهای جستار دوست درباره تنهایی که بغضآلود و سنگین بود و وقتی کلمه ...
خوشخیالانه همیشه به این فکر میکنم که روزی متنی بنویسم که همهی من را در بر بگیرد.این متن تلاشی مذبوحانه بود برای این فکر.خوشحال میشم اگه جمعه ببینمتون. ...
Forwarded From حلقهی جستارخوانی✏️سیامین جلسه حلقه جستارخوانی«وضعیت تنهایی»📝نویسنده: محسن ظهرابی-----------------«به خانه و تنهایی فکر میکنم. ایستاده روبروی درختی بزرگ در کتابخانه ملی. مات بزرگیش هستم. هوا تاریک شده. باد برگها را تکان میدهد و من خیره حرکت برگها را نگاه میکنم. و فقط به یک چیز ...
با ملغمهای از غم و شادی به دریا زدهام. اول فکر میکنم به توصیهی آندره ژید شخصن با پاهایم شنها را لمس کنم. وسوسه میشوم جلوتر بروم. نگران خیس شدن لباسهایم هستم. تا مچ پا در آب جلو میروم. حال میدهد. بیشتر میروم. شنیده بودم دریا مثل ماریجوانا تو را با خودش میبرد. باید در پیشروی احتیاط کنی. احت ...
#فکرهای_یک_صدابردارشغل من با پیشبینی آینده ارتباط دارد. باید اتفاقهای احتمالی که در صحنه مستند رخ میدهد را پیشبینی کنم و بر اساسش خودم و ابزارم را آماده کنم. معمولن تو آخرین نفری و باید با فکرهای دیگران همراه شوی. این فرآیند برای من معمولن تبدیل به وسواس فکری میشود. مدام از آدمها میپرسم قرار ...
تیشرت سیاه و سفید.pdf81.4 KBمتن قدیمی است. فکر کردم بعضی از متنهای بلندترم را اینجا منتشر کنم. ...
بیشتر از دوازده سال از اولین مواجههام با "شعر"ِ لی چانگ دونگ گذشته. مثل هر شعری هر بار تازه است. او ثابت است، من در گذر سالها آدم دوازده سال پیش نیستم. اگر سهمی از من هم در اثر هنری در نظر گرفته باشیم، چرا که هیچ اثر هنری بدون مخاطبش اثر هنری نیست، آنچه بین ما بوده، بین من و "شعر"، حالا چیز تازها ...
امروز را روز جهانی هیچ پُخی نبودن نامیدم. البته از بخت کوتاهم کسانی که از این نامگذاری باخبر میشوند از دویست سیصد نفر تجاوز نخواهد کرد.چهارم آبان چهارصد و چهار؛ خواستم از شر کسی شدن راحت شوم، از نگرانی دستاورد نداشتن و آدم مهمی نبودن.سالها فکر میکردم اگر این فیلمنامه را بنویسم، اگر این داستان را ...