رقص پاسخی انسانی به پیشامدهای زندگی است. ما با غصه‌هایمان می‌رقصیم، در شادی‌هایمان می‌رقصیم، کنار دردهایمان می‌رقصیم و در همه‌ی این لحظات شبیه اجدادمان به‌دور آتش، هیجانات و عواطف‌مان را به‌شکلی کاملاً جسمانی ابراز می‌کنیم. شاید برای همین عجیب‌ نیست که «نامهربون» یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های قری است ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر استفاده‌ از «اشکدان» از گذشته تا امروز رواج داشت، حالا دیگر به تکنولوژی تبدیل اشک به آب آشامیدنی دست پیدا کرده بودیم. آن‌وقت آدم‌های «اشک‌دم‌مشک»‌ به‌اندازه‌ی آدم‌هایی که همیشه لبخند می‌زنند، محبوب بودند. حتی آدم‌هایی که اشک بیشتری می‌ریختند، به‌خاطر مقدار آب آشامیدنی بیشتری که تولید می‌کردند، ز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آخه کی پنجشنبه می‌ره سرکار، اونم با چشم‌های پف‌کرده؟ ‌  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«به آینده سپرده شد»― نقاشی‌های بهرام دبیری، موزه‌ی هنرهای معاصر  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از دوره‌های طولانی معاشرت و جمع‌نشینی، به گوشه‌ها و کنج‌های خودم می‌خزم. هرگز کسی نتوانسته این نیاز را در من خاموش کند که به درون خودم برگردم و پوشه‌ی فکرها و خیالاتم را مرتب کنم. برای خیلی‌ها احیا شدن در خلوت به‌معنی نفی حضور دیگران است. انگار همین که می‌خواهی خلوت خودت را داشته باشی، پس غیراجت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من و خونه، در انتظار مهمون.🌚 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

غم بزرگم را به چیزی تبدیل نکرده‌ام. همان‌طور دست‌نخورده و منجمد، گوشه‌ی قلبم نگه‌اش داشته‌ام. گاهی سرمایی که از غشای نازکش به دیواره‌ی قلبم نفوذ می‌کند، یادم می‌آورد که هست. هستی بی‌شکل و شمایلش مثل یک توده‌ی سلولی آماده‌ی تکثیر است که گاهی بی‌اختیار سنگین و گاهی هوشیارانه سبک می‌شود. شاید باید آن ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

لازم نیست در تک‌تک لحظه‌های زندگی‌ات ویکتور فرانکل باشی و برای هر اتفاقی، معنایی بسازی. بعضی وقت‌ها هم بوکوفسکی باش؛ نوشیدنی محبوبت را بردار، بنشین رو به غروب و کرانه‌های نارنجی آسمان را تماشا کن. وسواس در یافتن معنا و تفسیر هر اتفاق، کیفیت بعضی لحظه‌ها را مخدوش می‌کند. به خودت فرصت تماشا بده، برای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روز جمعه؛ گربه و گلدان. ‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در غیاب آبی‌ها: ‌ از غم‌ها آوازی می‌ماند از امیدها کلمه‌ای از زندگی شعری می‌ماند __ بیژن جلالی ‌‌ ‌ از زندگی سامورایی‌ها واقعاً شعری می‌مونه، چون اون‌ها قبل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید