لطفا این مطلب رو زود بخونید، مطلب بعدی منتظره! :/ یه سکانسی تو ارمغان تاریکی هست، سارا دو شبانه روز نخوابیده تا یه شالگردن بافتنی برای مجید ببافه و بهش هدیه بده. بعد مجید از طرف سازمان ماموریت گرفته که از سارا جدا بشه. واسه همین سارا رو میبره یه رستوران گرونِ باکلاس تا اونجا قضیه رو بهش بگه و خا ...
من ننویسم کسی ازم سراغی نمیگیره، نه؟ (فقط یه ذره حساس شدم بعد از دیدنِ این سریال...) مگه نمیدونید من یک وراجِ تمام عیارم؟ حتما میدونستید و دوستام این رو بهتر از شما میدونند چون بندگان خدا همیشه مجبورند تحملم کنند. این چند روز هم که ننوشتم، چون دستم بند بوده... نمیدونم کِی این روالِ منحوس تا صبح ب ...
این جمله حضرت امام رو کیه که نشنیده باشه: بکشید ما را! ملت ما بیدارتر میشود... احتمالا جزو کاریزماتیکترین جملات حضرت امام بوده و هست. لیلی عشقی یه کتاب داره به نام: زمانی غیر زمانها، امام، شیعه و ایران. که در کنار تحلیلهای فرهنگیِ دیگه مثل تبیینهای امامین انقلاب، فوکو و شهید مطهری از انقلاب ا ...
فیالواقع کسی این پسر رو ندید. تا وقتی بود، کسی ندیدش... حالا یه فامیل، در به در دنبالِ یه تیکه کوچیک از بدنش هستند... فقط سه سال از من کوچیکتر بود اما وقتی با مصطفی ازدواج کردم، یه پسربچه ریزهمیزه بود. چهرهاش شبیه اروپاییها بود، بهش میگفتن بچه سوسولِ فامیل. ما که سال به سال نمیدیدیمش اما همین ...
در پینوشتِ قبلی نوشتم که پیروزی ما، این وضعیتِ موسوم به آتشبس نیست. بلکه تمامِ این دوازده روز بوده و ادامه پیدا خواهد کرد. با افتخار بیشتر، اقتدار بیشتر، پیروزیهای بیشتر. نتیجهگرا نباشیم که خداوند متعال از ازل در کتاب مبین ثبت کرده نتیجه رو. کل رو ببینیم. دروغهای دشمن رو هم حواسمون باشه. اونا ا ...
دشمن خوشحال نیست! مثل یه بچه پرروی بیادب وایساده یه کنجی و سعی میکنه گوشههای لبش رو بده بالا و بگه: اصلنم درد نداشت! نِ نِ نِ نِ! بعد بچه مذهبیها مثل مرغِ پرکنده میگن: وای از این صلح تحمیلی! این وضعیت ماست، دوستان عزیز! :) آتشبس از چه زمانی شده صلح؟ صلح اجباری کجا و این پشیمانی دشمن کجا؟ صلح ت ...
مقدمه کتاب ترس و لرز اثرِ صالیر صِگور، به قلم نویسنده: وسطِ این اخبار دلهرهآور، حرفها و شواهد ضد و نقیض، پیشبینیها و تحلیلها، اینها رو نوشتم. ظاهرا در بیمسئولیتترین حالتِ ممکن، ولی هدفی داشتم. میگن شهید طهرانیمقدم در اوجِ فتنه ۸۸، نیومد تو میدون و موشکهاش رو ساخت. که اگر اون زمان اومده بو ...
ترامپ و آمریکا و "گاد" استکبار جهانی یه طرف خامنهای و ایران و "الله" جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی یه طرف موقعیت: سینمایی آخرالزمان، دقایق ابتدایی خدایا همهی خوبانِ عالم آرزوی دیدن این روزها رو داشتند... مگه چه کاری خوبی کردم که من رو در این برهه به دنیا آوردی؟ عاشقتم خدای مهربونم ...
"به مناسب پخش یک سریال خزعبلطور" این "ناریا" دیگه چه کوفتی هست؟ من از جواد افشار این توقع رو نداشتم! دختره مثلا خانم دکتر و نخبه و نابغه کشوره، انگار یا همش مشغول فیشال و تزریق جوانساز بوده یا در باشگاه ورزشی مشغول پردازش بدن. همون دوران دبیرستان و کنکور کافیه که یه بچه درسخون عینکی بشه! بعد دخت ...
به تاریخ ۲۷ و ۲۸ خرداد "زندگی را با قوت ادامه دهید" برای من یعنی کوکی گردو و هویج درست کردن، با دقتِ گرم به گرم مواد اولیه. جوری که انگار قضیه مرگ و زندگی بندِ این گرمها باشد. خاطره بسازی برای بچهها و عطر زندگی را با طعمِ خوشایندش در جانِ مردهای خستهی زندگیات بریزی. "زندگی را با قوت ادامه دهی ...