جلد طراحی شده برای غدهکاظم پشت فرمان نشسته بود و داشت به سمت خانه حرکت می کرد. زیر چشمش باد کرده بود و ناراحت به نظر می رسید. ماشین را روبه روی در خانه پارک کرد.از ماشینش پیاده شد و به سمت در خانه اش رفت. نیم نگاهی به پسر بچه هایی که در کوچه بازی می کردند انداخت و سپس کلید را درون قفل چرخاند تا در ر ...
نقد ادبی، گفتمانی چندوجهی و متکثر گفتوگو با حسین پاینده، استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی از لغتنامه دهخدا گرفته تا فرهنگ معین و ناظمالاطباء در معنای نقد آوردهاند سِره کردن و سره گرفتن، بیرون کردن درهمهای ناسره از میان درهمها، بهین چیزی را برگزیدن، خرده گرفتن، کاه از دانه جدا کردن، ...
اینجاشم خیلی قشنگه.. ...
به آپارتمان جدید منتقل شدم. آپارتمان قبلیام تعداد واحدهای کمتری داشت. و همسایهها را میشناختم و صبحها بهشان صبحبخیر میگفتم. از کاترین، خانم شصت سالهای که در بالکن کنار سگش مینشست و یک چیزی شبیه گوبلن میبافت تا مایکل، پیرمرد بازنشستهای که هر روز صبح تو استخر شنا میکرد و بعد روی تخت کنار است ...
کاظم اسدی به بچه میان حوله نگاه کرد در حالی که نفس نفس می زد و ترسیده بود دستش را بالا برد و عرق پیشانی اش را پاک کرد باز هم به نفس نفس زدن هایش ادامه داد و خیره شد چیزی که می دید عجیب بود پسرش گریه می کرد و دستانش را در هوا تکان می داد و یک سر و دست از شکم بچه بیرون زده بودند.هرگز چنین چیزی ندیده ب ...
هوای روی تو دارم نمیگذارندم.این شعر از شاعر فقید هوشنگ ابتهاج است؛ شعری بسیار شگفتانگیز. نسخه کامل آن را اینجا میگذارم. باری این مصرع را که در آهنگ بالا هم همایون شجریان عزیز میخواند، اینجا نوشتم. مرا به فکر وا میدارد.ای کاش ابتهاج در قید حیات بود؛ و من به ایشان دسترسی داشتم. از او میپرسیدم چه ...
دیگه عالم و آدم میدونن که خواهران محترم دانشگاه فرهنگیان به کمتر از مهندس و پزشک راضی نمیشن برای ازدواج. نمیدونم چه ویژگی منحصر به فردی در خودشون دیدن که به این نتیجه رسیدن... ولی خب به محض ورود به مدرسه سرشون به سنگ میخوره و میفهمن که شوهر همکار داشتن خیلی هم بد نیست :)) حالا این شوخی بود، ولی شما ...
فکر کنم دوپامین معرف حضور همه تون باشه : هورمون انگیزه ! تا اینجاش رو احتمالا همه بدونین اما کارایی دوپامین خیلی بیشتر از اینهاست ! در یک مطالعه برای موش ها یک کپه غذا در یک طرف گذاشتند و یک کپه بزرگتر در طرف دیگر گذاشتن . اما قبل از کپه ی بزرگتر یک دیوار بود که لازم بود موش ها از روی آن رد بشن یا ...
سلام. خیلی خستهام. خیلی کوفتهام و چیزی برای گفتن ندارم :) ...
آقا اگه ترفندی چیزی برای صندوق بیان دارید رو کنید تو رو جدتون... خیلی لنگشممممممم ...