خداحافظی کاملا درماتیکی با اقای ح داشتم. این مدت آقای ح با تمام فاصله گرفتمون سعی میکرد ارتباط رو حفظ کنه. انگار میترسید تمومش کنه و من هم که مایل به این ارتباط بودم گیج شده بودم و دلم نمیخواست اونی که رابطه رو تموم میکنه من باشم. گذشت تا دیروز. بهش پیام دادم من یکسری حرف دارم باید با هم صحبت کنیم. ...
آخر روز وقتی همه سعیم و کردم و نشد، اشک تو چشمهام حلقه زد. بین مردم راه میرفتم و اشک ها آروم شکل میگرفتن و صورتم و خیس میکردن. به ماشین نزدیک که شدم گریم شکل هق هق به خودش گرفت. تمام راهو تا خونه گریه کردم. خیلی میترسم کم کاری از من باشه برا همین گاهی زیاد از حد تلاش میکنم. حسابی به خودم فشار آوردم ...
یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم اونجایی بود که پول جمع کرده بودم ماشین بخرم زمانی که پراید هفت هشت تومن بود اما مامان بابام گفتن نه ماشین همیشه میتونی بخری بیا بجاش یه چی دیگه بخر ، و البته که اونموقع جوون تر بودم و پر انرژی تر و نداشتن ماشین خیلی اذیتم نمیکرد ، الان مث سگ پشیمونم و میگم کااااش اونم ...
من این چند روزها یه سری حرکت ها داشتم میزدم که ترجیح دادم به یه جمعبندی یا حداقل نتیجه مقطعی برسم، بعد بیام اینجا بهتون بگم... چند وقت قبل ها توی یوتیوب ، یه کلیپ از استاد آذرخش مکری دیده بودم، که میگفت توی دوران افسردگی ،برای بلند شدن و استارت زدن موتور زندگی تون ، نیاز به یه محرک دارید ، نیاز به ی ...
춘화 연애담 سریال کره ای داستان عاشقانه ی چون هوا ، چون هوا یه نوع هنر نقاشی اروتیکه که تو دوره ی چوسان بوده ، در کلمه به معنای گل بهاری هم هست . نقاش هایی مث کیم هونگ دو و شین یون بوک از نقاشای پیشتاز این ژانر بودن که مفصلا راجبشون تو پست سریال سریال کره ای نقاش باد ها نوشته بودم . سریال دا ...
سریال کره ای مرد استوایی The Equator Man سانو و جانگ ایل همکلاسی هستن ، هردو خانواده های نسبتا معمولی به پایین دارن . جانگ ایل باباش کلی قرض داره و نزول خورا دنبالشن ، یه روز میان مدرسه ی جانگ ایل و مزاحمت ایجاد میکنن ، سانو که شخصیت عدالت طلب و بی عدالتی و زورگویی رو نمیتونه تحمل کنه ، میره به ...
من میتونم یه روز رو بدون خوردن آب بگذرونم یا میتونم غذا نخورم ولی نمیتونم تهِ ظرف شکلاتی که برای کیک یخچالی درست کردم رو لیس نزنم وقتی انگشتای شکلاتیم رو با آب شستم و نتونستم بخورمشون ناراحت شدم:( این دقایق باقیمونده چرا اینقدر دیر میگذره.. دو سه روزی بود یادم رفته بود سبزه کاشتم و سری بهش نزده بودم ...
بخشی از داستان من ادامه مطلب ...
به دوستی به من کامنت خصوصی دادن اما متاسفانه امکان جواب دادن بهشون فعال نبود اگر این پستو میخونی باید بگم اگر جواب ندادم علتش این بوده :) ...
به این فلانی پیام دادم که هر وقت بودی پیام بده حرف بزنیم. پیام داد: هستم. بعد من نبودم ولی وقتی اومدم شروع کردم حرف زدن گفتم میاد دیگه. الان حدود سه چهار ساعته غیب شد: | حالا خب شایدم کار داره. البته که حرفایی که میخواستم بزنم واقعا جذاب نبود و تلخ بود. انتظاریی هم نداشتم. من که نمیخورمت. فقط یادبگ ...