امروز بارون داره میاد از سه صبح پاره مباد حدودا احاذحل دیشب فقط هاله شو میشنیدم. حالا توی تاریکی با صدای بارون میخوابم و به این صدا آگاهم ...
روز اول کاری سال جدید رو پرشکوه شروع کردم. جوری خواب موندم که همه نگران شدن. همکارم شماره خواهرم رو پیدا کرده زنگ زده بهش، بعد خواهرم زنگ زده داییم که بیاد بیدارمون کنه. که توی این مرحله من خودم بیدار شدم و گفتم چیزی نیست خواب موندم فقط. همیشه فکر میکردم بزرگ که بشم دیگه خواب نمیمونم. ۱۲ سال تحصیلی ...
تو اینستا و توییتر و اینور اونور پر شده از چ.و.س ناله های ۱۶ فروردین و سرکار رفتن ... کار من جوریه که اول هر فصل انگاری از نو کار جدید راه میندازم!!! ینی سالی چهار بار انگار کار از نو استارت میخوره ... این هم جذابو پر هیجانه هم سخت و استرس زا... همیشه بعد تعطیلات عید سردرگمم چون باید برم سرکار اما د ...
دست هات داغ بود.گرماش رفت توی مغزم و آتیشش زد.افکارم خاکستر شدن، ریختن روی دستاتدستات شد آتیش زیر خاکستر.نشسته بودم زیر سایبون حیاط که تق و تق و تق بارون درشت می افتاد روی حلبی هاش و صدای هر کدومشون مثل فشنگ داغ می نشست تو سینم.خیس خیس خیس بودم چون بارون یک ساعتی بود که می بارید و تا از خونه مهلا ب ...
اما اگه واقعا فراموشم بشی چی؟ ...
تعطیلات که برای من بد نبود.اگه بخوام از بین ۱ تا ۱۰ به این تعطیلات نمره بدم. ۷ میدم. یعنی میتونست مفیدتر بگذره اما خب همینطوریش هم خوبه. ...
چند وقت پیش داشتم لیست کتاب های رایگان طاقچه رو بررسی میکردم که یک کتاب یه صفحه ای درمورد ازدواج توجهم رو جلب کرد و باید بگم از بین تمامی کتاب هایی که مطالعه کردم همین نوشته کوتاه بیشترین تاثیر رو در من داشت.وقتی با خودم بیشتر فکر کردم به این موضوع پی بردم که این نه فقط درمورد ازدواج بلکه تقریبا درب ...
-چرا با فلانی ازدواج نمیکنی؟ -چون دوست ندارم... -آخه چرا، دختر خوب و باشخصیتی هست، تا کی میخوای گند بزنی به زندگیت، تا کی میخوای تنها باشی، بودن اون توی زندگیت حداقل خیال من یکی رو راحت میکنه، وقتی تنها هستی اشتباهاتت خیلی فاحش میشن... -تو به اینکارا ، کار نداشته باشه، من به اندازه کافی ک..م پاره شد ...
۱۸ سالم بود، بهش گفته بودم بیاد کنار کتابفروشی بهمن کرج! بچه تهران بود و زیاد شناختی از کرج و خیابوناش نداشت! به هر ترتیبی دیدم یه پراید سفید با شیشه های دودی ایستاد! من و محدثه رفتیم و سوار شدیم! با سلام و احوالپرسی سردش بهم فهموند که ناراحته از اینکه عقب نشستم! گفتم که اینجا پیش دوستم راحتترم! ۱۴ ...
اپیکور فیلسوف رواقی چنان نظر داشت که امیال ریشه رنج ها ولذات ماست. اولذت ها رابه ۳ بخش تقسیم می کرد . 1_ضروری و طبیعی لذت حاصل از نوشیدن یک ایوان اب خنک بعد ازسفر درکویر 2_طبیعی وغیر ضروری وردن ماهی سالمون در یک رستوران خوب (دراین میل اگر وابستگی زیاد شد تبدیل به یک عادت میشود واین میل تبدیل به میل ...