ذهنم هنوز بهانه میاره که با ب حرف بزنم؟ دلم میخواد ازش درمورد کار و تغییر شغل بپرسم. مرددم. حالا که دورم شلوغ تره میپرسم. جواب نداد هم نداده. اونقدر مهم نیس. تو وضعیت بدیم. رکود به تمام معنا. دائما خسته. با کار مفید حداقلی. حتی مثل قبل سریال هم نمیبینم. این روزها شاید بیشتر اینستام. نمیدونم میترسم چ ...
یک جلسه انلاین با کله گنده های سازمان داشتیم.بعد از کلی قرائت قرآن و نوحه و دعا و نیایش نفر اول سازمان رفت پشت تریبون و قبل از هر چیز خوشحالی عمیق خودش را بخاطر تقارن بهار طبیعت و قرآن ابراز داشت و بعد شروع کرد به سخنرانی.وسط های سخنرانی گلویش خشک شد و ناخودآگاه لیوان آبی که جلوی دستش بود را برداشت. ...
حوصلم سر رفته معمولا وقتی حوصلم سر میره که از خودم راضی نیستم ینی توقع داشتم همه چی تو حالتی باشه که تو ذهن منه، اما الان نیست وقتی موردهای زیادی اینجوری میشه حوصلم خیلی سر میره!!! - تراپیست میگه احساس خشمتو حس نمیکنی و سرکوب میشه، وقتی سرکوب میشه میری تو فاز خودازاری به این صورت که وسواس تمیزکاری و ...
نمیدونم آدم ناراحت و رنجور بودنم از ایرانی بودنم میاد یا نه اما وقتی فکر میکنم اگر ایرانی نبودم چجوری بودم متوجه میشم بیتاثیر هم نبوده مثلا کیمونو تن میکردم یا یه دختر هلندی بیخیال بودم. بگذریم. این چیزی از بیمایگی و بی انگیزگی و تردیدم کم نمیکنه. الان نودل مرغ و هالوپینو خوردم. به اندازه خود نودل ...
بیشتر از ۳ هفته از راه اندازی پستینا میگذره و تحلیلهای انجام شده در روند اجرای پروژه، نشان داد که پستینا نیاز به راهبرد کلی و قوانین مشخصی برای احیای دنیای وبلاگها داره. در این مدت متوجه شدم که من به عنوان یک کاربر سرویس، وقتی وارد فرایند استفاده میشم، با تعداد بالایی از پستها با محتوای مختلف رو ...
سگی پای صحرانشینی گزید به خشمی که زهرش ز دندان چکید شب از درد بیچاره خوابش نبرد به خیل اندرش دختری بود خرد پدر را جفا کرد و تندی نمود که آخر تو را نیز دندان نبود؟ پس از گریه مرد پراکنده روز بخندید کای بابک دلفروز مرا گرچه هم سلطنت بود و بیش دریغ آمدم کام و دندان خویش محال است اگر تیغ بر سر خورم که د ...
امروز صبح زود از خواب بیدار شدیم و رفتیم سمت هیلزگیت یا دروازه جهنم. اسم این پارک از شکاف باریک در صخرهها گرفته شده که زمانی شاخهای از دریاچهای ماقبل تاریخ بوده که انسانهای اولیه در ریفتولی رو تغذیه میکرده. وقتی رسیدیم چند تا از […] ...
امروز روزی بود که واقعا از کارم متنفر بودم. کاری که با دستورهای اشتباه مدیریتی تو یه لحظه تمام زحماتم پوچ میشه یا یهو یه چیز بی ربط تقصیر من میوفته. یا گیرهای مسخره ای که پیش میاد و انقدر اتفاقات حاشیه ای واسم اذیت کنندس که نمیتونم از پس هیچی بربیام. من مناسب چنین وضعیتی نیستم. یا اختیارم باید بیشتر ...
امروز هوای کرج بی نهایت عالیه ، هوا ، هوای شماله ، ابری و بارونی، شاعرانه و دوست داشتنی، از صبح یه سری کارای خونه رو انجام دادم ، ساز زدم، کمی یخچال رو تمیز کردم ،با استاد راهنمام صحبت کردم ، به گری و توربو (حلزونام ) رسیدگی کردم ، به گل لیلیومم آب دادم ، الانم میخوام برم دوباره کمی ساز بزنم ، و در ...
امروز یکی از مرغهای خیلی شادم، داشت خیلی شادمانه حموم خاک میکرد توی باغچه، خوشحال بود و میخوند! یکی از معدود مرغهایی که خوندنش اندازه خوندن قناری خوشگل بود! امروز روز تخم کردنش هم بود. رفته بود یه جایی که تخم کنه. هوا گرم شده بود و نتونسته بوده بیاد بیرون. گرما زده شدید شده بود. وقتی فهمیدم که بیه ...