وسط خونه دراز کشیدم تلویزیون روشنه و پنکه سقفی بالای سرم میچرخه یک لیوان چای نبات ریختم و تو سکوت به چند تا گلدون روی استند کوچیک گوشه ی دیوار خیره شدم هر ازگاهی صدای موتور و ماشین میاد ولی عجیبه که بچه ها امشب نریختن تو کوچه و صدای توپی که به در و دیوار میخوره بپیچه تو خونه دلم تنگ شده، شبا خونه ان ...
از یک سال پیش تا امروز به حسین میگم یه وقت بگذار بریم این پروژهی کوچولوی ما رو ببین، البته هم وضعیت پروژه هیچ وقت به کابینت و کمد نرسیده بود هم حسین هیچ وقت فرصت نداشت. بعد از عید خیلی شوخیشوخی حسین زد گفت […] ...
با این آرامش و حس رضایتی که الان دارم ، بیگانه هستم، شاید چون هرگز تجربه اش نکردم، نمیدونم چطوری ازش لذت ببرم... خدایا نکنه همه چیز یه خواب باشه... یعنی اینروزها واقعی هستش؟ یعنی من واقعا همینقدر آروم و راضی هستم؟ خدایا شکرت... خدایا هزاران بار شکرت... ولی خدای من نذار موقتی باشی... من این دنیای ر ...
ترکیبی از اضطراب، استرس، ترس، نگرانی، دلشوره، بی حوصلگی، بی انگیزگی، ناامیدی، توی رگ به رگ من جریان داره. هیچ قرصی اثربخش نیست، هیچ انگیزه ای اونقدر محرک نیست که منو بلد کنه بذاره جلوی کتاب ها که بخونم. که تموم بشه این کنکور لعنتی و نتیجه دار تموم بشه. نمیتونم تصور کنم که یه سال دیگه از عمرم رو پای ...
بیان شده مثل مریض محتضری که روزهای آخرش رو میگذرونه و هر دفعه میایی میبینی یکی از علائم حیاتیش رو از دست داده! دیروز ۲۴ فروردین من پست آخر رو منتشر کردم ولی تاریخ رو زده ۲۵ ام! و اینکه قسمت آمار وبلاگ من کلا از کار افتاده.چه داخل پنل چه داخل صفحه اصلی (قبلا گاهی بود گاهی نبود) با این حال من همچنان ه ...
نوشتنم کور شده حس بی اعتمادی، ناامیدی، خشم، غم کلا نمیدونم چمه چیزایی که میخوام باشن نیستن روزها میاد و میره هم خوب داره هم بد اما من بداشو بیشتر میبینم شاید بخاطر اطرافیان نزدیکمه که همش ازم ایراد میگیرن همش منفی میگن همش غر میزنن همش توقع دارن من کن فیکون کنم!!! دوس دارم طبق قوانین خودم زندگی کنم ...
تاس بنداز (ترجمهی آزاد از شعر "Roll the Dice") اگر میخوای تلاش کنی، تا تهش برو. وگرنه، اصلاً شروع نکن. ممکنه از دست دادنِ دوستدختر رو معنا بده، یا همسر، خانواده، شغل، و شاید عقلت رو. تا تهش برو. ممکنه سه چهار روز چیزی برای خوردن نداشته باشی. ممکنه روی نیمکت پارک یخ بزنی. ممکنه به زندان بیفتی. مم ...
خیال الف باد تندی بود که چن قطره از گوشه چشمم دزدید و بعد یهو همه جا دوباره آروم گرفت. قلبم کسی و میخواد که قدرشو بدونه. فرصت هایی که به الف داده بودم، همراهی، حمایت و تلاشم واسش بی فایده بود. الف تا ابد تو سطل زباله زندگیم میمونه. عاشق نبودن، معشوق نبودن، حس معلق بودن داره. یعنی نه به کسی متعلقی و ...
آدمهای فوق کمالگرا؛ باید کمالگراییشون رو مهار و کنترل کنند. این تنها راهی هست که بتونند از زندگی لذت ببرند. در غیر این صورت، کمالگرایی تبدیل به یک درد و رنج بیانتها میشه. +واژه کاملگرا به جای کمالگرا رو قبول ندارم. برای کمالگرا؛ هیچ کاملی وجود نداره :) ...
او هست نمیخندد نمیگرید تنها بوی تعفن میدهد... روحش بوی تعفن میدهد... جسمش بوی تعفن میدهد... بوی خون گندیده روی روحش... بوی جسدی هزارساله و در خاک نرفته... کارش این است: تو را ببیند، نزدیکت شود، و آرام، پاکیات را بمیراند. نه با فریاد، نه با خشونت… با یک جمله... با یک نگاه.... با یک ترفند... با ...